| دسته بندی | علوم انسانی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 26 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 34 |
مقاله بررسی انقلاب اسلامی ایران و اقدامات شاه و اطرافیان او در 34 صفحه ورد قابل ویرایش
فهرست
عنوان
صفحه
مقدمه
فصل اول: اقدامات شاه و اطرافیان او
اعلان سرکوب از طرف رژیم
سیاست تضعیف مذهب
رفع حجاب از زنان
فروش زمین های دولتی به مردم و رونق زمین بازی
پیدایش طبقات اجتماعی جدید
تغییر نظام آموزش و پرورش
رویارویی روحانیت با زمینه ی آموزش و پرورش
دستگیری امام وقیام خونین پانزده خرداد
فصل دوم: هویت و اوضاع ایران
هویت ایران در مقابل غرب گرایی
اوضاع اقتصادی ایران در دوران رضا شاه
بازگشت به قدرت مطلقه شاه
فصل سوم: آغاز انقلاب
جرقه های انقلاب اسلامی
سال تجدید هیئت سیاسی در ایران
فرار شاه از ایران
پیروزی انقلاب اسلامی
علل و عوامل پیروزی انقلاب اسلامی در ایران
صفات امام خمینی از زبان چندی از علما و روحانیون
چکیده
منابع و مأخذ
مقدمه:
از روزی که پیامبر اکرم (ص)، علی (ع) و شیعیانش را گروه رستگاران نامید و ابوذر، سلمان، عمار، مقداد، و دیگر یاران پیامبر(ص) و همچنین مبارزترین و انقلابی ترین مجاهدان اسلام چون حجربن عدی، صعصه بن صوحان، مالک اشتر، عدی بن حاتم، برای نخستین بار به نام شیعه شهرت یافتند تشیع با خاطرات و تجربیات پرباری از مقاومت، مبارزه، قیام و شهادت آمیخته شد و بعنوان یک مکتب انقلابی، پرچم رسالت خونبار جهاد را در برابر ظلم، خودکامگی و فساد به دوش گرفت. تاریخ شیعه آکنده از مبارزة مداوم و بی امان و نهضتها قیام ها بر علیه حکام خودکامه و ظالم است. شیعه هیچ گاه در طول تاریخ سنگر مبارزه را ترک نکرده است و همواره شعار عدالت و امامت را به عنوان اصیلترین پیام وحی بدوش کشیده است و تا محقق نهایی این دو اصل، مبارزه با همة قدرتهای مانع و حکومتهای ظالم و براندازی هر نوع ستم اجتمایی را فرض، و بخش اجتناب ناپذیر ایمان دانسته است. مورخ و دانشمند معروف اهل تسنن «الوی» در این مورد می گوید: « شیعه نخستین کسانی هستند که تفکر انقلابی و پرچم قیام را در اسلام بر ضد طفیان بدوش کشیدند و همواره نظریات شیعه روح انقلاب را با خود همراه داشت. عقیده به امامت که شیعه بدان سخت ایمان داشت. آنها را به انتقاد و اعتراض نسبت به هیئتهای حاکمه و بالاخره به جبهه گیری در برابر آنها وا می داشت و این حقیقت در سراسر تاریخ شیعه مشهور است. بعقیدهی آنها ( شیعه) هر حکومتی غاضب و ظالم است، بهر شکل و در هر قالبی که باشد مگر آنکه امام معصول یا نایب آن زمان حکومت را در دست گیرد. به همین دلیل بود که شیعه در تاریخ بطور مداوم در یک جریان انقلابی مستمر بسر می بردند، نه آرام می گرفتند و نه آن را رها می کردند»
اعلان سرکوب از طرف رژیم
نطق یاوه گویانة شاه در 23 اسفند 1341، در پایگاه وحدتی دزفول، پرده از چهره فریبکارانة رژیم برداشت. و شاه خائن رسماً با روحانیت و رهبری نهضت اعلام جنگ نمود و مخالفان را به مرگ تهدید کرد. اعلام موضوع سرکوب از طرف شاه که در حقیقت پاسخ به اعلامیة مستدل آیات و مراجع قم بود. موجی از بگیر و به بزور اسارت و زندان و شکنجه و تبعید و محدودیت های غیر قانونی در سراسر کشور بوجود آورد و خود موجب اوجگیری بیشتر مبارزه گردید. امام با نزدیک شدن عید نوروز 1342، طی یک سلسله نامه ها و پیامها خطاب به علمای اعلام و حجج اسلام، عید نوروز را اعلام نمود ؟؟ حوز و علما را به عنوان تسلیت به امام عصر عجل الله مقامی فرجه الشریف قرار داد و تأکید فرمود علما با استفاده از این رویه مردم را به مصیبتهای وارده به اسلام و مسلمین متوجه نمایند و ضمنن اخطار شدید الحن به دولت خواستار برکناری دولت مستبد شد. علمای تهران به پیروی از خواستة رهبر نهضت، عید 1342را عزا اعلام نمودند و به هنگام خاموشی چراغهای حرم در قم که به علامت تحویل سال انجام گرفت، اعلامیه ها و ؟؟ فضای صحن و حرم را سفید پوش کرد، و ؟؟ های ساواک نتوانستند در برابر این ابتکار عمل آگاهی بخش، عکس العملی نشان دهند
سیاست تضعیف مذهب
در فاصله سالهای 1941- 1925 کاملاً آشکار شد که می توان عشایر را شکست داد و دریک برههی زمانی معین به نابودی کشاند همان گونه که طعم کوتاه زندی سکنی نشینی اجباری سبب گردید که تعداد آنان از لحاظ مرگ و میر بر اثر بیماری به گونه چشم گیری کاهش یابد. هم چنین آشکار شد که بازرگانان و اشراف برای حفظ منافع شخصی خود ندای مخالفتشان را خاموش خواهند کرد اما ملاها ( روحانیون) باقی مانده بودند با قدرتی که کمتر محسوس بود و جامعه زیر نفوذ ( معنوی) آنان قرار داشت وظیفه آنانه به عنوان تفسیر کنندگان شریعت به این معنا بود که آنان می بایست به حیاتی ترین اعمال بشری یعین ازدواج، طلاق، شهادت، سند استیفای دین از ملک رهنی انتقال املاک و قرار دادهای بازرگانی اعتبار بخشد. دو نظام قانونی مجاز شناخته شدند: قوانین شرعی که حکمفرما بر اموری مانند احوال شخصیه بود. قوانین عرفی که جنبهی غیر مذهبی داشتند و قرار بود بر امور دولیت به کار برده شوند البته به دلیل بی ثباتی کشور در سال های اخیر قوانین شرعی از تمامی اقتدارات قانونی برخوردار شده وگسترش قوانین عرفی متوقف گردیده است. براثر این وضعیت مقامات حقوقی کاملا با ضوابط شرعی پیوند خورده اند از این رو منزوی کردن روحانیون و شکست دادن آنها بسیار دشوار شده است مخالفان قوانین شرعی ناگزیر بودند که ابتدا یک نظام حقوقی را جانشین آن سازند سپس به متزلزل کردن رکن مذهب بپردازند. رضا شاه نیز همین کار را کرد. در حالی که در نظر بود آموزش و پرورش غیر مذهبی و تبلیغات ملی گرایانه که ایران پیش از اسلام نمونه آن بود برای سست کردن وفاداری مذهبی مردم به نهاد روحانیت به کار گرفته شوند اما این سیاست هنگامی می توانست کامیاب شود که عمر آن بیشتر از نظم نوین رضاشاهی باشد این سیاست با احساسات خصمانه مردم نسبت به هنر گرایی رضاشاه روبهرو شد در حالی که پادشاهی سلسله هخامنشی به زمانهای بسیار دور تعلق داشت. آزادی حاصل از گردش به اسلام از نظر نگاه تاریخی نزدیک تر می نمود.
