دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 23 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 27 |
تحقیق بررسی انسان شناسی از دیدگاههای مختلف در 27 صفحه ورد قابل ویرایش
تاثیر امیل دورکیم بر انسانشناسی
در تاریخ انسان شناسی سه شاخه بزرگ قابل تشخیص هستند: نخست انسانشناسی فرانسوی با اندیشمندانی چون امیل دورکیم، مارسل موس و لوی ـ برول. این شاخه به شدت از علوم طبیعی و فلسفه به ویژه از آگوست کنت متاثر بود. دوم، انسانشناسی امریکایی بود که از ابتلا بر مفهوم فرهنگ پای میفشرد و از معان ابتلا انسان شناسی فرهنگی نام گرفت و بنیانگذاران اصلی آن (پس از لوئین هنری مورگان) فرانتس بوآس و شاگردان ؟؟ بودند. سوم، انسان شناسی بریتانیا که تاکید آن به مفهوم جامعه در برابر فرهنگ بود. هر چند بنیانگذاران انسان شناسی بریتانیا برونیسلا و مالینوفسکی وارد طیف براون هر دو اندیشمند کارکرد گرا بودند [رادگیف ـ بحاون به شدت از دورکیم متاثر بود]، اما گسست مشخصی بین آنها وجود داشت. (فکوسی، 1381: 175و174)
با توجه به این مطلب میتوان گفت که دورکیم در تاریخ انسانشناسی و نیز بنیانگذاری این رشته سهم بسیار مهمی داشته است، چرا که وی در دو شاخه از انسان شناسی، یعنی انسانشناسی فرانسوی و انسان شناسی بریتانیا، نقش بسزایی داشته است.
امیل دورکیم را میتوان چه در منشا انسان شناسی فرانسوی و انسان شناسی بریتانیا، نقش بسزایی داشته است.
امیل دورکیم را میتوان چه منشا انسان شناسی علمی جدید و چه در منشا جامعه شناسی جدید قرار داد. در واقع به باور دورکیم، جامعه شناسی علمی گسترده بود که مطالعه مقام جوامع را شامل میشد و مردم شناسی به اعتقاد و تنها یکی از شاخههای جامعه شناسی به حساب میآمد. در حالی که مردم نگاری به نظر دورکیم، مجموعهای از روشهای میدانی بود که به تنهایی اعتبار زیادی ندارند. میتوانیم او را از بنیانگذاران و نظریه پردازان اصلی مردم نگاری به نظر دورکیم، مجموعهای از روشهای میدانی بود که به تنهایی اعتبار زیادی ندارند. میتوانیم او را از بنیانگذاران و نظریه پردازانهای اصلی کارکردگرایی بدانیم. کارکردگرایی وی به خصوص از طرق رابطه عمیق وی با سنت اثبات گرایی آگوست کنت، که در روش شناسی دورکیمی منعکس شده است، دیده، میشود. (همان، 140)
- مردم شناسی فرانسه
«مردم شناسی فرانسه با اندیشمندانی چون، امیل دورکیم و خواهرزاده او مارسل موس (1872-1950)، درون حوزه جامعه شناسی پایهگذاری شد. در فرانسه مطالعه آغازین باز نمودهای جمعی تا مدتها و موضوع پدیده دینی تمرکز داشت.» (ریوبر، 1381: 70) دورکیم با انجام پژوهشهای خود، خصوصاً با کتاب خود تحت عنوان صدور بنیانی حیات دینی، نفوذ زیادی بر نسل نخستین مردم شناسان فرانسه داشت.
- انسان شناسی دینی
«انسان شناسی دینی در معینه دوم قرن 19 شکل گرفت. به رغم پیچیدگی پدیده دینی، [در نزد مردم شناسان] از تایلر تا امیل دورکیم همواره با رویکرد ساده پندارانهای روبرو هستیم که تلاش داشت برای انجام ادیان یک منشا مفروض ارائه دهد و طرح سادهای نیز از منظور آنها ترسیم کند.» (همان: ) دورکیم با انتشار کتاب صور بنیانی حیات دینی تاثیر زیادی بر انسان شناسی دین ماده است. کتاب وی را میتوان جز نخستین کتب انسان شناسی دین قرارداد و راهگشای پژوهشهایی در زمینه انسان شناسی دینی دانست.
