| دسته بندی | علوم انسانی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 13 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 12 |
مقاله بررسی پدیدة اعتیاد به مواد مخدر در جوامع در 12 صفحه ورد قابل ویرایش
مقدمه
زندگی اجتماعی انسان تحت حاکمیت قواعد و هنجارهای اجتماعی است. اگر ما از قواعدی که انواع رفتار را در زمینههای معینی به عنوان رفتارهای مناسب و رفتارهای دیگری را به عنوان رفتارهای نامناسب تعریف میکنند، پیروی نمیکردیم، فعالیتهایمان دستخوش هرج و مرج میگردید.
از سوی دیگر زندگی اجتماعی انسان با پدیدههای اجتماعی نمود مییابد. پدیدههای اجتماعی در واقع واقعیتهایی هستند که جزء ذاتی زندگی اجتماعی بشر میباشند. حال اگر برخی از این پدیدهها در وضعیتی قرار گیرند که از سوی جامعه، منفی تلقی شوند، ممکن است که در حیات مطلوب اجتماعی اثر نامناسب گذارده و یا آن را تهدید نمایند. اما باید دانست که تلقی منفی از یک پدیده اجتماعی در همه جوامع یکسان نیست و شاید معدودی از این پدیدهها را بتوان یافت که وجود آنها در تمام یا اغلب جوامع همراه با تلقی منفی باشد. همچنین در یک جامعه خاص نیز تشخیص مثبت یا منفی بودن یک پدیده در میان گروهها یا افراد مختلف، لزوماً یکسان نمیباشد. در این میان تلقی رهبران سیاسی جامعه، فراتر از یک تلقی فردی بوده و به مقدار زیادی در روند حیات جامعه تأثیر دارد.
اعتیاد به مواد مخدر یکی از مسائل مبتلا به امروز جهان است. پدیدهای است که بیش از پیش نسل امروز و فردا را تهدید به نابودی میکند و این امر تقریباً درد جدیدی است، روزی نیست که سمینارها و کنفرانسهایی با شرکت عدهای صاحب نظران دنیا در زمینههای جرم شناسی، روان شناسی، جامعه شناسی و… تشکیل نگردد و در پی از بین بردن این درد بیدرمان نباشند. ولی از آنجا که در فکر شناخت زمینههای اعتیاد بر نمیآیند غالباً طرق درمان پیشنهادی آنان نیز چاره درد نمیکند. این است که میبینیم هر روز بر تعداد معتادین چه در ایران و چه در جهان افزوده میگردد.
بیان مسئله
مصرف مواد مخدر همچون خشخاش، هروئین، تریاک، ماری جوانا و … تا حدودی بهتر از دیگر انواع انحرافات نشان میدهد که تا چه حدی هر جامعه، برحسب زمان، مکان، جنس، سن، قوم، قبیله و طبقه مسائل جامعوی را تعریف و ارزشگذاری میکند.
امروزه مصرف این مواد و امثال آن، آثار مخرب اعتیاد و قاچاق انواع مواد مخدر بر ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جوامع آسیب رسانده و نه تنها بصورت یک تهدید ملی بلکه فراتر از مرزهای ملی بصورت یک مسئله پیچیده جهانی در آمده که شعاع مضرات و اثرات زیانبار آن گریبانگیر کشورهای بیشماری شده است که شدت و وسعت این بحران که از گذشتههای دور بر جامعه جهانی سایر افکنده برحدی که علاوه بر مسئوولین کشورهای توجه بسیاری از صاحبنظران و کارشناسان مسائل علوم اجتماعی را نیز به خود معطوف نموده و علی رغم رویکردهای جامع و تمهیدات اتخاذ شده در حل و کاهش این معضل در سطح ملی، منطقهای و جهانی، هر روز عملاً شاهد وخامت بیشتر اوضاع و تشدید این مسئله مهم میباشیم.
اما اینکه چرا و چگونه اعتیاد بر مواد مخدر به عنوان مسأله تلقی میشود، بیشتر مربوط به نظر افراد و تجربه شخصی آنان است. چرا که در سالهای اخیر تعداد فزایندهای از مدم عام شهرها طرز تلقی بامدار او اغماضی را پذیرفتهاند و معتقد شدهاند که این قوانین هستند که مواد مخدر را خطرناک جلوه میدهند و در نتیجه مسائل مربوطه را نیز پدید میآورند. با این وجود در جامعه ما بسیاری از مواد مسأله ساز تلقی میشوند زیرا که اغلب آنها، افراد را ناکار میسازند و توانائی آنان را برای ساماندهی امور خویش، اداره زندگی شخصی و خانوادگی دچار اختلال میکنند.
2- فراگیرید رفتار مجرمانه:
که مستلزم یادگیری تکنیکهای ارتکاب جرم و انگیزهها و گرایشهای مناسب برای بزهکاری است.
3- انسان بدان سبب مجرم میشود که فراوانی امکانات قانون شکنی بر محدودیتهای نامساعد آن بچربد. از این رو اگر ارزشهای یک نفر و ارزشهای افرادی که بر او تأثیر شدید دارند، به جای حمایت کنند، احتمالاً آن شخص مجرم خواهد شد.
4- پیوندهای تبهکارانه یک شخص میتواند از جنبههای خاص همچون فراوانی، طول مدت و شدت این تماسها متفاوت باشد و در تعیین تأثیر این پیوندها برشخص به ما کمک کند.
نظریه پیوند افتراقی را میتوان به انواع متحده جرم و بزهکاری نسبت داد. مثلاً برخی از شواهد تبیین آن است که عدهای از جوانان شهری ممکن است برای نشان دادن صفات کله شرقی و جرأت حادثه جویی که برای آنان بسیار ارزشمند است به محذر روی بیاورند ظاهراً صرف هروئین یک جوان را در چشم همگنانش کسی میسازد. (فلدمن، 1968) از این رو شخص با موقعیت مساعدی برای استفاده بیشتر از مواد مخدر روبرو میشود.
4- نظریه برچسب (انگ زنی)
این تئوری را گاهی نگرش (رویکرد) واکنش جامعتی به انحرافات نیز مینامند.
تئوری انگ زنی با تأکید روی مسأله کلیدی مربوط به نحوهی تکوین حرف انحرافی درباره ریشهها و خاستگاه انحراف اولیه و تفاوت نرخ انحراف برحسب گروهها مسکوت است. با این وجود این نظریه، نوعی کنش متقابل نمادین است و چون در محدوده سنت نظری قرار میگیرد، عمدتاً از طرفی چشم انداز آن با کنش متقابل بین منحرفان و سازشکاران سرو کار پیدا میکند و از سوی دیگر با مفاهیمی که اعضای سازمان یا گروه از اعمال و یا عکسالعملهای دیگران میگیرند سرو کار دارد. این نظریه تأکید میکند که نفس رفتار، منحرفان را از غیر منحرفان متمایز میسازد، بلکه اعمال اعضای سازشکار جامعه است که این تمایز را فراهم میسازد. این اعضا برخی از رفتارهای انحرافی را تفسیر کرده، برچسب انحرافی را به افراد نسبت میدهد.