رفع حجاب از زنان:
در سال 1935 (1314 شمسی) به سرگذاران کلاه اروپائی (کلاه شاپو) به وسیله مردان اجباری شد. در بازارهای کلاهدوزی، کلاهدوزان نمونه کاله شاپوی انگلیسی را پشت ویترین مغازه های خود گذاردند این کلاه از جنس حلبی بود. که آن را رنگ می کردند تا قیافه یک کلاه واقعی را داشته باشد. به این ترتیب بود که دستورات نظم جدید، به طور کامل و با ترس و لرز، اجراء گردید، اما در موضوعات عمده: بسیاری از این دستورات وسیله سوء استفاده و استثمار مردم قرار گرفت. تخمین زده می شود که از 000/300 نفر جمعیت مرد و زن تهران، نزدیک به 4000 زن رفع حجاب کردند. در پائیز 1934( مهر 1313) دولت با صدور اعلامیه ای، مردم را برای پذیرش آموزگاران زن بی حجاب آماده کرد. در مه 1935 (خرداد 1314) یک مرکز فرهنگی زنان که زیر نظر یکی از دختران شاه قرار داشت تأسیس گردید، و دخترها با لباس ورزشی رژه رفتند. در 28 ژوئن 1935 ( دوم مرداد 1314) نخست وزیر یک مجلس عصرانه تاریخی در یکی از باشگاه های بزرگ تهران ترتیب داد که اعضای کابینه و مقامات بلند پایه، با همسران خود در آن شرکت کردند. از این رو مایة حیرت نیست که در پی وقفه ای که در اصلاحات رضاشاه- با توجه به قیام مردم افغانستان علیه امان الله خان- به وجود آمد، اصلاحات رضاشاهی در زمینه لباس مرد، منجر به یک قیام در مشهد مقدس گردید و نیروهای ارتش که مجهز به مسلسل بودند، به داخل مسجد یورش بردند در این ضمن، حضور بانوان سرشناس بی حجاب در معابر عمومی، و پوشیدن لباس به شیوه اروپائی ادامه یافت. مردها از لحاظ نوع لباس مورد نظر خود با محدودیت مواجه شدند زیرا مقررات جدید دربارهی لباس مردان با شدت اجراء می شد. نتیجهی این سیاسیت این بود که لباس سنتی مردها که زیبا هم بود، تبدیل به لباس عجیب و غریبی شد، و سلیقهی خوب ایرانیان در لباس پوشیدن، در ظرف چند سال، از بین رفت. اما مردم فقیه، همچنان به پوشیدن پیراهن های بدون یقه. ادامه دادند. ریش خود را نتراشیدند، چرا که تراشیدن ریش را به معنای فقدان اسفبار این سنت اسلامی می دانستند. در 1936 (1315 شمسی) که روحانیون به اندازهی کافی ضعیف شده بودند. آمادة پذیرش اصلاحات رضاشاه گردیدند. از این زمان به بعد قضات می بایست دارای دانشنامهی لیسانس از دانشکدة حقوق تهران یا یک دانشگاه خارجی بوده و به مدت دو یا سه سال، کارآموزی قضائی کنند. قضات سابق که فاقد این شرایط بودند، می بایست برای ادامه کار در وزارت دادگستری امتحانات خاصی را بگذرانند اما به هر تقدیر، نمی توانستند از رتبه شش قضایی بالاتر روند.
فروش زمینهای دولتی به مردم و رونق زمین بازی:
دولت به عنوان تشکیلات بالای مملکتی قادر نبود که برای خود اعتبار بگیرد. تنها راه ممکن، وام گرفتن از دولت هایخارجی بود که در دوران حکومت قاجاریه متناول بود. اما رضاشاه، با این کار به شدت مخالف بود. این حقیقت که دولت قادر نبود از منابع مالی داخلی وام بگیرد، بیان گر نوع رابطهی دولت و مردم بود. همچنین به این معنی بود که دولت، برای تأمین مالی هزینه های « نظم نوین رضاشاهی ناگزیز بود که پول نقد را به طریقی به دست آورد. به این جهت ایجاد درآمد برای دولت مسأله اصلی آن را تشکیل میداد. یکی از راه های آن فروش زمین به مردم بود. این جریان پس از سال 1933
( 1312 شمسی) یعنی هنگامی که مجلس شورای ملی لایحه فروش نامحدود مستقلات را تصویب کرد، شتاب بیشتری می گرفت. این جریان سبب شد که الگوی مالکیت زمین، دگرگون شود، هر چجند که محاری از تأثیر بنیانی در وصفیت کسانی بود که مالک به شمار می آورند. در حالتی که آن وقت، زمین های دولتی را اجاره میدادند اینک مستأجران سابق، مالک این زمین ها شده بودند. در مناطق دور از پایتخت خان ها و اعیان و اشراف که اجاره و از زمین های دولتی بودند، به صورت مالکان آنها در آمدند. در نزدیکی پایتخت افسران ارتش و افراد نوکیسه ای که هوادار رژیم بودند، از این فرصت بهره گرفتند و در برگه مالکان زمین، در آمدند. به این جهت پس از تصویب لایحه مزبور، این افراد در موقعیت برتر قرار گرفتند، خریداری زمین، بسیار رایج شد.
چرا که علاوه بر منبع درآمد بودن رضاشاه توانست با این کار مجلس را هم از رژیم راضی نماید. اعضای مجلس در 1937( 1316 شمسی) ثروت باد آوردهی دیگری را هم نصیب خود کردند، زیرا در این سال که موضوع تأمین بودجه بانک جدید « صنعت و کشاورزی» در میان بود رضاشاه از مجلس خواست که فروش خالصه جات دولتی را هم، اجازه دهد. این خالصه جات در اطراف تهران قرار داشت
پیدایش طبقات اجتماعی جدید
جرقه های انقلاب اسلامی
درگذشت مشکوک فرزند بزرگ امام، مرحوم آیت الله حاج آقا مصطفی در نجف اشرف، موجی از تأثر توأم با خشم را میان اقشار مختلف ملت ایران بوجود آورد، و بیشتر مردم، رژیم را متهم به توطئه در این فاجعه نمودند و در قم و شهرستانهای مجالسی برای بزرگداشت شهادت فرزند بزرگوار رهبر نهضت اسلامی برپا گردید و مجلسی که در مسجد اعظم قم به همین مناسب برگذار شد، بنوبة خد در شکستن سد استبداد و اختناق، و بسیج خشم مردم، و بهره گیری بشتر از جو آزادیهای نسبی، نقش بسیار مؤثری داشت و از آن زمان زبانها و لحن ها تندتر و مبارزات تشدید گردید. این حادثه که در تعبیر امام به عنوان لطف خفی الهی آمده است. گرچه در آن زمان ضربة مهلکی بر پیکر نهضت اسلامی ایران بود، ولی نخستین جرقه ای محسوب می شد که شعله های انقلاب اسلامی را روشن کرد و راه را برای افشای هرچه بیشتر ماهیت ضد اسلامی و ضد مردمی رژیم و حامیش آمریکا باز نمود رژیم شاه به تصور این که فقدان این شخصیت بزرگ که امید آینده انقلاب اسلامی بود. رهبر انقلاب اسلامی را دچار شکست رومی و نهایتاً آسیب پذیر می کند، ناگهان در برابر صلابت امام که در کمال آرامش بدون آنکه خم به ابرو بیاورد از کنار آن گذشت دچار سرگیجه شد، و با درماندگی دچار اشتباه بزرگ دیگری شد که آغاز انقلاب اسلامی محسوب می گردد. این اشتباه که از یک محاسبة غلط نشأت گرفته بود، و رژیم به گمان خود، زمان را رای حدود شخصیت رهبر نهضت اسلامی مناسب تشخیص داده بود و رژیم به گمان خود زمان را برای ترور شخصیت رهبر نهضت اسلامی مناس تشخیص داده بود، با مقالة ناشیانة احمد رشیدی مطلق تحت عنوان ایران و استعمار سرخ و سیاه. جامة عمل پوشید. نویسندة بی شخصیت واجید ساواک رد این مقاله با وقامت کامل سعی کرده بود: اهانت به امام به زغم خود شخصیت رهبر نهضت اسلامی را بشکند و امام را به طرفداری از مالکین و شهرت طلبی و عامل اسعتار بودن متهم نماید. انتشار این مقالة ننگین در همزمان با 17 دی، به اصطلاح روز آزادی زن بود، در سراسر ایران باعکس العمل تند و خشم و نفرت عمومی مواجه گردید و بلافاصله درسها و جماعتها در حوزة علیه قم به عنوان اعتراض تعطیل شد و فضلا و طلاب بطور دسته جمعی به سوی منازل مراجع و آیات قم به راه افتادند و اجتماع بزرگ روز 18 دی در مسجد اعظم با شعارهائی چون مرگ بر حکومت پهلوی و درود برخمینی همراه شد، و با حملة پلیس تبدیل به صحنة زد و خورد گردید و در اندک مدتی زد و خورد به خیابانهای اطراف کشیده شد و تا پاسی از شب همچنان ادامه یافت. نوزدهم دیماه 1356 قم شاهد یک تعطیل عموی بود بازار و مدارس تعطیل شد و انبوه حروم به روحانیون پیوستند. و تظاهرات عظیمی براه افتاد که تا ساعت 9 شب ادامه یافت و حملة دژخیمان مسلح، تظاهرات معتد ؟؟ را به خاک و خون کشیده و با کشتار فجیع مردم بی گناه قم، 15 خرداد سال 1342 یکبار دیگر تکرار کردید. انتشار کشتار قم در سراسر ایران بازتابهای خشونت آمیزی را به دنبال آمده و اکثر مراکز آموزشی عالی به تعطیل کشیده شد و اعلامیة حضرت امام به همین مناسبت که با تعطیل یک هفته ای حوزة علمیة نجف همراه بود، مردم را بر آن داشت که فاجعهی کشتار قم را چون 15 خرداد زنده نگهدارند و با بزرگذاشت شهدا و قم و افشاگری رژیم سفاک شاه بپردازند. مراسم چهلم شهدای قم در تهران و شهرستانها با تحلیل فراوان و تظاهرات عظیم مردمی، و سخنرانی های افشاگرانه، و مبارزات خشم آلوی برگزار شد و خشونت پلیسی و حملات دژخمیان مسلح رژیم، مردم خشمگین را وادار به عکس العمل نموده و در چنین شهر سینماها، مشروب فروشیها، ساختمانهای خرب وستاخیز، مجسمه های شاه، بانکها و اتومبیلها مورد حملة مردم عصبانی قرار گرفت و آتش سوزی های سهمگینی را بوجود آورد. کامیونهای ارتشی و تانکها که بری فرونشاندن شعله هی قیام اسلامی مردم به صحنه آورده شده بود، با سنگ و آجر پرانی مردم مواجه گردید و سفید گلوله ها و غرش مسلسلها علی رغم کشته ها و مجروحین زیادی که بجای گذاشت، برای اولین بار حالت رعب انگیزی و وحشتزائی خود را از دست داد و با مقابلة مردم دست خالی از اثر افتاد. قیام خونین بیست و نهم بهمن تبریز، علی رغم حکومت نظامی و پوشدن بیمارستانها از کشته شدگان و مجروحین. روح مقاومت مردم را بیشتر کرد و آنها را در به دست گرفتن ابتکار عمل جدی تر نمود. قیام خون بار مردم قم و تبریز سراسر ایران را در ماتم فرو برد و مردم به تبعیت از رهبری نهضت، عید را عزای عمومی اعلام نمودند و اجتماعات را به بزرگداشت شهدای قم و تبریز اختصاص داد. در همان روزهای اولیه سال نو، جنبش باشکوه مردم یزد حماسة قم و تبریز را تجدید نمود، و آیت الله صدوقی مردم را به تعطیل عمومی و اجتماع در مسجد جامع یزد دعوت نمود. و در آن اجتماع باشکوه خواستار بازگشت امام و آزادی آیت الله طالقانی آیت الله منتظری و سایر زندانیان سیاسی شد و در پایان سخنرانی پرشور این روحانی مجاهد، مردم به خیابان ریختند و خشم و نفرت خود را با شکستن شیشه های مشروب فروشی ها، سینماها و گیشه های رستاخیزی به نمایش گذارردند. این راهپیمایی با شکوه با تیراندازی مأمورین مسلح رژیم به صحنة خونین و وحشیانه ای تبدیل شد و جمعی کشته و عده ای زخمی گردیدند و سیاست سرکوب خونین یکبار دیگر جایگزین فضای باز سیاسی گردید. رژیم شاه بدنبال قیامهای خونین که پشت سر هم در قم، تبریز و یزد به وقوع پیوست، جمعی از علمای مبارز را به زندان، و عده ای را به تبعید گاهها فرستاد و یکبار دیگر همه چیز عوض شد و سیاست سرکوب سالهای خفقان 1342- 1344 تکرار گردید.
سال تجدید حیات سیاسی در ایران
برای ملت ایران سال 1356 بدنبال سالها دیکتاتوری و سرکوب و اختناق که با نسیم فضای باز سیاسی و به برکت آزادی کارتری چون داروئی مخدر دردهای خود را فراموش کرده بود، سال تجدید حیات سیاسی محسوب می شود شاه در نیمهی دوم سال 1356 به آمریکا رفت تا با کارتز ملاقات کند و با گزارش انجام مأموریتهای محوله ضمن جلب حمایت وی، دستورات جدیدی را دریافت نماید. هنگامی که شاه در مقابل کاخ سفید با کارتز دست می داد، فریاد « مرگ بر شاه» دانشجویان مسلمان و مبارز در برابر تظاهرات مصنوعی موافقین شاه که عمدتاً از ساواکیها بودند، نمونه ای از آثار فضای باز سیاسی را به نمایش گذاشت با تجدید حیات نهضت اسلامی ملت ایران، که مبارزات اسلامی با قدرت وسعت رو به تزایدی پیش رفت دیگر راه برگشت وجود نداشت حتی اگر کاخ سفید هم از سیاست خود در ایران پشیمان می شد کاری نمی توانست از پیش ؟ اکنون سیاست حقوق بشر به همان اندازه که مشکل حزب حاکم در آمریکا را حل کرده بود، برای رژیم وابستة شاه، مشکلات سیاسی بوجود آورده بود. سیاست فضای باز سیاسی نیز نه تنها رژیم شاه را به اهداف سیاسی خود نائل کرده و تشنج و خشم ملت را نزد واه بود، بلکه مشکلات جدیدی نیز بر انبوه مشکلات حل نشدة پیش، افزوده بود.
فرار شاه از ایران
سرانجام مصدق تلاش کرد تا در مورد انحلال مجلس به آرای عمومی مراجعه کند، لکن با مخالفت شدید کاشانی روبرو شد و نتوانست نقشه خود را عملی سازد. شاه در 13 اوت (23 مرداد) سرلشکر زاهدی را به جانشینی مصدق تعیین کرد اما مصدق از اجرای فرمان شاه خودداری نمود. در 14 اوت ( 24 مرداد) نقشه سرلشکر زاهدی برای دستگیری مصدق به شکست انجامید و زاهدی ناگزیر به پنهان شدن در نقطه ای گردید. در همان زمان شاه همراه با ملکه ثریا و یک خلبان با هواپیمای اختصاصی خود از کلار دشت پرواز کرد و به بغداد رفت. وی پس از اقامت کوتاهی در بغداد راهی رم شد.
| دسته بندی | علوم انسانی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 16 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 13 |
مقاله بررسی انسان،علم، معنا در 13 صفحه ورد قابل ویرایش
انسان تقریباً موجود مرکبی است که تجزیه و تحلیل آن بآسانی صورت نمی گیرد و با ترکیب و جسم ظاهری نمی توان نسبت بخصوصیاتی درونی او قضاوت نمود و تا کنون هم اسلوب و روش خاصی بدست نیامده که ما بتوانیم مانند یک مسئله ریاضی تمام اعضاء و اجزاء و روابط او را با یکدیگر و مخصوصاً روابطی که با دنیای خارج پیدا می کند تحت مطالعه قرار می دهیم.
در مورد انسان بسیاری از چیزهاست که مختصراً بدون جواب می ماند، ما می دانیم که همگی از ترکیب انسان و بافته های اعصاب و عضلات و یک رشته تمایلات غرایز مخصوص بوجود آمده ایم اما روابط این تمایلات با سلولهای مغز جزء اسراری است که تا کنون هیچ عالمی روانشناسی نتوانسته است کشف کند.
اگر بخواهیم حقیقت را بگوئیم این انسان غیر حقیقی که ساخته و پرداخته تمدن امروزی است کاملاً شبیه به قصرهای مجلل است که روی کارت نقاشی نشده و ساختگی تر از این انسان آن انسانی است که روی تئوریهای غلط و تخیلات شاعرانه مارکس که می خواست اجتماع آینده دنیا را بنا کند.