- تاثیر دورکیم از طریق دیدگاه اثباتی بر انسان شناسی:
جامعه شناسان و انسان شناسانی که تعریف اثباتی [دورکیمی] دین را پذیرفتهاند، کوشیدهاند این جادو و دین تمایز قائل شوند [بر اساس همان نگاه دورکیمی]: براساس پذیرفته شدهترین تمایزها مذهب اساساً اعتلا یا پرستش امور معنوی یا مقدس و جادو مستکاری و کنترل این اشیاء و امور شناخته میشود. (توسلی، 1380)
- انسان شناسی حقوق
دکتر روج الامینی، از دورکیم به نام مردم شناسی یاد میکند و نام او را در کنار مردم شناسان دیگری مینهد که در پیدایش مردم شناسی حقوق نقش داشتاند: «از میان دانشمندانی که نه به عنوان حقوقدان، بلکه به عنوان مردم شناس سهمی بزرگ در تحقیقات مردم شناسی حقوقی دارند، باید از تایلر، مورگان، بوآس، فریزر، دورکیم، مارسل موس، ماسینوفسکی و لوی ـ برول نام برد. مطالعات این مردم شناسان در سنن و آداب و رسوم و فرهنگ جوامع ابتلایی منابع ذی قیمتی را برای شناخت و مطالعه و تحلیل و تحلیل حقوق سنتی و مقررات رایج یا منسوخ این جوامع در دارد. این مطالعات و نظرات، زمینهای مناسب برای ایجاد رشته مردم شناسی حقوقی فراهم مرد». (روح الامینی، 1380: 261)
- دورکیم، مالینوفسکی و رادکیف ـ براون
«ماینوفسکی سنت مشاهده مشارکت آمیز و مستقیم را در انسان شناسی بریتانیا بنا نهاد، سنتی که جز آداب انسان شناسی و به نظر برخی، یکی از مناسک ورود به اجتماع انسانی شناختی گشته است. ماینوفسکی را متعلق به مکتب کارکردگرایی و تحت تاثیر دورکیم میدانند. ماینوفسکی به پیروی از دورکیم، این و جادو را به قلمرو امور مقدس و متمایز از امور مقدس متعلق میداند، هر چند که مفهوم امر مقدس او از دورکیم سرچشمه میگیرد، اما به گونهای یکسره متفاوت با دورکیم میان دین و جادو تمایز مینهد.» (همیلتون، 1377: 86 و 85)
رادکیف براون در کارکردگرایی خود به شدت تحت تاثیر دورکیم قرار داشت، به طوری که بسیاری از مفاهیم دورکیمی را اخذ نمود. و بی این مفهوم «مقدم جامعه در برابر فرهنگ» را که مورد پذیرش جامعه شناسان است، از جمله دورکیم که نقش بسزایی در تثبیت این مفهوم در نزد جامعه شناسان داشت؛ وارد انسان شناسی بریتانیا کرد.
«در انسان شناسی تغییر این دیدگاه، یعنی پی بردن به اینکه علم اثباتی مقیاس مناسبی برای سنجش عقلانیت دین نیست، را با این بحث مرتبط دانستهاند که در جامعه ابتدایی مردم تمایز بارزی بین جادو و تکنولوژی قائل میشوند، جادو کارکرد مهمی را در ساختیابی موقعیتهای غیر قابل پیشبینی و خطر ایفا میکند. و این تحت تاثیر اندیشه معای دورکیم بوده است.» (تامسون، 1381: 16)
- طبیعت پرستی
ماکس مولر نظری مقابل جان پرستی دارد، به نظر وی این مطلب که «دین بر تجربهای نهاده شده که همه اقتدار خود را از آن میگیرد از اصول متعارف است. «به نظر وی، دین برای آنکه به عنوان عنصر مشروع به آگاهی ما جایی را که شایسته اوست دارا باشد، باید مانند همه شناساییای دیگرمان، از نوعی تجربه محسوس آغاز کند. وی با استفاده به شعار قدیمی فلسفه تجربی که میگوید «هیچ چیز در تعقل ما نیست که پیش از آن در حواس ما نبوده باشد»، همین شمار را در مورد دین بکار میبرد و میگوید: «هیچ چیز در ایمان ما نمیتواند وجود داشته باشد که پیش از آن به حس در نیافته باشیم.
از دید وی دین میبایست نه الزاماً همچون خواب و خیال آشفته بلکه همچون دستگاهی از اندیشهها و اعمال باشد که ریشه در واقعیت دارند. از دید ماکس مولر، شکل گرفتن روان برای این بود که مساله مرگ را تبیین کند و نه مسلم خواب را، سپس بر اثر اوضاع و اموری گوناگون که تا حدی اتفاقی بودهاند، روانهای افراد بشر به محض جدا شدن از تنها، ظاهراً به تدریج در قلم باشندگان الهی کشیده شده و سرانجام خودشان بدین ترتیب به نوعی الوهیت دست یافتهاند. (همان، 107-100)
این نظریه تا حدی بر تعدادی از اصول موضوعه زبانشناختی نهاده شده است که در گذشته و حال، ایرادهای بسیار بر آنها وارد شده است. و بسیاری از تطابقهایی که ماکس مولر گمان میکرد مابین نامهای بیانگر خدایان در زبانهای اروپایی وجود دارد، ایراد گرفته و گرفتهاند که چنین تطابقهایی در کار نیست. و این سئوال مطرح شده بود که تطابقهای مورد بحث نه تنها ممکن است نشانه وجود دینی بسیار بدوی نباشد بلکه احتمال دارد نتیجه وامگیریهای مستقیم، یا برخوردهای طبیعی، همین اواخر پدید آمده باشند. (همان، 108)