برچسب خوردگان، جنایتکاران، بزهکاران، معتادان به مواد مخدر، الکلیست ها، روسپیان و بیماران روانی را شامل میشود.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 20 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 24 |
مقاله بررسی بلوغ،تولدی دیگر در 24 صفحه ورد قابل ویرایش
مفهوم بلوغ را بطور کلی به منزله دورهای از حیات انسانی تلقی میکنند که «مرحله بیفراری و نابسامانی» است. مرحله ای از زندگی فرد که در آن، این نابسامانیها و آشفتگیها اجتناب ناپذیر است. اما واقعیت این است که اینگونه اندیشیدن در مورد بلوغ اندکی افراطی و غیرقابل قبول میباشد. چرا که وقتی، کودک از محیط سرشار از آرامش، امنیت و محبت یک خانواده به حیات خویش ادامه میدهد این دورة آشفته و نابسامان را هم به خوبی و بدون هیچگونه نظم و اختلالی سپری خواهد کرد و پا به عرصه مرحله بعدی زندگی یعنی دورة بزرگسالی خواهد گذاشت.
اما، با وجود این، تغییر و تحولات روانی و جسمانی مهمی در شخص روی میدهد که خواه ناخواه وی را از دورة کودکی و دورة بزرگسالی جدا میسازد و او را در دورهای مابین این دو، قرار میدهد که همان «مرحلة بلوغ» است.
عدهای از روانشناسان، دورة نوجوانی و بلوغ را به اعتباری دوران آشوب، طغیان و سرکشی نام نهادهاند. منظور از ذکر این واژهها در مورد بلوغ، این تصورنیست که نوجوانان افرادی سرکش و آشوبگر هستند بلکه نظر آنها در این مورد به انقلاب درونی دوران بلوغ متوجه است و نه جنبه ظاهری و خارجی آن. چرا که در این مرحله تغییرات فیزیولوژیکی با تغییراتی در رفتار توام بودن و نوجوانان در تطابق و سازش خویش با محیط دچار اشکال میشود.
سن بلوغ
در این که سن بلوغ در چه زمانی آغاز و در چه سنی پایان میگیرد اتفاق نظر وجود ندارد و بسیار دشوار است که سن معینی برای شروع و پایان مرحلة بلوغ تعیین نمائیم، چرا که در مرتبه اول علائم بلوغ گوناگون و متنوع است ودیگر اینکه آغاز بلوغ به حسب ساختمان جسمانی و وضعیت روحی و روانی افراد، متفاوت است. مسئله دیگری که از اهمیت خاصی برخوردار میباشد این تحقیقات دانشمندان اروپا و امریکا موید این نظر است که سن بلوغ نوجوان امروز نسبت به زمان نوجوانی پدران و مادران ما اندکی متفاوت است. بعبارت دیگر نسل کنونی زودتر از نسلهای گذشته به مرحلة بلوغ میرسد و این زودرسی بلوغ، در شهرها، بویژه شهرهای صنعتی و پرآشوب بارزتر به چشم میخورد. علت این امر شاید وضعیت خاص زندگی شهرنشینی جدید و محیط پرورشی نوینی است که نوجوانان نیز از آن بیبهره نیستند. این عوامل موثر عبارتند از: سینما، رسانههای گروهی شامل رادیو، تلویزیون، مطبوعات، کتابهای ویژه کودکان و نوجوانان، بهبودی وضع تعلیم و تربیت در بیشتر خانوادهها، وضع تغذیه و بهداشت فردی و روانی مناسبتر نسبت به نسلهای گذشته. که تمام این عوامل در این زودرسی نسبت به گذشته بیتأثیر نیستند.
تحولات فیزیکی (بدنی)
شورع مرحله بلوغ در پسر و دختر با یک سری تغییرات بیولوژیک همراه است و یک تا دوسال قبل از آغاز دورة بلوغ، رشد عمومی بدن دچار تغییرات و دگرگونیهایی میشود که این تحولات، مقدمات بلوغ را فراهم میآورند که این مرحله «دوره پیش از بلوغ» نامیده میشود.
پس از آن طرح عمومی بدن در پسران و دختران دستخوش تحول ناگهانی میشود که این تغییرات در پسرها بین سنین 15 – 11 سالگی و در دخترها بین سنین 12 – 9 سالگی ظهور مینماید. در پسرها، شانهها پهنتر میگردد، چربی اضافی دستها و پاها بتدریج ظهور مییابد. رویش مو در پشت لبها آغاز شده و بتدریج چانه و گونهها را نیز دربرمیگیرد که معمولا در سن 18 سالگی صورت نوجوان پسر کامل شده و به یک مرد جوان شبیه میشود، در عین حال رویش مو در سینه و دیگر اندام نیز آغاز میشود. صدای پسران نیز تغیر می:ند که در آغاز این تغییر، صدا دورگه شده و سپس بم میگردد و تن صدای مردانه را به خود میگیرد.
اما آنچه که در این رشد سریع جسمانی قابل توجه می باشد رشد استخوانهای دستها و پاها است. حداکثر سرعت رشد استخوانی در پسرها حدود سن 15 – 14 سالگی است و در این هنگام، بویژه استخوانهای پاها رشد بسیار سریع و چشمگیری دارند و پاها کشیدهتر میشوند و در نتیجه به نوجوان یک ظاهر ناموزون می بخشد، که در این حالت معمولا تمام نوجوانان در کارهایشان به گونهای دچار عدم تعادل و بیمهارتی می شوند. و همانگونه که اشاره شد علت این امر، رشد بیش از حد استخوانهای بلند است که در نتیجه دستها و پاها قدرت تطبیقی خود را از دست می دهند.
در دخترها، بطور طبیعی، مرحله بلوغ یک تا دوسال زودتر از جنس مخلفشان آغاز میشود. در مرحله بلوغ دختران، آنچه در وهله نخست جلب توجه میکند بزرگ شدن باسن، شکل گرفتن و کامل شدن پستان ها و سپس رویش مو در اعضاء مختلف آغاز میگردد. صدای دخترها نیز اندکی دورگه میشود ولی بم بودن صدا که در پسرها دیدهمی شود در آنها به چشم نمیخورد و در نهایت، بتدریج شکل ظاهر دخترها یک هیأت زنانه به خود میگیرد.
از نظر پزشکی، فعالیت عدد اندکرین(عدد داخلی) در این مرحله بیش از دوران دیگر رشد میشود و همین امر موجب تحولات ناگهانی در اندام نوجوانمیشود و مخصوصا این فعالیت در غدد جنسی بارزتر دیده میشود بطوری که در این هنگام ظهور نخستین علائم عادت ماهانه در دخترها و اولین احتلام شبانه در پسرها و رود بدون تردید آنها به دوره حساس و پیچیده بلوغ اس. در ضمن باید توجه داشت که در بدن دخترها مقدار اندکی هورمون مردانه و در بدن پسرها مقداری هورمون زنانه تولید میشود. هورمون مردانه (تستوسترون) باعث می شود که بر روی پوست صورت اکثر دختران و پسران در دوره بلوغ، بثورات (جوش) جلدی ظاهر شود که اصطلاحاً آنرا «جوش غرور» میگویند.
از نظر رشد بدنی لازم است بدانیم که رشد جسمانی در پسرها از سن 12سالگی آغاز و در سن 19 – 18 سالگی پایان می گیرد و در دخترها رشد بدنی از سن 9 سالگی شروع و در سن 17 – 16 سالگی خاتمه مییابد.
نکته مهم اینکه قبل از آغاز مرحله بلوغ، پسرها از لحاظ رشد جسمانی جلوتر از دخترها هستند. اما از هنگام شروع بلوغ، دخترها از نظر رشد بدنی از پسرها جلوتر میباشند و این حالت رشد تا سن 14 سالگی در آنها ادامه مییابد که مجددا پسرها برتری رشد بدنی خود را برجنس مخالف بدست آورده و تاپایان مرحله بلوغ، این برتری را حفظ مینمایند.