انسان دارای دو صورت است:
ما میل داریم همیشه زندگی کنیم و در عین این زندگی می خواهیم آزاد و مستقل باشیم، آن را از سایر موجودات جدا می دانیم، سعی و کوشش افراد انسان همین بوده است که تا سر حد امکان مشکلات زندگی را آسان نماید و چندان توجهی به مسائل مشکل بدن انسان و نیروی مرموز روحی نداشته اند.
اندازه و شکل بدن انسان:
بدن انسان را می توان به نسبت یک اتمی کوچک و یک ستاره عظیم اندازه گرفت یعنی به نسبت اشیائی که ما خود را با آن مقیاس می گیریم بدن انسان کوچک یا بزرگ جلوه می کند. در طول بدن انسان مساوی دویست هزار سلول و بافته های بدن یا معادل دو میلیونه میکروب های معمولی است بشرطی که این سلولها با میکروبها را روی هم قرار بدهیم.
طول عمر انسان:
هر انسان زنده ای با پیروی غریزه حیاتی مایل است که زیاد عمر کند و مخصوصاً می خواهد در دوره عمر خود همیشه جوان باشد یعنی نیروی جوانی در زمان پیری در او وجود داشته باشد پس به چه علت است که تا کنون نتوانسته ایم این راهها را پیدا کنیم.
بعضی عقیده دارند که فعالیتهای زیاد و صرف انرژی بدن باعث کوتاهی عمر میشود اشخاصی که زیاد غصه می خورند و زندگی ناراحت و هول انگیزی دارند از عمر طولانی محرومند دسته دیگر معتقدند که زیادی عمر او محال و خارج از قاعدهای است و ممکن نیست بشر ناتوان بتواند در این راه موفقیت پیدا کند ولی پیدا شدن چند دسته از مردمانی که صد سال یا بیشتر عمر کرده اند ثابت می کند اگر موجباتی فراهم شود، اشخاص دیگر هم می توانند به آن برسند اما مطلبی که در اینجا مورد توجه است اینست که عمر زیاد در صورتی مفید است که نیروی خیالی انسان به یک نسبت معنی پایدار بماند در صورتی که خلاف این موضوع بیشتر عمومیت دارد یعنی غالب جوانی در دوره جوانی چنان ضعیف و فاقد نیرو می شوند که از پیران و سالخوردگان ناتوانتر و بی جان ترند از طرف دیگر اگر بنا باشد تمام مردم با این ضعف و ناتوانی به سن هشت یا نود برسند بسیاری از دانشمندان در مراحل اولیه در مقابل این آرزو با شکست های سخت واجه گردید و کسی نتوانست با هیچ وسیله رمز جوان ماندن را بدست بیاورد.
با این حال و با وجود شکست های متوالی انسان احتیاج دارد و می خواهد همیشه جوان بماند. اما متاسفانه تمدن علمی و پیشروی در عالمی ماده تا مدتی دریچه دنیای روح و حقیقت را بروی انسان بسته بود و چون بطور دائم و مدام با علم ماده سر و کار داشتیم نتوانستیم در این زمینه موفقیتی حاصل نمائیم.
در مرحله اول چیزی که برای ما مسلم است این است که نیرومندی بدن ما همیشه باید حفظ شود اما این نیرومندی و نشاط زندگی تا کنون نتوانسته است حتی یک روز بر عمر انسان بیفزاید و بطوریکه تجربه نشان داد در قرنهای اخیر یک مرد چهل و پنج ساله نیرومند نمی تواند امیدوار باشد که فرضاً عمر او تا سن هشتاد برسد بلکه بطور محسوس مشاهده می شود که بتدریج طول عمر انسان کم می شود.
روابط بدن انسان با دنیای خارج:
انسان بوسیله دستگاه و سلسله اعصاب خود تاثیرات خارج را در بدن ضبط و از راه اعضاء و عضلات خود به خارج پس می دهد برای ادامه زندگی انسان راه باطن بیشتر از راه اعضای خارج خود نبرد می کند- انسان دارای دو نوع سلسله عصبی است یک سلسله عصب مرکزی آن در مغز و بوسیله عضلات بدن پخش می شود دوم سلسله عصب مجهول که برعکس سلسله عصب مرکزی از روی اراده انسان نیست و این سلسله عصب مربوط به سلسله عصب مرکزی است و هر دوی آنها ترکیبات بدن را مجزا و هر کدام با دنیای خارج با یکی از اعضا ارتباط پیدا می کند. سلسله عصب مرکزی شامل مغز سر و نخاع می باشد که مستقیماً با عصب عضلات و غیر مستقیم با سایر اعضا ارتباط پیدا می کند.
یکی از وظایف مهم دستگاه مرکزی پاسخ دادن سریع بتمام تاثیرات خارجی و ایجاد حرکات منظم بدن ما است بطور کلی بوسیله دستگاه عصبی ما می توانیم با دنیای خارج ارتباط پیدا کنیم- اعضای بدن ما، مانند معده، جگر و قلب و غیره تحت اراده ما کار نمی کنند و برای ما تقریباً غیر ممکن است مقدار ظرفیت رگها یا حرکات قلب خود را کم یا زیاد کنیم. استقلال این حرکات بواسطه وجود همان اعصاب حساسه در هر یک از اعضاء است و جریان منظم هر یک بوسیله توده های عظیم سلولها و سلسلههای اعصاب هر یک از آنها در زیر جلد و سایر قسمتهای بدن صورت می گیرد و به عبارت دیگر هر یک از اعضای بدن دارای دستگاه منظم سلسله عصبی مرکزی و مجهول و حساس است که اجتماع تمام آنها حرکت مستمر اعضا را روی نظم و انضباط غیر قابل انحرافی اداره می نماید.
تجزیه و تحلیل بدن انسان:
بدن انسان در ظاهر جسم مرکبی است که بوسیله اجتماع عظیم نژادهای مختلف سلول که هر کدام از آنها میلیاردها انسان زنده را در بردارند مشغول فعالیت است- این موجودات بیشمار در دریای مواجی از مایعات و مواد شیمیائی که خودشان برای زندگی خود ساخته یا از غذاهای وارده بدن جذب نموده اند شناور می باشند و در عین حال بوسیله سلسله اعصاب به یکدیگر مربوط می شوند بطوریکه ما بدن انسان را بصورت اجتماع عظیم و منظمی تصور می کنیم پس با این ترتیب می توانیم معتقد شویم که بدن انسان با وجود مرکب بودن چون همه آنها باستعانت یکدیگر عمل واحدی را انجام می دهند جسم بسیار ساده ای است.
یکی از فلاسفه اخیر قرن نوزدهم آن قدر تنزل فکر پیدا کرده بود که عقیده داشت خداوند یعنی خالق تمام دنیا یک موجود ریاضی دانی است از تمام موجودات را روی اصول ریاضی از نیستی به عالم هستی آورده است و اگر عقیده او درست باشد باید گفت دنیای ماده و موجودات زنده و خلقت انسان بوسیله این خدا بوجود نیامده است به جای اینکه این تصورات راهی را در مغز خود تقویت نماییم بهتر است در فعالیتهای جسمی و روحی بدن خود مطالعه کرده آن قدر پیش برویم تا بتوانیم به دنیای مرموز را سراسر آمیز عالم خلقت نزدیک می شویم.
رمز موفقیت انسان:
بدن انسان قابل قسمت نیست اگر اعضای بدن انسان را از هم جدا کنیم حیات او قطع می شود. و با اینکه در ظاهر امر غیرقابل قسمت بنظر می رسد معهذا می دانیم که دارای قسمتها و قطعات مختلفی است- بدن انسان هم دارای چنین کیفیتی است و هر کس می تواند با قوه فکر این جسم ساده را برای اینکه بخواهیم بدن انسان را مطابق واقع مورد آزمایش و تحقیق قرار دهیم ناچاریم از تمام رشته های علم استمداد کنیم و همین موضوع یکی از بارزترین و میل اشکالات زندگی ما است مثلاً اگر بخواهیم تاثیرات یکی از عوامل روانشناسی بدن انسان را مورد مطالعه قرار دهیم ناچاریم از علم طب و جراحی و فیزیک و شیمی استمداد کنیم همیشه اینطور است که یک تجربه بسیار ساده اسلوبها و فرضیات و تئوریهای علوم مختلفه مورد استفاده قرار می گیرد.