انتقاد دورکیم به نظریه طبیعت پرستی: اگر چنانچه طبیعت پرستی اعتقاد دارد، اندیشه دینی از اینگونه تفکرات برخاسته باشد، در آن صورت به دشواری میتوان تبیین کرد که اندیشه دینی توانسته باشد پس از نخستین آزمایشهای تفکر بشری باز هم دوام بیاورد، در نتیجه دوام واقعی این اندیشه و ماندگاریاش در طول زمان از توانایی درک بشر خارج میشود. تصوری که دین از عالم میدهد بویژه در آغاز تاریخ، ناپروردهتر و ناقصتر از آنی است که توانسته باشد زمینه اعمالی سودمند در طول زمان را برای بشر فراهم کند. [از دیدگاه دینی طبیعت برستانه چیزها بی کم و کاست موجودات زنده اندیشندهاند، هر چون خود آگاهیها و شخصیتهایی که تخیل دینی از آنها عوامل مؤثری در پدیدههای عالم ساخته است.] بنابراین اگر دلیل وجودی دین را چنین تصور کنیم که دین میبایست راهنمای بشر در روابطش با چیزهای عالم باشد، در این صورت دین به راستی در وضعی نبوده است که بتواند این نقش را ایفا کند و اقوام و مردمان روی زمین هم بیتردید میتوانستهاند از این نقطه ضعف در عمل آگاه شوند: با تکرار موارد ناکامی، که بیگمان بیشتر از موارد موفقیت میبودهاند، بشر به زودی به این آگاهی میرسیده که چنین انتظاری از دین بیهوده و رسمی که او در پیش گرفته دور از صواب است. این مکتب هم از دین تصویری و هم آلود میسازد. زیرا معتقد است که دین چیزی جز دستاورده عظیم که هیچگونه ارزش عینی ندارد نیست. در هر صورت اگر موضوع اصلی دین بیان نیروهای طبیعت باشد، ممکن نیست در این چنین چیزی دیگر جز توهمهایی مایوس کننده که ادامه بقایشان بسیار نامعقول مینماید، بجوئیم. از نظر دورکیم همه نیروهایی که در جهان بروزی دارند، اعم از آنهایی که درون ما قرار میگیرند، با در بیرون ما، دارای طبیعتی واحداند. بویژه هیچ دلیلی وجود ندارد که توانسته باشد سبب شود به بعضی از این نیروها حیثیت برتری در مقایسه با بعضی دیگر نسبت دهیم. پس اگر دین به واقع زاییده این نیاز بود که عللی برای پدیدههای فیزیکی در نظر بگیریم آن نیروهایی که از این راه توانستهاند به ذهن بشر برسند، ممکن نبوده لاهوتیتر از نیروهایی باشد که دانشمند امروزی برای این منظور در نظر میگیرد. یعنی اینکه نه به موجودی لاهوتی نیاز بوده و نه در نتیجه به دین. انسان بدوی احساس خواری در برابر عظمت جهان ندارد که این القاء کننده تفکر دینی باشد. او به هیچ وجه آگاه نیست که نیروهای عالم به راستی دین قدر برتر از نیروهای خود او باشد. انسان بدوی معتقد است میتواند بر عناصر طبیعی فرمان براند و خود دین در دادن این گونه امنیت به او سهیم است، چون فکر میکنند دین به بشر قدرتهایی گسترده بر طبیعت میدهد. مراسم دینی تا حدی برای آن است که بشر بتواند اراده خود را بر جهان تحمیل کند. پس ادیان نه تنها زاییده احساس زبونی بشر نسبت به طبیعت نیستند، بلکه بیشتر از احساس مخالف آن برخاستهاند. حتی برترین و ایده آلیستیترین ادیان تاثیرشان بر این است که به بشر در مبارزهاش با اشیا اطمینان دهد. (همان، 119-109)
- توتم پرستی به عنوان دین بنیانی
کارکرد دین از نظر امیل دورکیم
استدلال دورکیم در زمینه دین «توجیه کارکردی یا فویکسونامی ادیان است که با بینش کارکردگرایی او انطباق دارد. دو معتقد است که نقش و وظیفه مثبت دین نه تنها در همبستگی اجتماعی و روابط اجتماعی غیر قابل انکار است، بلکه در حل و فصل مشکلات اجتماعی، در ایجاد یگانگی و در معنویتی که در جامعه بوجود میآید نیز سخت اهمیت دارد. به علاوه دین موجب ثبات، استمرار و پایداری جامعه میشود. دورکیم استدلال میکرد که یکی از خصوصیات ضد اجتماعی این است که قبل از فرد و افراد و بعد از افراد وجود داشته و دارد و در میان تمام نهادهای اجتماعی، دین بیشتر از همه واجد این خصوصیت است، در نتیجه دین وظیفه و کارکرد استمرار جوامع بشری از گذشته به آینده به عهده دارد و این خصوصیت از کارکرد گرایی دین ناشی میشود. (توسلی، 1380: 60و59)
«هاری آلپر، پژوهشگر دورکیمی، چهار کارکرد عمده دین را از نظر دورکیم به عنوان نیروهای اجتماعی انطباط بخش، انسجام بخش، حیات بخشی و خوشبختی بخش طبقهبندی گروه است.» آیینهای مذهبی از طریق تحمیل انضباط بر نفس و خویشتنداری، انسانها را برای زندگی اجتماعی آماده میسازند. تشریفات و مراسم مذهبی مردم را گرد هم میآورد و بدین سان پیوندهای مشترکشان را دوباره تصدیف میکنند و در نتیجه همبستگی اجتماعی را تحکیم میبخشد. اجرای مراسم مذهبی، میراث اجتماعی گروه را ابقا و احیا میکند و ارزشهای پایدار آنرا به نسلهای آینده انتقال میدهد. دین یک کارکرد خوشبختی بخش نیز دارد. زیرا که با برانگیختن احساس خوشبختی در مومنان و احساس اطمینان به حقانیت ضروری جهان اخلاقیای که خودشان جزئی از آنند، با احساس ناکامی و فقدان ایمان در آنها مقابله میکنند. دین با مقابله با احساس فقدان که در مورد مرگ هم در سطح فردی و هم در سطح اجتماعی تجربه میشود به تثبیت توازن اعتقاد خصوصی و عمومی یاری میرساند. در وسیعترین سطح، دین به عنوان یک نماد اجتماعی، به گرفتاریهای وجودی انسان معنای خاصی میبخشد، زیرا فرد را به قلمرو فرافردی ارزشهای متعالی وابسته میسازد، همان ارزشهایی که در نهایت امر ریشه در جامعه دارند. (برگرفته از سایت رشد.)