جالب است بدانیم که بطور نسبی حداکثر سرعت رشد جسمانی در پسرها 15 سالگی و در دخترها 12 سالگی است.
تحولات روانی دوره بلوغ
تعدادی از روانشناسان که براین اعتقادند دوره بلوغ از سن 12 سالگی شروع و در سن 18 سالگی پایان میگیرد. این دوره را به سه مرحله تقسیم نمودهاند و برای هریک از این مراحل سه گانه ویژگیهای نیز برشمردهاند:
الف- (14 – 12 ): از خصوصیت مهم این مرحله ، ظهور روح اجتماعی، استقلال طلبی و گرایش به زندگی گروهی در نوجوانان است.
ب – (15 – 14سالگی): ویژگی اختصاصی این مرحله گرایش به جنس مخالف است.
ج – (18 – 15سالگی): در این مرحله، تمایل به ایدهآل پرستی و احساس عشق کامل نسبت به جنس مخالف بروز مینماید.
می بینیم که بلوغ، با مراحل قبلی رشد تفاوت اساسی و قابل توجهی دارد و بطور کلی، رشد روانی در دوره بلوغ در وهلة نخست رنگ جنسی و تناسلی دارد و در وهله دوم به شکل یک «بحران» نمایان میشود و سرانجام به صورت یک دوره شکل گیری و ساخته شدن شخصیت درمیآید.
نخستین اثری که حاکی از تغییر و تحول روحیه نوجوان است بیداری عواطف و احساسات جنسی وی نسبت به جنس مخالف است که در حدود 16 سالگی در پسرها و درخترها اندکی زودتر بوجود میآید.
در این مرحله از رشد این گرایش بتدریج روبه فزونی است، چرا که فعالیت غدد تناسلی آغاز شده و نوجوان، بخوبی دریافته است که با دوران قبلی حیات خود تفاوت فاحشی یافته است و به سبب بیداری این احساس، تخیلات و رویاپردازیهای مربوط به امور جنسی درمرحله بلوغ بسیار آشکار و بارز است.
زودرسی بلوغ
بلوغ زودرس پدیدهای فیزولوژیک اس که در هر جنس پسر و دختر دیده میشود، همانگونه که از نام آن برمیآید، در این حالت، فرد زودتر از همسالان خود علائم و آثار بلوغ را ظاهر می سازد.
شایعترین بلوغ زودرسی 11 – 10 سالگی است و بطور کلی، ظهور علائم بلوغ، قبل از سن 10 سالگی در پسران و قبل از سن 8 سالگی در دخترها، زودرسی بلوغ قلمداد میشود.
در زودرسی بلوع، فرد علائم بلوغ از زودتر از همسالان خود ظاهر میسازد و اگر چه تمام علائم و نشانههای بلوغ کامل و طبیعی را ندارد ولی بطور چشمگیری مشخص میگردد که وی با افراد همسن خود تفاوت دارد و این اختلاف، در اولین نگاه در رشد سریع جسمانی اودیده میشود بطوریکه شکل ظاهری طفل، همانند یک مرد یازن جوان میگردد. اما آن تناسب ظاهری که در اندام افراد جوان وجود دارد در آنها به چشم نمیخورد.
از مسائل مهمی که پژوهشهای علمی نشان میدهند مسائل مربوط به هوش نوجوانانی است که مبتلا به بلوغ زودرس هستند. طبق آمارهای ارائه شده از این تحقیقات 75% این افراد از نظر هوش، با افراد همسن خود تفاوتی ندارند. 15% آنها علیرغم برخورداری از هوش طبیعی از یک نوع ابلهی در کلام و رفتار خود برخوردارند و 10% آنها نیز از نظر اعمال هوش بسیار قوی میباشند که علت این امر بدرستی مشخص نشده است.
عوامل پدید آورندة بلوغ زودرس است که مهمترین آنها عبارتند از:
الف: عوامل محیطی و تربیتی.
ب: اختلالات عدد داخلی و هورمونی.
ج: بیماریهای عصبی و بویژه وجود تومورهای مغزی.
د: عوامل توارثی و ژنتیک.
نوجوانی که به بلوغ زودرس دچار شده است، به علت وضعیت خاص وراثتی و جسمانی خود غالباً در یک حالت افسردگی و اضطراب بسر میبرد و عدهای از آنها نیز بیش از حد زود رنج و حساس میشوند و به علت کمرویی و احساس خجالت از حضور در گروه همسالان کناره گیری کرده و بتدریج گوشهگیر و منزوی میشود.
بلوغ زودرس در دخترها شایعتر است، در دخترها نیز کم و بیش علائم بلوغ طبیعی دیده میشود، عادت ماهانه در آنها برقرار میگردد ولی مانند بلوغ طبیعی منظم نیست. گاهی نیز در تعداد اندکی از دختران مبتلا به بلوغ زودرس عمل تخمک گذاری صورت میگیرد که امکان باروری و زایمان وجود دارد.
می توان گفت بلوغ زودرس در واقع نوعی بیماری است و بروالدین دلسوز است که با دیدن علائم از بلوغ زودرس در فرزند خود وی را به متخصص مربوطه ارجاع دهند تا براساس علتیابی به درمان آن اقدام نمایند. چرا که سهلانگاری در شناخت نوجوانی که مبتلا به بلوغ زودرس است نه تنها خود آسیب میبیند بلکه می تواند خطراتی برای جامعه و خانواده خود داشته باشد. زیرا آنها معمولا زودانگیخت هستند، عصبانیت و پرخاشگری دارند که گاهی کنترل خشم از عهده آنها خارج شده و اقدام به اعمال خشونتآمیز میکنند. و نیز ممکن است به علت انزوا و گوشه گیری به افسردگی شدید و پیآمدهای ناگوار آن مبتلا شوند.
واضح است که خطر، بویژه متوجه دختران است که در صورت عدم تربیت صحیح و محیط نامساعد زندگی مورد استفادههای جنسی قرار میگیرد.
| دسته بندی | ساخت و تولید |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 13 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 11 |
مقاله بررسی برشکاری در 11 صفحه ورد قابل ویرایش
برشکاری قوسی پلاسما
برشکاری قوسی پلاسما (PAC) برای برش هر نوع فلزی استفاده می شود ، برشکاری قوس پلاسما غالباً برای برشکاری فولاد کربنی ، آلومینیوم و فولادهای ضد زنگ بکار می رود ، این فلزات از پر مصرف ترین و متداول ترین فلزاتی هستند که در کارگاه جوشکاری استفاده می شوند علاوه بر این فرایند جوشکاری استفاده می شوند علاوه بر این فرایند PAC بر روی هر فلز هادی مانند مس برنج ، و برنز ، نیکل و آلیاژهای آن فلز ، زیرکونیم بنحو دقیقی موثر واقع می گردد ، و حتی برشکاری PAC ،برای برش اورانیم نیز بکار می رود .
دلایل استفاده از PAC
فرایند برشکاری PAC برای برش ورقهای روی هم انباشته ، پخ زدن ورق ، برشکاری شکل گیری (الگو بری) و سوراخ کاری استفاده می شود . در حقیقت مشاهده خواهید کرد که برشکاری های PAC نسبت به شعله اکسی سوخت با ورود حرارت کمتری (با توجه به اینکه پلاسما بسیار داغ تر است ) انجام خواهد گرفت ،چون مشعل پلاسما تا اندازه ای سریع تر از شعله اکسی استیلن کار می کند وسوختی یا اکسید شدگی در مسیر برشکاری و داخل فلز بوجود نمی آید ولی عوض ذوب خواهد شد و بعضی مواقع ، فلز داخل شکاف به طور یکنواخت تبخیر می گردد . نتیجتاً مسایل به طور و مشکلات کاری همراه با تغییر شکل و پیچیدگی فلز اصلی وجود دارد . غالباً مشعل های PAC در برشکاری شکلی (الگوبری) و در ماشین های شیار زنی و در آوردن شیارهای چهار گوش با سرعت زیاد بکار می رود . برشکاری قطعات نسبتاً کوچک به علت وجود جریان برق و OCV زیاد کمی پیچیده و قابل بحث می باشد . سطح صدای جریان شدید گاز پلاسما با سرعت زیاد بسیار است و در حین عمل ، بر اثر سوختن و تبخیر ذرات فلزی ، مقدار کمی دوده فلزی تولید می گردد .