چگونه باید داخل مبارزه حیاتی شد
انسان موجود قابل ارتجاعی است که خیلی زود و آسان تحت تآثیر عادات و فعالیتهای روحی واقع میشود و عادات اجتماع هم بطوری در ما تإثیر مینماید که ما چه بخواهیم یا از آن گریزان باشیم بسوی رنگ ؟ اجتماع کشیده میشویم – هر یک از ما میخواهیم دارای شخصیت باشیم همه کس را بشناسیم و همگی ما را بشناسند می خواهیم فرمان بدهیم و سعی می کنیم که از ما اطاعت کنند. در این اجتماع همه رنگ آدم خوب و بد با اخلاق و عادت مختلف یافت میشود و هرکدام از طبقات سعی دارند که آنچه را که میخواهند صاحب شوند.
اما در حالی که همه ما طالب آرزو و آمال خودمان هستیم- هر کدام از ما با یک روش و طریقه خاص در زندگی شروع بکار میکنیم این طریقه و ؟ را هم ما از اجتماع می گیریم و آنچه از دیگران مشاهده میکنیم و سعی داریم آن را با وجه پسندیدهتری درباره خود عملی کنیم و گاهی هم اتفاق میافتد که با اینکه همه چیز را می بینیم از همه الگو بر نمی داریم بعضیها را میپسندیم و مطابق آن عمل میکنیم و دسته دیگر را کنار میگذاریم.
بهترین وسیله برای رسیدن باین نقشهها برای انسان مبارزه است ما برای بدست آوردن هر چیز باید مبارزه کنیم از بعضیها شکست میخوریم و برعکس بر بسیاری از آنها فائق میگردین برای بدست آوردن موقعیت و مقام و ثروت یا هر چه کمال مطلوب ما است بغیر از مبارزة کشمکش چارهای نداریم در این حال هوش ما بکار میافتد و بعد از اینکه بکار افتاد برای جلب موفقیت خود مجبوریم از هوش و فکر خود سوء استفاده کرده و به حیله و تزویر و تدابیر مختلف متوسل شویم.
عشق و علاقهای که انسان برای جلب موفقیت در خود احساس میکند منیت بااشخاص و اجتماع فرق میکند. برای بدست آوردن موفقیت بهترین راه کامیابی مبارزه حیاتی است بشرط اینکه زود خسته و دلسرد نشده را فرار و عقبنشینی را انتخاب ننمائید.
بعضیها در مبارزه حیاتی زود شکست خودره فرار میکنند و چون نمیتوانند زیادتر از آنچه استعداد دارند فعالیت نمایند با گوشهگیری و ضعف نفس دستههایی از کارگران کارخانجات و فقرا و تهیدستان را تشکیل میدهند. اما برعکس اشخاصی که با حرارت و نیت کار زیاد فعالیت نشان می دهند هر نوع کار و مشغله برای آنها سرگرمی و لذت بخش است و کمتر فرصت غصه خوردن و آهکشیدن جهت آنها فراهم است زیرا مثلاَ فرزندی که میمیرد مادر مجبور است که از سایر فرزندان دیگر خود پرستاری کند دیگر فرصت آن را ندارد که در فراق فرزند خویش زانوی بغل گرفته عزادار باشد.
در انتها انتظار داریم اشخاصی که در تعلیم و تربیت اطفال را عهده دار شدهآند برای ترقی و تعالی عالم بشریت و به منظور اینکه بشر گمراه را به سرمنزل سعادت برسانند در برنامههای خود اصول تربیتی را رعایت نمایند.
| دسته بندی | اقتصاد |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 146 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 133 |
مقاله کامل بررسی مشکلات پیاده سازی بودجه بندی عملیاتی در بانکهای سپه استان یزد و ارائه راهکار مناسب در 133 صفحه word قابل ویرایش با فرمت doc
1-1-مقدمه
استفاده از یک سیستم بودجه ریزی مناسب می تواند بسیار مؤثر باشد و بودجه ریزی عملیاتی نوعی سیستم بودجه ریزی است که بر رابطه بین هزینه های انجام شده و نتایج تأکید دارد ولی اجرای نظام بودجه ریزی عملیاتی همواره با مشکلاتی روبرو خواهد بود. ما در این تحقیق سعی میکنیم موانع و مشکلات بودجه ریزی عملیاتی در بانکهای سپه استان یزد را بررسی کنیم و راهحلهایی را برای رفع این مشکلات ارائه دهیم.
1-2- بیان مسئله:
بودجه یکی از پدیده های بسیار مهم در مدیریت امروزی است که شامل ابعاد گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فنی و مدیریتی است. مسئله اصلی در نظام بودجه ریزی کارآیی نظام مربوط می باشد. بدین معنی که براساس اطلاعات موجود برگرفته از عملکرد سیستم جاری به چگونگی کارآیی و اثربخشی سیستم پی برده شود،منابع مورد نیاز اجرای برنامه ها شناسایی شود و در نهایت معیارهای سنجش و نظارت و کنترل بدست آید.
در کشور ما بررسی برخی شاخص های بودجه ای که نشاندهنده عدم توفیق مدیران مالی دولت در دستیابی به اهداف خود و هم چنین بی انضباطی های مالی موجب گردید که معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی را بر آن دارد که اصلاح نظام بودجه ریزی را کشور از سال 1380 در دستور کار خود قرار دهد و اصلاحاتی را با هدف پیاده سازی بودجه ریزی عملیاتی براساس قیمت تمام شده بعنوان جایگزین بودجه ریزی سنتی در ایران آغاز کند. با این وجود به رغم این تاکیدات و تلاشهای صورت گرفته آنچه که در عمل اتفاق افتاد صرفاً به تغییر طبقه بندی اقلام درآمدی و هزینه ای خلاصه شد.
با توجه به مطالبی که بیان گردید می توان دریافت که ضرورت توجه به موانع پیاده سازی
بودجه ریزی عملیاتی در دستگاههای اجرایی از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. و در این تحقیق به همین موضوع پرداخته شده است و بودجه بانکهای سپه استان یزد که توسط مدیران و معاونین تهیه می گردد به صورت موردی بررسی گردیده و سعی گردیده تا مهمترین عواملی که مربوط به مشکلات پیاده سازی بودجه ریزی عملیاتی می باشند مورد بررسی و مطالعه قرار گیرند و همچنین راه کارهایی جهت کاهش موانع ارائه گردد. بنابراین سوال اصلی در این تحقیق این است که آیا عوامل مدیریتی بر مشکلات پیاده سازﻯ بودجه ریزی عملیاتی تاثیر معنادار دارد؟ و کدامیک از عوامل مدیریتی بر پیاده سازی بودجه ریزی عملیاتی تاثیر معنادار دارند؟ و همچنین این تحقیق درصدد است که اثبات نماید هر یک از عوامل محیطی، انسانی، و فرآیندی چه میزان تاثیر داشته و آیا عدم وجود هر کدام مانع اجرای موثر بودجه ریزی عملیاتی دربانکهای سپه استان یزد می گردد؟
فهرست مطالب:
پیشگفتار
فصل اول:کلیات تحقیق
1-1 مقدمه
1-2. بیان مسئله
1-3.ضروریت و اهمیت تحقیق
1-4.اهداف تحقیق
1-5.فرضیه های تحقیق
1-6.متغیرهای تحقیق
1-7.روش تحقیق
1-8.ابزار گردآوری داده های تحقیق
1-9.جامعه آماری و نمونه گیری
1-10.روش تجزیه و تحلیل داده ها
1-11.قلمرو تحقیق
1-12.تعاریف عملیاتی
1-13.محدودیتهای تحقیق
1-14.جمعبندی و نتیجهگیری
فصل دوم:پیشینه تحقیق
2-1 مقدمه
2-2.بودجه بندی و انواع روشهای بودجه بندی
2-2-1-تعاریف بودجه
2-2-2-مقاصد بودجه بندی
2-2-3-وظایف بودجه بندی
2-2-4-روشهای بودجه بندی
2-2-5-اساس بودجه بندی عملیاتی
2-2-6-تفاوت بین بودجه برنامه ای و عملیاتی
2-2-7-معایب و مزایای روش بودجه عملیاتی و سنتی
2-3. عوامل بودجه بندی
2-3-1-عوامل محیطی
2-3-2-عوامل فنی-فرایندی
2-3-3-عوامل انسانی
2-4.مبانی نظری بودجه عملیاتی
2-4-1-طرز تنظیم بودجه عملیاتی
2-4-2-چرا بودجه عملیاتی
2-4-3-بازدهی بودجه بندی عملیاتی
2-4-4-تجربه برخی از کشورها در اجرای نظام بودجه ریزی عملیاتی