دورکیم انگیزه دیگری نیز برای بررسی کارکردهای دین داشت که همان علاقه او به مکانیسمهایی بود که میتوانند در مواقع به خطر افتادن سامان اجتماعی به کار آیند. از این جهت او در جستجوی همان چیزی بود که امروزه به عنوان معادلهای کارکردی دین در یک زمانه اساساً غیر دینی توصیف میشود.
دسته بندی | علوم پزشکی |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 43 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 67 |
تحقیق بررسی آندوسکوپی و کاربرد آن در 67 صفحه ورد قابل ویرایش
تاریخچه آندوسکوپی
کلمه آندوسکوپ از 2 کلمه یونانی به معنای « درون » و « دیدن » تشکیل شده است . عبارت endoscopy به معنای استفاده از تجهیزات برای معاینه درون ارگان های حفره مانند بدن به صورت دیداری است . در علم پزشکی از دیر باز تمایل و رغبت برای دیدن اجزای درون بدن نیروی محرکی بوده است تا بدان وسیله بتوان به بیماران کمک کرد . در کنار جراحی باز ، این روش معاینه و جراحی با کمترین تهاجم به بدن ، روشی ظریف و استادانه و ماهرانه البته با کمترین مشکل برای بیمار محسوب می شود .
طبیعت راه رسیدن به این هدف را فراهم آورده است . دستیابی به درون ، از طریق حفرات و سوراخ های بدن انسان امکان پذیر است .
برای اولین بار در سال 1868 ، آدولف کاسمال با وارد کردن لوله ای غیر قابل انعطاف به داخل معده یکی از بیماران خود آندوسکوپی (gastrointestinal) Gl را پایه گذاری کرد . در سال 1881 پزشک اتریشی آقای johann bonmilulioz به دنبال تحقیقات صورت گرفته با همکاری صنعتگران معروف آن زمان مبادرت به اختراع اولین گاستروسکوپ نمود که انتهای دیستال آن (distal tip) نوری داشت که توسط لامپ پلاتینی تامین می شد در ادامه تحقیقات ارزشمند جهت ساخت اولین گاستروسکوپ جایگزینی فرم خاصی از لامپ ادیسونی به لامپ پلاتینی نیز مورد بررسی قرار گرفت . در سال Elsner گاستروسکوپ غیر قابل انعطافی را عرضه نمود که از سیستم لنزی بهره مند بود . به همین سبب امکان استفاده از نوک ابزار دستگاه به صورت لاستیکی میسر و به تبع آن صدمات به حداقل می رسید .
امروزه در مسیر پیشرفت و تکامل علم آندوسکوپی از سیستم های نور پیشرفته ای برای انتقال تصاویر و همچنین انتقال نور و روشنائی بهره گرفته می شود و این در حالی است که حدود 100 سال پیش انتقال تصویر حتی بدون استفاده از لنز و تنها با استفاده از یک تیوپ صورت می گرفته است .
اگر چه ساخت آندوسکوپ های نیمه انعطاف پذیر تحول بزرگ در سیر مراحل تکامل آندوسکوپ ها بود اما عدم توانائی آن ها در برداشتن نمونه های بیوپسی و محدودیت دید تمامی زوایا باعث گردید تا آندوسکوپ های فیبر نوری ارایه شوند . در سال 1965 تیم تحقیقاتی متشکل از Curtis , Hirschowitz موفق شدند اجزاء فیبروسکوپ را مهیا کنند ولی تنها مشکلی که در این زمینه وجود داشت کیفیت پایین دسته فیبرهای نوری بود که به دلیل نشت نور بین پرتو ها به وجود می آمد .
با استفاده از پوشش شیشه ای با ضریب شکست کمتر این مشکل نیز تا حدی
مرتفع گردید و بدین ترتیب اولین فیبروسکوپ در سال 1957 به جامعه پزشکی عرضه شد .
در حال حاضر از آندوسکوپ ها نه تنها در درمان بیماری ها و نه تنها در علم پزشکی بلکه در علم مکانیک ( دیدن اجزا و قطعات درون ماشین آلات مختلف ) و باستان شناسی ( نگاه کردن به سازه های درونی کلیساهای قدیمی با استفاده از تلسکوپ آندوسکوپ ها ) نیز استفاده می شود .
منابع نور
در گذشته منبع نور مورد استفاده در آندوسکوپی ، لامپ های تصویر تنگستن بودند که بر سر تلسکوپ گذاشته شده و به داخل بدن فرستاده می شد ، چون این لامپ ها از ابتدا به منظور خاص آندوسکوپی طراحی آن ها هدر می رفت یا به اصطلاح گم می شد و دلیل آن هم این بود که نقاط نورانی خروجی از لامپ (outpur spot) از نظر اپتیکی با ناحیه فعال الیاف فیبر نوری همخوانی کافی نداشتند . به علاوه نور لامپ های تنگستن زرد رنگ است و این موضوع روی ظاهر رنگ بافت تاثیر می گذارد که این پدیده هم به نوبه خود می تواند ظاهر منطقه ملتهب را عوض کند .