صدا و دودهای حاصل از مشعل دستی با اشکال زیاد کنترل می شود ولی کنترل صدا و دودهای حاصل از مشعل اتوماتیکی که بر روی ماشین برشکاری شعله ای مناسب نصب گردیده هیچ مشکلی ندارد .چرا که دودها و حرارت و صدای حاصل از مشعل پلاسما که بر روی ماشین برشکاری بزرگ نصب گردیده با گذاشتن ورق برشکاری بر رویمیز پر از آب به راحتی قابل کنترل هستند چون آب درست به ته ورق تماس پیدا می کند . باعث می شود دودها و سرباره همانطور که از ته شکاف بیرون آید ،/ در همان جا غوطه ور گردد و صدای جریان شدید پلاسما که در نازل (گلکی)مشعل بوجود آمده با آب خفه شود .
در صورت لزوم می توانید از لباسهای مقاوم صنعتی همانند خفه کن های گوش استفاده نمائید .
سرعت های برشکاری
با استفاده از ماشین برشکاری مناسب (ماشینی که برای فرایند پلاسما ،سرعت های زیاد بدون اتلاف وقت برش و تلرانس بوجود می آورد) می توان فلزاتی که با استفاده از مشعل اکسی سوخت نیاز به سرعت های 25 IN.MIN تا 20 دارند با سرعت های 150 IN. min تا 100 برش داد . برشکاری تعدادی از فلزات نازک از سرعت های تا حدود 300 in/min استفاده می گردد . برای کارگر برشکاری دستی امکان ادامه برشکری با مشعل برشکاری پلاسما با سرعت موثر وجود نخواهد داشت .
چنانچه ضخامت فلز در حدود 3in و از جنس ورق فولاد کربنی باشد چنین فلزی با فرایند اکسی استیلن سریعتر از فرایند PAC بریده می شود ،به هر حال در برشکاری فلزات با ضخامت زیر 1in PAC تا پنچ برابر سریعتر از فرایند برشکاری اکسی استیلن موثر می باشد . تصیمیم گیری درباره استفاده از PAC برای فولادهای کربنی که می توان با اکسی استیلن برید ، بر اساس سودمندی با کارآئی PAC در مقابل هزینه بالای تجهیزات انجام می گیرد .
بکار گیری سرعت زیاد در مقابل هزینه بالای تجهیزات بگونه ای است که اغلب تجهیزات PAC که بر اساس ماشین های برشکاری شعله ای با سرعت زیاد طراحی گردیده برای مقادیر زیادی از برشکاری شکلی بکار می رود . سرعت و سودمندی تجهیزات به سازنده کمک می کند که در این زمینه سرمایه گذاری زیادی بنماید . در زمان استفاده از PAC می توران تجهیزاتی بر روی ماشین برشکاری هماره با مشعل های اکسی سوخت ، نصب کرد و به سازنده قطعات حجیم اجازه داد که متناسب با برش ورقهای آهنی یا غیرآهنی مواد ضخیم یا نازک از اکسی سوخت به پلاسما یا پلاسما به سوخت استفاده نماید .
برشکاری پلاسما با دوبله جریان گاز
برشکاری پلاسما با دوبله جریان گاز پوشش گاز ثانویه ای در اطراف قوس پلاسما فراهم می کند .همانند شکل
گاز خروجی معمولاً گاز نیتروژن است . گاز محافظت کننده برای محافظت برش انتخاب می شود . برای فولاد نرم گاز محافظ نوع گاز کربنیک یا هوا بوده و سرعت های برشکاری تا اندازه ای از سرعت هائی که برای PAC قراردادی در نظر گرفته شده زیاد تر است اما کیفیت برش در بسیاری موارد گازکربنیک برای محافظت فولادهای ضد زنگ استفاده می شود . مخلوط گاز محافظ آرگون - هیدروژن برای آلومینیم استفاده می گردد .
برشکاری پلاسما با محافظ آب
این فن مشابه برشکاری پلاسما با دوبله جریان است و از آب بجای گاز محافظت کننده کمکی استفاده می شود . با استفاده از آب بجای گاز محافظت کننده کمکی ظاهر برش و طول عمر نازل اصلاح می گردد . چهار گوش و یکنواختی خط برش و سرعت برشکاری که در موقع استفاده از PAC قراردادی اصلاح گردیده در این روش از اهمیت خاصی برخوردار نمی باشد.
برشکاری پلاسما با تزریق آب
بر اساس اصلاحاتی کهدر PAC انجام گرفته از برخورد قرینه جریان شدید آب در نزدیک سوراخ نازل به هم فشرده برای به هم فشردگی بیشتر پلاسما استفاده می گردد.
ترتیب کار ان در شکل نشان داده شده است . قوس پلاسما بر اثر فشار شدید آب در مقابل مخلوط متلاطم محیط اطراف محافظت می گردد . انتهای نازل از جنس سرامیک ساخته شده به طوری که از برقراری قوس دوبله جلوگیری گردد . در زمانی قوس دوبله حاصل می گردد که قوس از الکترود به نازل و سپس به قطعه کار برش پیدا کند ، در چنین مواقعی معمولاً نازل خراب و معیوب می باشد . برشکاری پلاسما با اب متمرکز در سرعتهای بیش بیش از سرعت های قراردادی PAC برشی باریک با لبه تیز ودقیق تولید میکند . چون قسمت اعظم آب از طریق نازل به صورت اسپری مایع خارج گردیده و لبه شکاف را سرد کرده و گوشه تیزی تولید می کند .
زمانی که گاز و آب خروجی به صورت مماسی تزریق گردد گاز پلاسما همانطور که از نازل و جریان شدید آب خارج گردید گردابی می شود . با این عمل سطح برش عمودی با کیفیت زیاد در یک طرف شکاف بوجود می آید و طرف دیگر شکاف پخ می خورد . در اجراء برشکاری شکلی مسیر حرکت مشعل باید برای تولید برش عمومی در قطعه و برش اریبی در آهن قراضه انتخاب گردد .
گازهای تشکیل دهنده پلاسما
گازهای تشکیل دهنده پلاسما بر اساس جنس قطعه مورد برش و ایجاد سطح برش با کیفیت مطلوب انتخاب می شود . اغلب فلزات غیر آهنی با استفاده از نیتروژن یا مخلوط نیتروژن -هیدروژن یا آرگون - هیدروژن بریده می شوند . فلزات تیتانیم و زیرکونیم با پلاسمای آرگون خالص بریده می شوند چون این فلزات با گازهای غیر فعال مخصوصاً هیدروژن نسبت به تردی فوق العاده حساس پذیر هستند .