2-4-4-1-کانادا
2-4-4-2-انگلیس
2-4-4-3-امریکا
2-4-4-4-ایرلند
2-4-4-5 هلند
2-4-5-مزایای بودجه بندی عملیاتی
2-4-6-بودجه بندی عملیاتی در بنگاههای فدرال
2-4-7-تجربیات بودجه بندی عملیاتی در کالیفرنیا
2-4-8-تحقیقات انجام شده در ایران وخارج
2-5 نتایج و جمعبندی
فصل سوم: روش تحقیق
3-1.مقدمه
3-2.روش تحقیق
3-3.اهداف تحقیق
3-4.فرضیه های تحقیق
3-5.متغیرهای تحقیق
3-6.جامعه آماری
3-7. نمونهگیری
3-8.روش گردآوری اطلاعات
3-9.روایی
3-10.پایایی
3-11- روش آزمون فرضیه ها
3-12 خلاصه و جمعبندی
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
4-1 مقدمه
4-2.نتایج توصیفی سؤالات عمومی پرسشنامه
4-3-نتایج تجزیه و تحلیل آزمون فرضیه اصلی
4-4- نتایج تجزیه و تحلیل آزمون فرضیه فرعی اول
4-5-نتایج تجزیه و تحلیل آزمون فرضیه فرعی دوم
4-6- نتایج تجزیه و تحلیل آزمون فرضیه فرعی سوم
4-7 نتیجه فصل
فصل پنجم:نتیجه گیری و پیشنهادات
5-1.نتیجه گیری کلی
5-2.پیشنهادها
فهرست جدول ها
جدول 2-1 : مزایا و معایب سیستم بودجهبندی عملیاتی و سنتی
جدول 2-2 : مطالعات انجام شده در زمینه بودجهریزی عملیاتی در ایران
جدول 2-3 : مطالعات انجام شده در زمینه بودجهریزی عملیاتی در خارج
جدول 3-1 : جامعه آماری و حجم نمونه آماری
جدول 4-1 : سابقه کار کارکنان بانک سپه استان یزد
جدول 4-2 : مدرک تحصیلی کارکنان بانک سپه استان یزد
جدول 4-3 : رشته تحصیلی کارکنان بانک سپه استان یزد
جدول 4-4 : پرسشنامه مربوط به فرضیه فرعی اول
جدول 4-5 : رتبه پرسشنامه مربوط به فرضیه فرعی اول
جدول 4-6 : پرسشنامه مربوط به فرضیه فرعی دوم
جدول 4-7 : رتبه پرسشنامه مربوط به فرضیه فرعی دوم
جدول 4-8 : پرسشنامه مربوط به فرضیه فرعی سوم
جدول 4-9 : رتبه پرسشنامه مربوط به فرضیه فرعی سوم
جدول 4-10 : اولویت بندی عامل انسانی بر اساس آزمون رتبهای فریدمن
جدول 4-11 : اولویت بندی عامل فنیوفرآیندی بر اساس آزمون رتبهای فریدمن
جدول 4-12 : اولویت بندی عامل محیطی بر اساس آزمون رتبهای فریدمن
جدول 4-13 : رابطه بین رشته، تحصیلات و تجربه با عوامل مدیریتی
جدول 4-14: نتایج مربوط به فرضیهها
فهرست نمودارها
نمودار4-1: سوابق کاری کارکنان بانک سپه استان یزد
نمودار4-2: تحصیلات کارکنان بانک سپه استان یزد
نمودار4-3: رشته تحصیلی کارکنان بانک سپه استان یزد
| دسته بندی | اقتصاد |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 39 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 54 |
مقاله کامل بررسی عوامل موثر بر رضایت شغلی کارکنان سازمان مدیریت و برنامه ریزی در 54 صفحه word قابل ویرایش با فرمت doc
فهرست مطالب:
چکیده تحقیق
مقدمه
فصل اول
مقدمه پژوهش
طرح مسأله
سئوالات تحقیق
اهمیت موضوع تحقیق
فرضیه های تحقیق
تعاریف عملیاتی
فصل دوم
تعریف و تعیین جامعه
نمونه و روش نمونه گیری
ابزار اندازه گیری
اعتبار یا پایایی پرسشنامه
روش تحقیق
روش آماری
فصل سوم
تحلیل توصیفی داده ها
فصل چهارم
بحث ونتیجه گیری
محدودیته های تحقیق
پیشنهادات
مقدمه:
برای هر مدیری در سازمان آگاهی از مسئله انگیزش کارکنان ، که در واقع پی جویی علت و سبب حرکت و رفتارهای اعضا و افراد سازمان است ضرورت نام دارد. کنکاش ور انگیزش پاسخ چراهای رفتار آدمی است. چرا انسان در سازمان کار می کند چرا بعضی افراد بسیار فعال و برخی کم کارند علت علاقه به شغل و بی علاقگی به کار چیست؟
این سئوالات وم بسیاری دیگر هفه با موضوع انگیزش در ارتباط هستند و پاسخ به آنها در انگیزش و انگیزه های کارکنان خلاصه می شود. از این رو مدیران با احاطه به نحوه انگیزش کارکنان و انگیزه های آنان می توانند در تحقیق اهداف سازمان به کمک کارکنان به سهولت گام برداشته و در انجام سایر وظایف خود نیز موفق باشند.
از این رو جلب رضایت کارکنان و علاقه مند کردن بیشتر آنها به شغل مورد تصدی و در نتیجه بر آورده شدن اهداف سازمانی از اهمیت خاصی برخوردار است اگر علل و یا عدم رضایت آنها نسبت به کارشان مشخص گردد، به منظور بهبود و ارتقاء شرایط کار و نیز جلب رضایت بیشتر آنها می توان تلاشهای اساسی تری مبذول داشت چرا که وقتی انسان از شغل خود احساس خشنودی نماید ناخود آگاه مسئولیت خویش را با دقت بیشتری به انجام رسانده و از آن خوشحال خواهد شد
بررسی و شناخت انگیزش و ایجاد آن در کارکنان در قلب هر سازمانی جای دارد و هر سازمانی موفقیتش در گروی ایجاد انگیزه در کارکنان از طریق مدیر و رهبر آن می باشد.
حال با توجه به اهمیت انگیزش شغلی در بالا بردن اثر بخشی سازمان برنامه و بودجه کشور، محقق سعی دارد تحقیقی را تحت عنوان « بررسی عوامل موثر در انگیزش شغلی کارشناسان سازمان برنامه و بودجه کشور به مبنای سلسله مراتب نیازهای مازلو» انجام دهد. این تحقیق تلاشی است برای جواب دادن به سئوال فوق به امید آنکه نتایج این تحقیق در نهایت موجب رشد و اثر بخشی سازمان برنامه و بودجه کشور گردد
بیان مسأله
بحث و بررسی در خصوص ارضای نیازها و عوامل دیگری و اثر بخشی بیشتر کارکنان و ایجاد محیطی صیفی و پر جاذبه برای آنان در محیط های سازمانی توجه هر فرد دلسوز به آینده این مرز و بوم را به خود معطوف می آورد. چرا که با تلاش و همفکری کلیه آمار و سازمانهای جامعه است که می توان به طور طبیعی امیدوار بود از طریق اعمال یک مدیریت صحیح و علمی کشور واقعاً در جهت توسعه و پیشرفت قدمهای اساسی بردارد. از آنجا که محقق خود چندی است در سازمان برنامه و بودجه کشور به عنوان کارشناس تحقیقات مشغول به کار می باشد و بارها شاهد تغییر و حیات کارشناسان این سازمان بوده است لذا همواره این سئوال برایش مطرح بوده و هست که چرا و چگونه در پاره ای موارد از طریق ایجاد انگیزیش و ارضای نیازهای منطقی و معقول کارشناسان در دلبستگی به کار و بالا بردن روحیه آنها تأثیر مثبت حاصل شده و با بالعکس در اثر کم توجهی و ضعف مدیریت،تا چه حد در روحیه و انگیزه افراد اثر سوء گذاشته است چرا برخی افراد در سازمان با وجود امکانات و مزایای یکسان فعال و دارای انگیزه و برخی دیگر، تمامی مشکلات ماندگار می شوند؟ در چه صورتی افراد حداکثر توان خود را در کار به عمل می آورند؟چگونه می تون روحیه شغلی آنان را افزایش داد؟ و چرا و چراهای دیگر موجب شده است که محقق در انی خصوص گام برداشته تا عوامل موثر و اسایی در انگیزش کارشناسان سازمن برنامه و بودجه را مورد بررسی قرار دهد و از این رهگذر بتواند در جهت ارتقا و اثر بخشی عملکرد کارشناسان در راستای اهداف سازمان رهنمودها و راهکارهایی هر چند ناچیز ارائه دهد.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 33 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 42 |
مقاله بررسی انسان شناسی از نظر هابز در 42 صفحه ورد قابل ویرایش
فهرست مطالب
وضع طبیعی و قرارداد ?