منابع نور با شدت پایین ( منابع نور آزمایشگاهی ) و منابع نور با شدت بالا
یک منبع نور استفاده شده برای آندوسکوپی بایستی شرایط زیر را دارا باشد .
1 ـ روشنائی کافی که بتواند میدان دید را به خوبی روشن کند و همچنین خلوص رنگ بالا که از طریق آن بتوان به معاینات و جراحی های آندوسکوپی در نقاط ظریف و حساس بدن پرداخت .
2 ـ تشعشع مادون قرمز که منجر به انتقال حرارت تشعشعی به داخل حفرات بدن می شود تا حد امکان حداقل گردد ( این تشعشعات ممکن است منجر به سوختن بافت در محل تماس با آن شود )
3 ـ الکتریکی منابع تغییر مبدل ها بایستی از پرسنل اتاق عمل کاملا ایزوله شده باشند طوری که هیچ گونه ارتباطی در این بین برقرار نباشد .
4 ـ فن های استفاده شده برای کاستن حرارت نبایستی حجم خیلی زیادی از فضا را اشغال کنند طور که باعث ایجاد اغتشاش (tubulence) و نویز و سر و صدای اضافی بشوند .
با پیشرفت علم آندوسکوپی تقاضای فرایند هایی برای استفاده از منابع نور با شدت بالا صورت گرفت . این منابع امروزه به طور وسیعی در موارد زیر استفاده می شوند :
1 ) اعمال جراحی که در آن ها از آندوسکوپی فیبرنوری از نوع Flexble ( انعطاف پذیر ) استفاده می شود .
2 ) اعمال جراحی که در آن ها از فیبر های نوری انعطاف پذیر با اتصالات مورد نیاز برای مقاصد آموزشی استفاده می شود .
3 ) کـاربردهای مستند سازی که ممکن است به صورت سینماتوگرافی یا تلویزیونی باشد .
برای منابع نوری از لامپ های مختلفی مانند گزنون ، کوارتز ، هالوژن ، بخار جیوه و غیره استفاده می شود .
لامپ های هالوژن دارای توان 150 وات هستند و نور زدی ایجاد می کنند و برای حالت استفاده با چشمی مناسب هستند لامپ های metal ، توانی تا حد 250 وات ایجاد می کنند و نور آن ها سفید است . لامپ های زنون توان در حدود 300 وات ایجاد می کنند که این مورد آخر بیشتر در آندوسکوپی قفسه سینه و اطراف قلب که رگ های خونی فراوانی وجود دارند استفاده می شود . زیرا خون تیره رنگ بوده و برای دیدن این نواحی ، باید از منبع نور با توان بالا استفاده شود .
این منابع نور کوچک و فشرده می توانند میدان دید حدود 70 درجه را در فیبرهای اپتیک به وجود آورند .
نور از طریق فیبر نوری از منبع نور سرد به تلسکوپ یا فیبروسکوپ منتقل می شود . علت این که به این منبع نور ، واژه سرد اطلاق می شود آن است که نور در محل دیگری ایجاد می شود و از طریق فیبر به محل منتقل می شود ، بنابراین نور مربوطه گرمائی ندارد .این منابع دو وظیفه اصلی بر عهده دارند . وظیفه اول این منابع تامین انرژی روشنائی مناسب برای انتقال داخل بدن و دوم تامین هوای فشرده مناسب و نیز هدایت آب و هوای فشرده به سر فیبروسکوپ به منظور شستشوی لنزهای انتهائی دستگاه می باشد در یک تقسیم بندی منابع نور سرد بر اساس لامپ استفاده شده در آن ها تفکیک و مشخص می شوند که در قسمت قبل توضیح داده شد .
بافت مورد نظر که توسط آندوسکوپ دیده می شود 2 خاصیت مهم جذب (absorption) و پراکندگی ( Scattering ) را در مقابل نور از خود نشان می دهد :
(Absorption) : تبدیل انرژی مکانیکی به گرمائی هنگام عبور نور از بافت را گویند که علت آن نزدیکی ملکول ها کنار همدیگر و اصطکاک آن هاست .
( Scattering ) : وقتی نور به ذرات بافت برخورد می کند ، اگر ذرات نسبت به طول موج دارای ابعاد کوچک تری باشند هر کدام از آنها پرتو را گرفته و خود را مثل یک منبع تولید نور عمل کرده ، به کلیه جهات انرژی می فرستند . این پدیده در داخل هر بافت اتفاق می افتد نه در مرز مشترک بین دو بافت . پس پراکندگی در تمام جهات رخ می دهد هر دو این خاصیت ها به رنگ نور تابیده شده و طول موج آن بستگی دارند . خون ، طول موج های مربوط به رنگ های آبی و سبز را به شدت جذب می کند به همین دلیل تصویر حاصل از آندوسکوپی ، هنگامی که در بافت خونریزی اتفاق افتاده باشد ، تیره می گردد . همچنین هنگام انجام عمل سیستوسکوپی ( معاینه مثانه ) در مثانه ای که از مایع شستشو پر شده است اغلب داخل مثانه تیره و تار به نظر می رسد که علام Scattering شدید نور تابیده شده است .