فولادهای کربنی با استفاده از هوای فشرده یا نیتروژن خالص بریده می شوند در روش تزریق آب نیتروژن استفاده می گردد . در تعدادی از سیستم های برشکاری از گاز نیتروژن برای تشکیل گاز پلاسما و از تزریق اکسیژن برای جریان رو به پایین الکترود استفاده می شود . با این ترتیب طول عمر الکترود با اینکه در معرض اکسیژن قرار می گیرد طولانی می شود . در تعدادی از برشکاری های فلزات غیر آهنی با سیستم دوبله جریان از گاز نیتروژن برای تشکیل گاز پلاسما از گاز کربنیک برای گاز محافظتی استفاده می شود .
ایمنی
تکنسین های PAC و اشخاصی که در مجاور برشکاری استاده اند باید از نور خیره کننده پرتاب جرقه ها و دودهای حاصل از قوس محافظت شوند . روشهای اجراء ایمنی بسیار شبیه انهایی است که برای جوشکاری قوسی در نظر گرفته شده است . شیشه های صافی داخل ماشک ها و عینکهای حفاظتی باید از نوع تیره ترین انتخاب گردد .
| دسته بندی | علوم انسانی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 23 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 26 |
مقاله بررسی نقش مدرسه در رشد در 26 صفحه ورد قابل ویرایش
بعد از خانواده، عامل بسیار مؤثر در رشد و تکامل کودک، به ویژه در جامعه های کنونی آموزشگاه است. امروزه بیش از هر زمان دیگر، آموزشگاه در زندگی فرد تأثیر دارد، زیرا بیشتر مردم چند سالی از عمر خود را در آموزشگاه گاهی در دانشگاه می گذرانند به طوری که می توان گفت تقریباً 4/3 زنگی انسان در عصر حاضر در آموزشگاه سپری میشود. بهترین گواه اهمیت تأثیر آموزشگاه در رشد و تکامل کودک، این است که او آنچه را در مدرسه یاد می گیرد در زندگی به کار می برد.
هر کودک برای اینکه میان خود و دیگران بستگی فکری برقرار کند ناچار است لااقل خواندن و نوشتن را یاد بگیرد و در هر قدمی از زندگی از آنها استفاده کند. البته، نباید تصور کرد که یادگیری به آموزشگاه محدود است بلکه در تمام عمر ادامه دارد و آنچه را که شخص یاد می گیرد جزئی از توانایی او را برای سازگاری با محیط تشکیل می دهد زیرا اساس و پایه زندگی بر استعداد و یادگیری مبتنی است.
دانش آموزان در دوران تحصیل به خصوص در دوره دبستان و نیمه اول دبیرستان در حال رشد می باشند و مرتباً تغییراتی در آنها ایجاد می گردد. این تغییرات چون نیازهایی را به دنبال می آورد، تربیت و آموزش خاصی را ایجاب می کند. آشنایی به اصول رشد و نیازهای دانش آموزان در سنین مختلف مسؤلان آموزشی را در شناسایی کودکان و فهم و درک آنها کمک می کند و موجب می شود که در طرح ریزی برنامه های آموزشی و تربیتی نیازهای آنها را مورد نظر داشته باشند و دامنه انتظارات و توقعات خود را از کودک و نوجوان متناسب با سن و موقعیت او را محدود سازند، زیرا امر یادگیری به میزان آمادگی ناشی از اثر بلوغ بستگی دارد.
اینک بعضی از راه های تأثیر و نفوذ آموزشگاه در رشد و تکامل کودک را به اختصار مورد بحث قرار می دهیم.
رشد بدنی
روانشناسی جدید، رفتارها و فعالیت های فرد را به صورت ترکیبی، کلی، و بدون تقسیم آنها به نفسانیات و بدنیات، مورد مطالعه قرار می دهد. به همین سبب، آموزش و پرورش جدید که مبتنی بر اصول روانشناسی جدید است توجه به بدن کودکان را از مهمترین و اساسی ترین وظایف معلم و مربی می داند. برخلاف سابق که جز انباشتن ذهن کودکان ا معلومات گوناگون و متعدد به خاطر پرورش عقل و روان آنها، هدفی وجود نداشت. روانشناسی کودک به ما ثابت می کند که هرگز نباید از رشد بدنی انسان غافل شد، زیرا چگونگی رشد و نمو بدن، تأثیر زیادی در چگونگی رشد و نمو عقلی و شخصیت دارد.
همچنین، تجارب روانشناسی، درستی مثل معروف «عقل سالم در بدن سالم است» را کاملاً ثابت می کند و منظور از بدن سالم، بدنی است که تمام اعضای آن وظایف خود را بهتر و به موقع انجام دهند. وظیفه معلم و مربی است که رفتار کودک را از هر دو جنبه «بدنی و عقلی» پرورش دهد وگرنه یکی را بیش از اندازه مورد توجه قرار داده از دیگری غافل نگردد و به این اصل معتقد باشد که انسان وقتی منطقی فکر می کند و در حل مشکلات زندگی موفق می شود که بدن سالم داشته باشد وگرنه از شخص علیل و مریض هرگز نمی توان فکر درست انتظار داشت. لابار (La Barre) زیست شناس معروف می گوید: «طبیعت بشری» شخص از نوع بدنی که او دارد سرچشمه می گیرد، از این رو هر کس که با اشخاص مخصوصاً کودکان و نوجوانان کار می کند، باید نمو و تغییرات بدن انسان را بداند. بهترین فرصت برای پرورش بدنی کودکان، ساعت های ورزش است که از نظر تعلیم و تربیت به اندازه مواد درسی دیگر ارزش دارد و از اتلاف بیهوده آن ساعت ها باید جداً خودداری شود.
ولی باید دانست ورزش که در برنامه تحصیلی به عنوان وسیله پرورش تن، منظور شده است هدف اصلی، همان پرورش عقل و شخصیت کودک است. به سخن دیگر، ورزش وقتی مفید خواهد بود که به پرورش عقلی و بهداشت تن و روان کمک کند. در اینکه منظور از رشد بدنی چیست نظریات گوناگونی اظهار شده اند، بعضی آن را تغییرات کمی بدن و گروهی تغییرات کیفی و برخی ترکیب همه این خصایص دانسته اند و با مطالعه آنها می توان رشد بدنی را چنین تعریف کرد:
مجموعه تغییرات تشریحی و فیزیولوژیک است که در زندگی پیش از تولد و نزدیکی پیری رخ می دهند.
رشد حرکتی و عضلانی:
رشد و تکامل کودک از لحاظ حرکت یعنی رشد، نیرو، سرعت و دقت او را در به کار بردن بازوها و ساق ها و عضلات دیگر، اهمیت خاصی در رشد عمومی او دارد. از طرف دیگر، رشد حرکتی کودک با رشد عقلی او بستگی کاملی دارد. بدین معنی که فعالیتهای حرکتی کودک در بیشتر رفتارهای عقلی و هوشی او کاملاً مؤثرند زیرا با چشم و دست خود، دنیای محیطش را کشف و بررسی می کند. رفتار حرکتی کودک سبب می شود که با دیگران روابط اجتماعی برقرار کند و روش های همکاری را یاد بگیرد.
حرکت های کودک را می توان به دو دسته تقسیم کرد:
دسته اول: آنهایی هستند که به عضلات بزرگ بدن مربوطند و این حرکات در مراحل اولیه بدون نظم و ارتباط میان آنها انجام می گیرد یعنی یک عده حرکاتی هستند که هیچگونه تعادل و سازگاری حرکتی در آنها مشاهده نمی شود. کودک به تدریج می تواند بر این حرکات تسلط یافته، آنها را کنترل کند و این امر به نضج و تمرین او بستگی دارد. از این رو، باید مراکز تربیتی به ویژه کودکستان ها، فرصت های زیادی جهت حرکات گوناگون، برای کودکان آماده سازند، و اسباب و وسای متنوع و بیشتر که کودکان را در بازی و به کار بردن اعضای گوناگون بدن کمک کنند در اختیارشان بگذارند. زیرا از این راه است که کودکان عضلات خود را تقویت کرده، مهارت های حرکتی گوناگون کسب می کنند.