الف: وضع طبیعی ?
ب: قرارداد اجتماعی ??
ج: معمای زندانی ??
عوامل پیدایش نظریه تصویری ??
نکات تشابه تصویر و قضیه ??
رد نظریه رساله در باب «معنی واژهها و جملات» ??
صورت منطقی ??
گزارههای بنیادین و گزارههای غیر بنیادین ??
الف: وضع طبیعی
هابز در تحلیلی روانشناسانه از انسان معتقد است که حرکتهایی کوچک درون انسان وجود دارند که پیش از حرکتهای ارادی انسان مانند سخن گفتن راه رفتن و دیگر حرکتهای ارادی مشابه وجود دارند، این مقدمات محدود و اولیة حرکت در درون بدن آدمی، قبل از آنکه در عمل راه رفتن، سخن گفتن، زدن و دیگر اعمال مشهود آشکار شوند، عموماً کوشش خوانده میشوند.» اگر این کوشش معطوف به چیزی است که محرک آن میباشد خواهش یا میل خوانده میشود و وقتی در جهت گریز از چیزی باشد بیزاری هابز در ادامه شرح میدهد که عشق و نفرت ناشی از همین میلی یا بیزاری می باشد همچنین امید و بیم نیز اسامی دیگر می باشد که میل و بیزاری به آنها معنا میبخشد. بر اساس همین نظر، هابز خوب و بد را نیز بر مبنای میلی تعریف میکند. اگر انسان چیزی را خوب میداند به معنی آنست که به آن میلی دارد و در صورتی که آن را بد نیامد، به این معناست که بدان میلی زاده، یا به عبارت دیگر از آن بیزار است. با این وصف میتوان گفت هابز مدعی است که ارزشهایی مثل خوب و بد ذهنی و نسبی می باشند و دیگر نمیتوان گفت صفت خوبی که ما به چیزی نسبت میدهیم در ذات آن چیز است. «بنابراین، اختلاف نظر درباره ارزشها، همان اختلاف نظر درباره سلیقههاست. [و] البته میتوان انتظار داشت که مردم درباره اینکه برخی چیزها به نظرشان خوب و برخی چیزها بر آید با هم اختلاف عقیده داشته باشند.» این اختلاف تا حدی است که چیزی که برای فردی کاملاً خوب به نظر میرسد توسط دیگری به تعریف شود.
بیان این مقدمه به درک بهتر وضع طبیعی تبیین شده بوسیله هابز کمک میکند. هابز در فصلی از لویاتان که در باب وضع طبیعی آدمیان و سعادت یا تیره روزی آنها در آن وضع نگاشته است بحث خود را با برابری آغاز میکند. او میگوید آدمیان بر حکم طبیعت در تواناییهای بدل و ذهنی با هم برابرند. معنای گفته او این نیست که واقعاً همه به یک اندازه از نیروی بدنی و ذهنی برخوردارند، بلکه میخواهد بگوید روی هم رفته کاستیهای آدمی از یک وجه با دیگر خصوصیاتش جبران میشود. کسانی که از نظر قوای جسمی ضعیفتر هستند به کمک دسیسه و نیرنگ میتوانند بر قویترها فائق شوند و تجربه همه انسانها را در کارهایشان برای چارهاندیشی و تدبیر کمک میکند.
این برابری انسانها بخاطر وجود خصلتهای خودخواهانه و انگیزههای انسانها در نهایت به وضعی غیرقابل تحمل منجر میشود. هابز معتقد است: «از همین برابری آدمیان در توانایی، برابری در امید و انتظار برای دستیابی به اهداف ناشی میشود. و بنابراین اگر دو کس خواهان چیز واحدی باشند که نتوانند هر دو از آن بهرهمند شوند، دشمن یکدیگر می گردند و در راه دستیابی به هدف خویش (که اصولاً صیانت ذات و گاه نیز صرفاً کسب لذت است) میکوشند تا یکدیگر را از میان بردارند یا منقاد خویش سازند.
در این وضع معقولترین کاری که هر کسی می تواند بکند آنست که برای گریز از ترس و تامین امنیت خود از دیگران پیش بگیرد، یعنی هر کس باید از طریق زور یا تزویر بر همه آدمیان تا آنجا که میتواند سلطه و سروری» بیابد، تا وقتی که هیچ قدرتی برای به خط انداختن او وجود نداشته باشد. از نظر هابز انسانها برای حفظ و حیات از خود مجاز به این کار میباشند. زیرا همانگونه که در گفته شرهابز یک اصل محوری در فلسفه اخلاق خود ارائه میدهد و آن اصل که «حق طبیعی» میباشد توضیح دهنده رفتار آدمیان در وضع طبیعی میباشد. حق طبیعی انسان را به حفظ خود و پیروی از خواهشهای هدایت میکند.
وقتی انسانها در پی صیانت از خویش و پیروی از امیال و خواهشهای خود هستند این امر به رقابت و ترس از دیگران میانجامد، همچنین چون قدرتی در کار نیست که آنها را در حال ترس و احترام کامل نیست به هم نگه دارد از مصاحبت و معاشرت با هم ناراحت میباشند. این شرایط به ادعای هابز به خاطر این پیش میآید که هر کس میخواهد دوستش برای او همان ارج و قدری را قائل شود که خود او بر خود مینهد و اگر ببینید او را خوار میشمرند میرنجد و در صدد انتقام بر میآید.
هابز معتقدات که سه علت اصلی در نهادان نها برای کشمکش و منازعه وجود دارد. این سه علت رقابت، ترس و طب عزت و افتخار میباشد. رقابت برای کسب سود بیشتر میباشد، ترس برای کسب امنیت بوجود میآید و طلب افتخار موجب تعدی به دیگران میگردد. از اینجاست که وی نتیجه میگیرد که تا زمانی که ما آدمیان بدون قدرتی عمومی به سر برند که همگان را در حال ترس نگه دارد، در وضعی قرار دادند که جنگ خوانده میشود؛ و چنین جنگی جنگ همه بر ضد همه است.
البته این جنگ همان نبرد یا فعل جنگیدن نمیباشد بلکه طولی از زمان است که در آن اراده و ستیز کردن و نبرد نمایان میباشد و بوی جنگ به مشام میرسد. در این وضع طبیعی جنگ هر فردی برای تامین امنیت متکی توانایی و دانایی خودش میباشد و در این حالت جایی برای کار و کوشش وجود ندارد زیرا ثمرهکار نامعلوم است. در نتیجه هیچ گونه صنعت و دانشی شکل نمیگیرد و از همه بدتر زندگی آدمی در انزوا ، مسکینانه، زشت، در فشار و کوتاه میباشد. از نتیجهگیری هابز چنین نمایان است که دستیابی به صلح و تمدن تنها از راه برپاداشتن جامعه و بنا نهادن قدرتی عمومی امکان پذیر است، اما نمیتوان تا قبل از رسیدن به این وضع انسانها را بخاطر اعمالشان سرزنش کرد.