انتقال تصویر
اگر هر کدام از فیبرها داخل یک ماتریس منظم قرار داده شوند انتقال تصویر را خواهیم داشت . این مفهوم همان است که image waveguide ( هدایت تصویر ) نامیده می شود . این ماتریس منظم شده قابل انعطاف است و دارای عناصر مرکزی و المان های ارزشمند بسیاری است که یک فیبروسکوپ را تشکیل می دهد . فرآیند ساخت فیبروسکوپ ها بسیار هزینه بر است . در حدود 20000 فیبر نوری منظم ( الیاف فیبر نوری ) در یک image waveguide شرکت دارند .
آرایش ترتیب یافته و منظم این فیبرهای نوری طوریست که یک عنصر تصویر
( pictue element = pixel ) در یک مکان مشخص و ویژه ، در یک انتهای image waveguide ، دقیقا با مکانش در انتهای دیگر تطابق دارد . فیبرهای اطراف نیز به همان شکل آرایش یافته اند . هر فیبر مستقل از فیبر دیگر ، نوری را که بر سطح آن فرود می آید منتقل خواهد کرد . برای انتقال یک تصویر ، حتی اگر دسته فیبر خم شود فیبرها باید دارای وضع نسبی یکسان و صافی باشند تا هر عنصر فیبری سهم مناسب در ایجاد کل تصویر داشته باشد . دسته نامبرده را دسته همدوس می نامند . پس در کل دو دسته فیبر نوری خواهیم داشت :
1 ـ فیبر نوری تصویر که از حدود 20000 تا 40000 فیبر نوری تشکیل می شود که طی یک پروسه خاص با نظم ماتریس در کنار هم قرار می گیرند تا تصویر را به خوبی منتقل کند .
2 ـ فیبر نوری روشنائی که از حدود 30000 تا 50000 فیبر نوری تشکیل می شود تا حداکثر انرژی روشنائی را از منبع نور سرد به سر آندوسکوپ منتقل کند .
قدرت تفکیک تصویر :
یعنی میزان جزئیات قابل رویت ، به ظرافت فیبر واحد و نزدیکی و فشردگی فیبرها نسبت به یکدیگر بستگی دارد . اگر نگاهی به یک فیبروسکوپ از انتهای آن بیاندازیم ( distal end ) ناحیه اشغال شده توسط لنزهای image waveguide اغلب بیشتر از یک میلی متر نمی باشد رزولوشن یک فیبروسکوپ محدود است . قطر خارجی تا حد امکان باید کوچک تر باشد تا رزولوشن تصویر تا حد ممکن بالا بیاید .
مزایای استفاده از فیبروسکوپ ها
مزایای استفاده از فیبروسکوپ ها از این نظر است که :
- حتی قطرهای کمتر از mm 1 هم می تواند ساخته شود ( miniscope )
- وسایل نیمه سخت ( در عین این هر وسیله مکانیکی خم شونده به یک وسیله نوری rigid ممکن است آسیب برساند ) می تواند ساخته شود .
- کاربردهای خیلی خاص را نیز تحت پوشش قرار می دهد .
مهم ترین تفاوت بارز بین فیبروسکوپ ها و اسکوپ های سخت ( rigid ) آن است که تصویر از طریق یک سیستم رله انتقال داده نمی شود بلکه از طریق یک هدایت نوری Flexibie صورت می گیرد بنابراین تمام وسائل جراحی و غیره می توانند به شکل انعطاف پذیری ساخته شوند البته تا آنجا که خواص مواد این اجازه و امکان را به ما بدهد . شگل ( 7 ) نمایش شماتیک یک فیبروسکوپ را نشان می دهد .
آندوسکوپی در تخصص گاستروانترولوژی
کاربرد آندوسکوپی در بیماری های دستگاه گوارش
آندوسکوپی در اصل یک ابزرا است که می توان از آن در جهت تشخیص و درمان بیماری ها سود جست . برای استفاده بهینه از این دستگاه باید اندیکاسیون های به خصوصی در نظر گرفته شود .
اصولا بیماران مراجعه کننده به مطب ها و مراکز تخصصی گوارش به دو دسته تقسیم می شوند یا مشکلات آن ها (organic) ساختمانی است و یا مشکلات ( Functional ) عملکردی دارند .
در گروه اول اصولا سوء هاضمه ( Dyspepsia ) بیماران به دلیل ضایعاتی نظیر زخم اثنی عشر ، یا زخم معده یا از وفاژیت می باشد . یا مسائلی ماند مصرف زیاد داروهای موسوم به Nsaid مشکلات ارگانیک برای بیمار ایجاد کرده است . همچنین بیماری هایی نظیر سرطان ها ( Malignancy ) یا سنگ کیسه صفرا یا پانکراس برای بیمار ایجاد سوء هاضمه کرده است که در این موارد با بررسی می توان محل ضایعه را تشخیص داد .
در گروه دوم با وجود علائم در بیماری هیج ضایعه ارگانیک مشاهده نمی شود در این حالت می توان این علائم را به مشکلات عملکردی ( Functional ) دستگاه گوارش نسبت داد .