دسته دوم: حرکاتی هستند که به عضلات کوچک بستگی دارند که از آن جمله «نوشتن» است. کودک عادی در چهار سالگی می تواند قلم یا قطعه گچی به دست گرفته خطوط نادرست ترسیم کند و علت آن، عجز او از تسلط بر عضلات کوچک است. وقتی که در 6 یا 5/6 سالگی به آموزشگاه وارد می شود، می تواند بنویسد ولی هنوز نظم و دقت لازم در نوشته های او مشاهده نمی شود، به کندی می نویسد و بیش از اندازه لازم به قلم فشار می دهد. به علاوه، هنگام انتقال از یک حرف به حرف دیگر، یا میان آغاز و انجام مقطع، بیشتر توقف می کند. روشی که در آموزش نوشتن پیش گرفته می شود اثر بزرگی در تحصیل این مهارت دارد.
رشد عقلانی:
آنگونه از فعالیت های فرد که مربوط به ادراک و فهم تشکیل مفاهیم و بررسی معانی کلی، تفکر و تعقل و پیش بینی و استنتاج و تعیین هدف و انتخاب وسیله و اقدام به حل مسائل است جزء جنبه عقلانی شخصیت او قرار دارد. معمولاً مربیان بزرگ چه در گذشته و چه در زمان ما وظیفه عمده مدرسه را ایجاد رشد عقلانی در افراد می دانند. در گذشته سایر جنبه های رشد فرد مثل جنبه اجتماعی، عاطفی و بدنی مورد توجه مربیان نبود و جنبه عقلانی حیات فرد مجزا از سایر جنبه ها فرض می شد. معلم تصور می کرد که کار او تقویت قوای ذهنی شاگرد است. به نظر او تقویت قوای ذهنی از راه تمرین و تکرار موجبات رشد عقلانی شاگرد را فراهم می نمود. برای نیل به این منظور شاگردان مدارس مجبور بودند مطالب مشکل و غیرقابل فهم را فراگیرند و سطح محفوظات خود را بالا ببرند. در اینجا باید چند نکته را به خاظر سپرد اول اینکه جنبه های مختلف حیات انسان با هم ارتباط نزدیک دارند و در یکدیگر تأثیر می کنند، جنبه عقلانی از جنبه عاطفی یا اجتماعی و بدنی جدا نیست و تحت تأثیر این جنبه ها در دوره های مختلف زندگی قرار دارد. رشد اجتماعی یا عاطفی بچه در طرز یادگیری او مؤثر است و قدرت یادگیری فرد در سازگاری عاطفی و اجتماعی وی کمال تأثیر را دارد. نکته دوم این است که تقویت قوای ذهنی از راه تمرین و فراگرفتن مطالب مشکل با رشد عقلانی فرق میکند. در زندگی با افرادی برخورد می کنیم که راه حل مسائل و مشکلات عمده ریاضی را در ذهن دارند یا به آسانی می توانند مطالب پیچیده را به خاطر بسپاند ولی این عده در برخورد با مسائل زندگی، در اداره و کنترل اعمال خود، در انتخاب هدف و تهیه وسیله مناسب و در اظهار نظر صحیح و منطقی درباره امور مختلف عاجز می باشند.
بنابراین نباید تصور کرد که فراگرفتن مطالب پیچیده دلالت بر رشد عقلانی فرد دارد و یا تمرین و تکرار در مسائل علمی به طریقی که فعلاً در مدارس معمول است سبب رشد عقلانی می شود.
نکته سوم که تا اندازه ای با نکته دوم شباهت دارد این است که رشد عقلانی با کسب معلومات به طور کلی نیز فرق دارد. همانطور که فرا گرفتن مطالب مشکل غیر از رشد عقلانی است کسب معلومات در زمینه های مختلف و رشد عقلانی از هم جدا هستند، بدون تردید کسب معلومات اگر از صورت محفوظات خارج شود و در طرز فکر و عادات تمایلات و نظر افراد تغییرات اساسی ایجاد نماید در رشد عقلانی کاملاً مؤثر است. شاگردان مدارس اغلب معلومات لازم را از طریق خواندن یا گوش دادن به سخنان معلم کسب می کنند، ولی این معلومات لازم را از طریق خواندن یا گوش دادن به سخنان معلم کسب می کنند ولی این معلومات در طرز فکر راه برخورد آنها به مسائل زندگی تغییری ایجاد نمی نماید و قوه قضاوت صحیح را در آنها رشد نمی دهد.
جنبه عقلانی حیات فرد از لحاظ تربیتی اهمیت خاصی دارد. معلم ضمن اینکه در زمینه عاطفی و اجتماعی به بچه ها کمک می کند باید در جریان تحصیل مراتب رشد عقلانی شاگردان باشد. احتیاجات اساسی بچه در زمینه عاطفی و اجتماعی غالباً در خانه یا در میان افراد گروه همسن تأمین می شود.
والدین یا افراد گروه همسن بیشتر به جنبه های عاطفی و اجتماعی بچه توجه دارند تا به جنبه عقلانی حیات او.
بنابراین معلم باید ضمن توجه به سایر جنبه هاتوجه کافی نسبت به رشد عقلانی بچه ها داشته باشد. بعضی از مربیان تعلیم و تربیت را عبارت از رشد قوه قضاوت صحیح میدانند. جان دیوئی فیلسوف و مربی عالیقدر آمریکایی تعلیم و تربیت را دوباره ساختن یا تجدیدنظر در تجربیات و تشکیل مجدد آنها می داند. در این دو تعریف جنبه عقلانی حیات انسان پایه و اساس تعلیم و تربیت فرض شده است. معلم می تواند از هر فرصتی برای تقویت جنبه عقلانی شاگردان استفاده کند و ضمن تدریس مطالب مختلف روح علمی یا قدرت قضاوت صحیح را در آنها پرورش دهد.
| دسته بندی | علوم انسانی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 29 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 25 |
مقاله بررسی برخورد یا گفتگوی تمدنها در 25 صفحه ورد قابل ویرایش
برخورد یا گفتگوی تمدنها
مقدمه :
جهان در اواخر دهه 1980 شاهد تحولات چشمگیر وبی سابقه ای بود نظام دو قطبی شکل گرفته در پایان جنگ جهانی دوم، سیطره اندیشه کمونیسم بر اروپای شرقی ،شوروی و بسیرای از کشورهای جهان سوم ، جایگاه غیر متعهدها و جهان سوم و نهایتاً نظامی که از این بحرانها به وجود آمد ، از جمله موضوعات اصلی این برهه از زمان بود
کمونیسم به دلایل سیاسی ، اقتصادی و ایدئولوژیک با بن بست روبه رو شد و پروستریکا و گلاسنوست به عنوان اقدامات اصلاحی گورباچف ، امیدی در دلها زنده نکرد در این شرایط حساس جمهوری های شوروی از آب گل آلود ماهی گرفتند و استقلال خود را اعلام نمودنید اروپای شرقی ودیگر کشورهای زیر سلطه شوری ، به نظام لیبرالیستی گرایش پیدا کردند وعلایق خود را با ام القرای مارکسیسم به حداقل رساندند .جهان سوم که از تضاد شرق و غرب در دوران جنگ سرد ، از موقعیت تقریباً مناسبی برخوردار بود ؛ پس از این برهه با بی مهری های هر دو بلوک روبه رو شد . دوران سردرگمی چند ساله آنها با توجه به تضاد منافع ایشان ، تمایلات و ایدئولوژیهای متفاوت واختلاف نظر نیست به آینده خود ،طبیعی به نظر می رسید .