عوامل پیدایش نظریه تصویری
ما در زندگی روزمرة خود، با امور و مسایل عادی و معمولی زیادی سر و کار داریم که آنقدر برایمان ساده و پیش پا افتاده هستند که به ندرت پیش میآید دربارة آنها سئوالاتی را بپرسیم. زبان، یکی از این موارد است؛ در زندگی روزمرة خود از آن استفاده میکنیم و به کمک آن به توصیف جهان، بیان امور واقع و ارتباط با دیگران میپردازیم و اندیشهها و تصوراتی را که در ذهن داریم، بیان میکنیم. معمولاً وجود زبان و عملکرد آن بدون چون و چرا و بطور مسلم پذیرفته میشود و به ندرت پیش میآید که زبان برای یک انسان عادی مسألهای باشد و به توانایی آن در توصیف و گزارش از جهان و امر واقع و بیان اندیشه بیندیشید. هر چند اموری چون زبان آنقدر واضح و بدیهی هستند که کمتر کسی در آنها تردید میکند، اما گاه پیش میآید که مسایل ساده و واضح برای فلاسفه جز و مسایل بغرنج و پیچیدة فلسفی به حساب میآیند و یک فیلسوف در طول حیات فکریاش همواره به دنبال جوابی برای این مسائل بوده است. ویتگنشتاین از جمله این فیلسوفان بوده و مهمترین سئوالاتی که ذهن او را به خود مشغول کردهاند، عبارتند از: «چه نسبتی میان زبان و جهان برقرار است؟»، «چه نسبتی میان زبان و اندیشه برقرار است؟» «چگونه زبان میتواند از سویی بیانگر اندیشه باشد و از سوی دیگر بیانگر جهان یا امر واقع؟» و ... ویتگنشتاین پاسخ این سئوالات را در جریان حادثهای بسیار ساده و معمولی یافت. این حادثة بسیار سادهای که ویتگنشتاین را به تأمل در باب زبان رهنمون کرد گزارش یک حادثة تصادف بود، او از مدلی که برای بازسازی یک حادثه تصادف ساخته شده بود. الهام گرفته، در دادگاه برای بازسازی این حادثه از مدلهای کوچک همچون عروسکها و اتومبیلهای اسباببازی استفاده شده بود.
در این عمل بازسازی، هر یک از مدلها، معرف و نماینده اشیاء و افراد واقعی بودند که میتوان آنها را به نحوههای مختلف مرتب کرد تا بدین ترتیب اشکال مختلف امکان وقوع تصادف را نشان دهند. زمانی که ویتگنشتاین به این اتومبیلها و عروسکها، جاده و موانع و ... که در یک نظام و ترتیب خاصی قرار گرفته بودند نگاه کرد، به این نکته رسید که هر مدلی از نحوة قرار گرفتن آن اشیاء میتواند گزارهای دربارة تصادف باشد و نحوة دیگری از ترتیب آرایش همان اشیاء میتوانست گزاره دیگری دربارة تصادف باشد و تغییر جدیدی را به دنبال آورد. لذا هر یک از آنها مدلی از واقعیت است، اما از میان آنها، صرفاً آن مدلی درست خواهد بود که شکلها و عروسکها و ماشینها و ... مطابق با ابژهها و اعیان واقعی مرتب شده باشند. از نظر ویتگنشتاین وضع حملات نیز به همین منوال است، یعنی هر گزارهای، مدلی از واقعیت به حساب میآید، به عبارت دیگر زمانی که جملهای ساخته و پرداخته میگردد، در واقع مدلی از واقعیت نشان داده میشود؛ «گزاره الگویی از واقعیت است، آنطور که ما به اندیشهاش در میآوریم» (رساله01/4 ) نکتة مهم این است که بدانیم آیا ویتگنشتاین جمله را یک تصویر به معنای حقیقی میدانسته است یا معنا و منظور او از تصویر بودن جمله معنای مجازی و غیر حقیقی است. مفسران معتقدند که مراد وی این است که جمله واقعاً یک تصویر است، نه آنکه از بعضی جهات صرفاً شبیه یک تصویر باشد. «او میخواست از گفته او چنین مستناد شود که زبان به معنای حقیقی دارای خاصیت تصویری است»... [البته] اگر چه جملههای زبان عادی شکلشان شبیه تصویر یا عکس نیست ولی اگر بناست اصولاً معنایی داشته باشد، باید قابل تحلیل یا تجزیه به مجموعهای از جملههای ابتدایی باشد که آن جملهها واقعاً از یک سلسله تصویرها تشکیل میشوند، یعنی از مجموعهای از نامهای دارای همبستگی مستقیم یا چیزهایی که دربارة آنها حرف میزنیم و ترتیب اسامی در آنها مثل آینه ترتیب اشیاء را نشان بدهد ... ویتگنشتاین بر این نظر بود که اگر شما هر اظهاری را دربارة جهان به الفاظ تحلیل کنید، میتوانید آن را به کلماتی برگردانید که نام چیزها محسوب میشوند و نسبت متقرر بین الفاظ در جمله مطابقت خواهد داشت با نسبت متقرر بین چیزها در جهان و به این نحو جمله میتواند دنیا را تصویر کند.» (مردان اندیشه، براین مگی، ص 159).
قبل از وارد شدن به بحث تفصیلی بهتر است ببینیم چه عواملی باعث شد ویتگنشتاین چنین نظریهای را مطرح کند و نظریة قبلیای که در گذشته در باب زبان مطرح شده بود با چه مشکلاتی مواجه بوده و چه مسایل فلسفی را ایجاد کرده که ویتگنشتاین برای حل این مشکلات و مسایل فلسفی نظریة تصویری را مطرح میکند. اغلب مفسران مهمترین مشکل نظریة متداول قبلی او را، مسئله «معنا و گزارههای کاذب» میدانند، لذا برای فهم بهتر نظریة تصویری بهتر است بحث کوتاهی در این باب داشته باشیم؛ یکی از متداولترین نظریات زبان شناختی نظریة اگوستین است که هانس و یوهان گلوک خلاصة آن را با توجه به بندهای اولیة پژوهشهای فلسفی این گونه مطرح میکند:
نکات تشابه تصویر و قضیه:
یکی از مهمترین سئوالاتی که ممکن است در ذهن خوانندگان آثار اولیه ویتگنشتاین بوجود آید این سئوال است که ویتگنشتاین چه شباهتی را میان قضیه و تصویر در نظر داشته است که یک قضیه را به یک تصویر تشبیه میکند؟ نکته اصلی تشبیه گذاره به تصویر در این حقیقت نهفته است که معنای یک قضیه چیزی خارج از خود آن نیست یعنی ما نمیتوانیم به معنی یک قضیه به عنوان چیزی خارج از خود آن اشاره کنیم درست عکس وضعیت اسم که معنای آن چیزی در خارج از آن است یعنی مرجع و مدلول آن. لذا میتوان گفت هر چند معنی اسامی که قضیه از آنها تشکیل یافته است اشیایی هستند که مدلول آن اساسی میباشند. اما معنی یک قضیه چیزی نیست که قضیه مذکور بدان دلالت نماید. معنی یک قضیه در درون خود آن است. (هاوارد ماونس درآمدی بر رساله منطقی ـ فلسفی صص 36-31).
بدین جهت ویتگنشتاین میگوید قضیه معنای خود را نشان میدهد و نیازی نیست که یک گزاره را برای کسی که میداند مدلول اجزاء و عناصر این گذاره چیست، توضیح دهیم «نکتهی نامبرده مبتنی بر این واقعیت است که ما معنی گزاره نما را در مییابیم، بیآنکه آن را به ما توضیح داده باشند» (رساله 02/4) «گزاره معنای خود را میدهد» (رساله 122/4) برای فهم بهتر این معنا، ویتگنشتاین در بند 1431/4 رساله، از ما میخواهد که گزارهای را تصور کنیم که به جای اینکه از علائم مکتوب تشکیل شده باشد از اعیان طبیعی همچون کتاب، غیر و صندلی تألیف شده باشد ترتیب فضایی این اعیان، معنی گزاره را به ما نشان خواهد داد. درست همانطور که اگر کسی برای دادن پیغامی به دوستش طبق قرار قبلی به جای نوشتن یاد داشتی، کتابهای او را با طرحی خاص روی میزش بچیند. این نحوه آرایش کتابها تشکیل نوعی گزاره خواهند داد و معنای آن را به مخاطب نشان میدهند. از نظر هاوارد ماونس بند 1432/3 رساله نیز مؤید این مطلب است که گزاره معنی خود را نشان میدهد: «به جای اینکه بگوییم در نماد مرکب « aRb» حاکی از رابطه R بین a و b است باید بگوییم «وقتی «a» با «b» رابطة خاصی دارد، آن وقت aRb برقرار است». به عنوان مثال به جای نهاد مرکب «aRb»، گزاره «کتاب روی میز است» را در نظر بگیرید.