بیشتر بیماران مراجعه کننده جزو دسته دوم بوده و مشکلات Functional دارند که گروه بزرگی از این دسته را هم بیماران ( imitable Bowel Syndrome ) BS تشکیل می دهند . بیماری سندروم روده تحریک پذیر یا همان IBS دارای یک سری علائم است . مثل اسهال و یبوست متناوب ، نفخ شکم ، درد شکم ، و غیره که برای گذاشتن تشخیص این بیماری معیارهایی را در نظر می گیریم . مثلا در یک روش اگر بیمار 4 کراتریای از 7 کراتریا یا تشخیصی را داشته باشد با احتمال 95 درصد IBS دارد . 5 درصد احتمال دارد که بیماری های دیگری نظیر نظیر سلیاک کرون و یا کانسرو …. داشته باشد ..
گروه دیگری از بیماران functional هم دچار functional Dyspepsia هستند . به طور کلی در بیماری فانکشنال بر اساس علایم هشدار دهنده اقدام به آندوسکوپی می کنیم مثلا بیماران بالای 45 سال حتما باید بررسی آندوسکوپی شوند چون یک درصد افراد بالای 45 سال که با علائم Functional dyspepsia می آیند Malignancy ( سرطان ) دارند .
یا در کسانیکه سیگار یا الکل یا داروهای Nsaid مصرف می کنند و یا سابقه کاهش وزن شدید و ابتلا به کانسر یا زخم دارند اقدام به آندوسکوپی می کنیم .
اصولا دید پزشکان نسبت به آندوسکوپی دو جنبه دارد .
1 ـ آندوسکوپی تشخیصی
2 ـ آندوسکوپی درمانی
بیشترین کمکی که در حال حاضر به وسیله این ابزار به بیماران ارائه می شود از طریق آندوسکوپی درمانی است زیرا بسیاری از بیماران به این طریق از اعمال جراحی نجات پیدا می کنند .
از نظر تکنیکی تقریبا تمامی اسکوپ ها از یک مکانیسم و قاعده کلی پیروی می کنند فقط بر اساس ویژگی ها قیمت های مختلف لوله گوارش دارای پهنا و یا طول متفاوت می باشند .
مثلا برای بررسی مری از ازوفاگوسکوپ استفاده می کنیم . به وسیله ازوفاگوسکوپی می توان ضایعات مری از ازوفاژیت گرفته تا تومورهای مری را مشاهده کنیم و با پروب مخصوص از این ضایعات بیوپسی تهیه کنیم . تا این مرحله از وفاگوسکوپی تشخیصی است . در ازوفاگوسکوپی درمانی مثلا می توان از طریق پروب بیوپسی ، تومورهای مری را لیزر کرد به این وسیله به صورت تسکینی تومورها را درمان کرد . یعنی راه را در مری باز کرد البته درمان تومورها به این طریق قطعی پروب بیوپسی ، تومورهای مری را لیزر کرد به این وسیله به صورت تسکینی تومورها را درمان کرد . یعنی راه را در مری باز کرد البته درمان تومورها به این طریق قطعی ( Curative ) نیست . همچنین می توان پولیپ های مری را برداشته یا اصطلاحا پولیکپتومی کرد .
پیامهای سیستم SYSTEM RECORDS :
عمومی ـ از آخرین کالیبراسیون ـ از آخرین محاسبات
دکمه مربوط به وضعیت سیستم ( SYSTEM STATUS SOFTKEY ) تنها در صورتی مورد خواهد بود که وضعیت پیامی در این ارتباط وجود داشته باشد .
INSTRUMENT STATUS – ( وضعیت دستگاه ) :
مربوط به یکی از اعمال زیر می گردد که در قسمت INSTRUMEN STATUS روی خط شماره یک صفحه مانیتور نمایان می شود .
START UP : برنامه START UP بعد از روشن شدن ABL 500 اجرا می گردد .
READY : هنگامی روی صفحه ظاهر می شود که ABL 500 آماده برای انجام محاسبات آماده است .
MEASURMENT : هنگامی روی صفحه ظاهر می شود که دستگاه مشغول انجام محاسبات روی نمونه خون و یا گاز و یا محلول های کنترل می باشد .
FLUSH : هنگامی روی صفحه ظاهر می شود که محفظه های اندازه گیری
( MEASURING CHAMBER ) پس از برنامه GAS CAL CHECK توسط یک برنامه شستشوی مختصر تمیز می شوند . ( در حال یکه دستگاه در وضعیت READY قرار دارد چنانچه پس از 60 دقیقه هیچگونه محاسبه یا کالیبراسیونی صورت نگیرد یک FLUSH صورت می گیرد . )
( TOTAL CAL – CAL 1 – CAL 2 – GAS CAL - GAS CAL 2 ) : هر یک از اینها به هنگام انجام کالیبراسیون مختص خود روی صفحه ظاهر می گردد .
( RINSE – CLEANING – PROTEIN REM – DECONTAMINATION – REFILL – LS ADJUST ) :
هر یک از اینها به هنگام اجراء برنامه حفاظت و نگهداری مختص خود روی صفحه ظاهر می گردد .
STANDBY : وقتی که ABL 500 در حالت STANDBY می باشد روی صفحه ظاهر می گردد .
CAL PENDING : بمدت 10 دقیقه پس از خروج از برنامه STANDBY روی صفحه ظاهر می ماند .