درحقیقت ، دستور کا رگروه 77 وغیر متعهدها باید تغییر می کرد نهضت غیر متعهدها با افت وخیز حرکتها و با دامنه تقریباًمتضاد موضع گیری اعضاء وظیفه ایجاد خطی بین شرق و غرب و حفظ کشورهای جهان سوم بین دو ابر قدرت را بر عهده داشت . پس از سقوط نظام دو قطبی و خلع سلاح شدن ایدئولوژی کمونیسم تمایلات متفاوت و بعضاًمتضاد و حتی مبهمی بر حرکت کشورهای جهان سوم ، حاکم شد .
آمریکه که در دوران جنگ سرد از حمایت اروپا و ژاپن بهره مند بود ، خود را در شرایط جدیدی حس می کرد اروپای متحد آلمان قدرتمند ژاپن ، به عنوان غول اقتصادی ، جهت حرکت های خود از آمریکا را تغییر دادند و در راستای تقویت «منابع ملی » خویش، نقش جدید در نظام بین الملل را مدعی شدند جهان شاهد اهمیت اقتصاد، پس از یک دوره اهمیت جنگ افزارهای نظامی و نیز مسائل سیاسی بود . اینک ببرهاهی آسیا و چین در صحنه قدرت اقتصادی و نهایتاًقدرت سیاسی وارد خواهند شد ، هر چند در چند سال اخیر شاهد بحرانهایی در این مناطق بوده ایم .
در چنین شرایطی حساسی می توان از خود سئوال کرد که آیا شکست کمونیسم به دلیل پیروزی لیبرالیسم و کاپیتالیسم بود ؟ آیا پس از سقوط یکی از دو قطب نظام دو قطبی با نظام تک قطبی روبه رو خواهیم بود یا اینکه نظامی چند قطبی و ... خواهیم داشت ؟آیا ایده افول نسبی قدرت آمریکا در کوتاه یا دراز مدت از صحت استحکام معتنابهی برخوردار است ؟ سهم جهان سوم – مخصوصاً کشورهای اسلامی – درنظام نوین ادعا شده چه خواهد بود ؟ ایران اسلامی ، چه موضعی در مقابل نظام نوین جهانی باید اتخاذ کند ؟نظریه برخورد تمدنها به واقع نزدیکتر است یا نظریه گفتگوی تمدنها ؟
تغییر نقطه ثقل تأثیر عوامل در روابط بین الملل از حالت سیاسی – جغرافیایی به اقتصادی – جغرافیایی ، ضرورت ایجاد و تثبیت نظامی جدید در روابط بین الملل و قبول پایان جنگ سرد و نظام دو قطبی می باشد وقتی در رد «نظام نوین جهانی » از افول نسبی قدرت آمریکا ، یا مطرح شدن قدرتهای جدیدی ، مثل اروپای متحد و ژاپن سخن می گوییم تأثیر بیشتر را برای عوامل اقتصادی قائل هستیم ؛ در حالی که «نظریه برخورد تمدنها » بر تأثیر بیشتر عوامل فرهنگی تأکید دارد مسأله حاضر از بحث زیر بنا و روبنا متفاوت است .
نظم نوین جهانی ( New World Order) اصطلاحی بود که بوش – رئیس جمهور وقت آمریکا – در جنگ خلیج فارس ، ابداع کرد هر چند به قول برژینسکی ، خود او تعریف کاملی از نظم نوین در ذهن نداشت ! جوزف نای ، رئیس مرکز بین المللی دانشگاه هاروارد آن را این گونه تعریف می نماید :
نظم نوین جهانی ؛امنیت دسته جمعی ، وابستگی متقابل کشورها به یکدیگر ، متوقف ساختن اقدامات سلطه جویانه منطقه ای برای جلوگیری از فرو افتادن آمریکا در سراشیب سقوط است.
بدیهی است که تفوق سلطه جویانه آمریکا در هدایت روندهای بین المللی ؛ مورد نظر جرج بوش بوده است
افول قدرت اقتصادی ، سیاسی و نظامی آمریکا در کوتاه مدت ، قدری خوش بینانه به نظر می رسد . طرفداران این نظریه به سقوط کاپیتالیسم و سلطه امپریالیسم آمریکا در مدتی کمتر از پانزده سال ، عقیده دارند به قول نیکسون ، هر چند قدرت اقتصادی آمریکا در سالهای 1950 تا 1990 از 50% به 25% سقوط کرده است ولی اولاً ، این واقعت را با توجه به بازسازی در اروپا و جهش اقتصادی ژاپن و چین و چهار ببر آسیا باید در نظر گرفت ؛ثانیاً25% از سهم تولیدات کل جهان ، رقم کمی را نشان نمی دهد به نظر ما تمام نظریاتی که از سیطرة بلامنازع آمریکا یا افول سریع آن دم می زنند . ریشه در شعارهای ایدئولوژیک یا اغراض سیاسی دارند و به همین دلیل واقع بینانه به نظر نمی رسند . آنچه معقول به نظر می رسد ، افول نسبی و تدریجی آن هم نه به شکل خطی – قدرت ایالات متحده می باشد .
در این بین نظریات دیگری نیز وجود دارند که به نحوی به بحث ساختار قدرت در روابط بین المللی می پردازند و شامل موارد ذیل می باشند : نظام سلسله مراتبی (از نیکسون و بوش )، نظام تک – سه قطبی ( از نوام چامسکی )، ظهور دولتهای تجاری (از ریچارد روزکرانس )، جابجایی در قدرت ( از آلوین تافلر ) و دو نظریه از اندیشمندان ایرانی: نظام بازی گونه ( از محمد جواد لاریجانی ) و توازن قوا ( از منوچهر محمدی )
ظهور و افول نظام دو قطبی
انقلاب اکتبر روسیه ، در اواخر جنگ جهانی اول به وقوع پیوست ایدئولوژی ذکر شده است ، می توان به سادگی شعارها ،اهداف ضد امپریالیستی و اهمیت دادن به نقش کارگران و روشنفکران اشاره کرد . کمونیسم جغرافیای سیاسی جهان را تغییر داد . اتیوپی ، یمن جنوبی ، ویتنام و کشورهای دیگری ، مانند کوبا و اروپای شرقی به این بلوک پیوستند این تابعیت و طرفداری ممکن بود به دلیل مسائل اقتصادی فرار از بلوک غرب ، جنبشهای روشنفکری ، هیأتهای حاکم مستبد یا جاذبیت این ایدئولوژی ، حاصل شده باشد . بدیهی است تمام کشورهای کمونیست را نمی توان یکسان قلمداد کرد . یوگسلاوی و چین ، دارای استقلال بیشتری نسبت به اقران خود بودند و نقشی بین دو بلوک ایفا می نمودند .
اتحاد جماهیر شوروری نیز از ابتدا تا انتها دارای حالت واحدی نبود ، پیروزی استالین ، نوعی ارتباط معقول با جهان امپریالیسم را ثابت می کرد تروتسکی که به انقلاب جهانی معتقد بود ؛ این گونه اعمال را خیانتی به آرمانهای ایدئولوژیک قلمداد می کرد با مرگ استالین بسیاری ازمسائل تغییر یافت . خروشچف با نظریه همزیتسی مسالمت آمیز خود ، روابط شرق و غرب را بهبود بخشید ، شوری به هر حال در این دورانها به دنبال حادثه جویی بود نه آرامش . تغییرات اساسی زمانی اتفاق افتاد که اعتقاد به اصول زیر بنایی مارکسیسم ، زیر سئوال رفت و گورباچف تغییرات و اصلاحات سیاسی و اقتصادی خود را عرضه کرد و از قصد و غرض او که بگذریم ، باید اذعان کنیم که پیشنهادات او نه تنها به اصلاح ساختارهای پوسیده شوروی نینجامید ، بلکه ضربه مهلک و حتی می توان گفت آخرین ضربه را بر مارکسیسم وارد ساخت و برژینسکی می گوید :
سلطه کمونسیم تا حد زیادی ناشی از بیش از حد ساده جلوه دادن مسائل مربوطه بوده است توفیق این اندیشه چندان زیاد بود که جرج برنارد شاو نوشت که در انگلستان آدم معمولی وارد زندان می شود و جنایتکار بیرون می آید و در روسیه ؛ جنایتکار وارد زندان می شود و آدم معمولی بیرون می آید و. شوروی از سال 1928 تا 1940 رشد صنعتی فوق العاده ای داشت به طور مثال تولید فولاد از 3/4 میلیون تن به 3/18 میلیون تن رسید و کمونیسم در کوبا و نیکاراکو موفق بود و در دهه 70چندین کشور آفریقایی ریال مرام سوسیالیسم و مارکسیسم را پذیرفتند
در مقابل ، آمریکا نیز به تقویت بلوک خود همت گمارد آمریکا که در جنگ جهانی اول ، سیاست انزواگرایی را در پیش گرفته و در جنگ جهانی دوم خسارات تقریباً اندکی را به جان خریده بود توانست پس از سال 1945 کمکهای شایانی در اختیار اروپا قرار دهد طرح مارشال ، اروپا را از نظر اقتصادی به آمریکا وابسته کرد . پیمان نظامی ناتو نیز در جلب همکاری متحدان غربی موفق بود .سنتو و سیتو و همچنین آنزاس ، نیز توانست در جهان سوم ، نقشی بسزا ایفا نماید
چهار واقعیت اساسی در سیاست خارجی آمریکا در اروپا پس از جنگ جهانی دوم دخالت داشت :
1.حضور نظامی شوروی در قلب اروپا
2. سلطه امپراطوری شوری بر اروپای شرقی
3. جدایی تحمیلی دو آلمان توسط فشارهای شوروی
4. اروپای آسیب پذیر و تکه تکه شده
شوروی نیز پس از جنگ جهانی دوم سیاستهای ذیل را پی گرفت :
1- خروج آمریکا از اروپا
2- اروپای فاقد نیروی هسته ای
3- انحلال ناتو ( و تقویت ورشو)
4- آلمان بی طرف
گورباچف در تحقیق این اهداف تا حد زیادی موفق بود
به طور خلاصه ، زمینه تاریخی نظم نوین را در سه مرحله می توان بررسی کرد :
1- نظام دو قطبی سازش ناپذیر
تا قبل از 1956 جنگ جهانی سرمایه داری و سوسیالیسم ، ضرروی به نظر می رسید. مارکسیستها معتقد بودند که تضادهای جهان سرمایه داری رو به گسترش است و کاپیتالیسم مرحله ماقبل سوسیالیسم ، به شمار می رود همچنین جهان سرمایه داری و سوسیالیسم آشتی نخواهند کرد و این تضاد تا برقراری کمونیسم در سرتاسر جهان ادامه خواهد داشت خروشچف ، اجتناب ناپذیری جنگ با امپریالیسم را مورد انتقاد قرار داد . آمریکا پس از بحران کوبا که با شکست انحصار سلاحهای هسته ای روبه روشد ، موشکهای قاره پیمای بالستیک خود را فزونی داد و با «پاسخ انعطاف پذیر » کندی ثابت کرد که آمادگی رویارویی با شوروی را دارد .
2- دوران دو قطبی تحمل پذیر :کندی در سال 1963 اعلام کرد که برای ایجاد جهانی امن تر ، لازم است مردم آمریکا در موضع متعصبانه ضد کمونیستی خود تجدید نظر کنند ترس دو ابر قدرت از جنگ اتمی که به خود کشی هر دو طرف می انجامید ، دوران تنش زدایی را به جلو برد کشورهای جهان سوم و دوران جانسون (8-1964) زمان موفقیت آمریکا در جهان سوم از اواسط دهه 60 به مرکز اصلی منازعات و درگیریها ، تبدیل شدند .دوران جانسون ،(8-1694) زمان موفیت آمریکا در جهان سوم و دوران نیکسون ، ادامه آن پیروزیها تلقی می شد ، به طوری که مذاکرات موفقیت آمیز شرق و غرب در دوران نیکسون ؛ تحقق پذیرفت .
خاتمی در نقادی تمدن غربی معتقد است :
جامعه ای تمدن ساز می شود که از نیرو و انگیزه ذاتی سرشار باشد ، در آغاز دوران جدید ، بشر غربی ، چشم انداز امیدوار کنندهای به آیندهای سرشار از لذت ، سلامت و برخورداری مادی داشت لیکن به نظر می رسد روز به روز از اعتماد به نفس تمدن جدید کاسته می شود و مشکل کنونی تمدن در خارج از مرزهای جغرافیایی و ملی سرمایه داری به صورت بدبینی مزمن و احیاناً نفرت ملتهای زیر ستم استعمار غربی بروز داشته است به هر حال این تمدن هر حاصلی که داشته است ، ابدی نیست .
تردید نکنیم که آینده ای سوای وضع و حال امروز در انتظار بشر است . اما پرسش مهم این است که آیا ما می توانیم در سرنوشت آینده بشر دست کم خودمان نقشی داشته باشیم .
خاتمی سئوال فوق را قبل از ریاست جمهوری در کلاسهای درس مطرح کرده بود. بنابراین پاسخ سئوال اخیر او شاید ایفای نقش در کرسی ریاست جمهوری ایران اسلامی بوده است و تنها با خدمت در این پست و مقام بود که امکان طرح نظریه گفتگوی تمدنها در سطح جهانی ممکن می نمود و.
ریاست جمهوری ایران در سخنان خود در مجمع عمومی ملل متحد با ارائه این نظریه اظهار امیداوری که جهان در هزارة جدید بتواند از طریق گفت و شنود میان تمدنها و صلح و عدالت و آزادی دست یابد . وی گفت قرن بیستم قرن جنگ و تجاوز بوده است و متأسفانه فرهنگ در خدمت سیاست و منافع اقتصادی قرار گرفت. بیایید دست به دست هم دهیم و سیاست را در خدمت فرهنگ قرار دهیم ، بیایید در قرن آینده با زبان فرهنگ سخن بگوییم و صلح و آرامش را در سراسر جهان آرزو کنیم .
تاریخ تمدن بشر شاهد شکوفایی چندین تمدن بزرگ بوده است و تنوع تمدنها و گفتگوی میان آنها موجد پویایی و قدرت آنها می شود ؛ همان گونه که نتیجه جدایی آنها ضعف و انزواست دراین جا حاصل جمع عددی صفر نیست . تمدن غرب بیشترین تأثیر را در تمدنهای یونان و رومی و اسلامی گرفت . و تمدن اسلامی نیز در دیگر تمدنها تأثیر پذیرفته است . البته اگر در این میان قصد تسلطه بر دیگر تمدنها را داشته باشد ، اصول اولیه گفتگو را زیر سئوال برده است .