HOLD : هر گاه دستگاه در حالت HOLD باشد بر روی صفحه نمایان می شود . ABL 500 بدلایل زیر به حالت HOLD خواهد رفت .
الف ـ برداشتن مادول ورودی
ب ـ برداشتن در پوش مجرای ارائه نمونه و یا در پوش قسمت THERMOSTATTING .
ج ـ فشار دکمه HOLT ANALYZER خارج می شود روی صفحه ظاهر می شود .
RINSE ERROR : هنگامیکه ظرف حاوی محلول شستشو خالی بوده و یا اشکالی در مسیر RINSE قرار داشته باشد روی صفحه ظاهر می شود .
POWER ON : بعد از پیام START UP زمانیکه کنترل RAM ها و ROM ها به پایان رسیده نمایان می گردد .
LOADING : در طول مدت برنامه START UP زمانیکه برنامه های مربوط به قسمت مرطوب دستگاه در حال خوانده شدن هستند روی صفحه نمایان می باشد .
وضعیت کار دستگاه ( OPERATING STATUS )
عبارت از آغاز یک عملیات پس از فشار یک دکمه و یا باز نمودن در پوش ارائه نمونه توسط اپراتور می باشد . بعضی اوقات مولفه های دستگاه
( INSTRUMENT STATUS ) باعث تغییر طرز کارا ( OPERATING STATUS ) می گردند بعنوان نمونه صفحه مشخصات در پایان انجام محاسبات به صفحه نتایج تغییر می یابد .
START UP ( راه اندازی ) ABL 500
به هنگام خاموش شدن ( SWITCHED OFF ) ، دستگاه اطلاعات زیر را خود ذخیره می نماید .
- برنامه SET UP سیستم که عبارت از برنامه SERVICE اطلاعات
BACK GROUND دستگاه می باشد .
- QC STATISTIC , QC PLOT , QC LOG
- اطلاعات مربوط به WARM START UP ( آخرین داده های کالیبراسیون )
- برنامه حفاظت و نگهداری زمانبدی شده و برنامه پروتئین زدائی زمانبندی شده .
- سطح مایعات
- بایگانی وضعیت سیستم SYSTEM STATUS LOG
- هنگامی که دستگاه ABL 500 روشن می گردد می تواند هر یک از برنامه های COLD START UP و یا WARM START UP را آغاز نماید .
- COLD STARTUP ـ در صورتی می بایست انتخاب شود که یکی و یا بیشتر از شرایط زیر برقرار باشد .
- دمای قسمت THEPN\MO STATTING خارج از محدوده 36.8 – 37.2 درجه سانتیگراد باشد .
- اطلاعات موجود در برنامه USER SETUP یا برنامه SYSTEM SETUP نامعتبر باشد SCREEN نمایان باشد .
- اطلاعات داخلی مربوط به QC PLOT , QC LOG نامعتبر باشد ـ مثلاً پیغامی وجود نداشته باشد .
- در صورتیکه اطلاعات موجود در برنامه USER SETUP و یا SYSTEM SETUP نامتعبر باشند صفحه ( SCREEN ) زیر نمایان خواهد بود .
حفاظت و نگهداری MAINTENANCE
منوی حفاظت و نگهداری حاوی برنامه های زیر می باشد :
- RINSE جهت انجام برنامه شستشوی خطوط انتقال مایع . همواره در پایان یک محاسبه و یا یک کالیبراسون و یا قطع یک برنامه محاسبه بطور اتوماتیک یک شستشو صورت می گیرد . این برنامه بمدت 68.6 ثانیه بطول می انجامد .
- CLEANING راه اندازی این برنامه موجب اجرای یک پروسه نظافت
( CLEANING ) غیر منظم می گردد . این برنامه باعث نظافت خطوط انتقال مایع از رسوبات هر نوع ماده مزاحم گردیده در پایان با یک عمل شستشوی ( RINSE ) نسبتاً طولانی به پایان می رسد . برنامه بصورت غیر قابل توقف بوده و بمدت 6 دقیقه بطول می انجامد .
- PROTEIN REMOVAL ( پروتئین زاتی ) این برنامه برای زدودن رسوبات پروتئین از قسمت محاسبات طراحی شده . برنامه با تزریق مایع هیپوکلریت توسط اپراتور آغاز گردیده و نهایتاً با یک شستشوی ( RINSE ) طولانی به پایان می رسد . برنامه غیر قابل توقف بوده و بمدت 3.5 دقیقه بطول می انجامد .
- DECONTAMINATION این برنامه جهت تمیز نمودن خطوط انتقال مایع و یا دست زدن به مثلاً الکترودها ، لوله های پمپ و یا ظرف ضایعات جهت تعویض و یا بازبینی بمنظور رفع هر گونه خطر ناشی از آلودگی به امراض پیشی بینی شده . این برنامه با تزریق محلول هیپوکلریت توسط اپراتور و بستن در پوش ارائه نمونه آغاز می شود . سپس دستگاه بکمک محلول هیپوکلریت که توسط محلول شستشو قدری رقیق شده کار را ادامه داده و نهایتاً با انجام یک شستشوی طولانی کار را به اتمام می رساند . این برنامه بمدت 7.2 دقیقه بطور می انجامد .
- OTHER MAINTENANCE PROGRANS – به مقاله تحت سر فصل خود در زیر این قسمت مراجعه شود .
- HELP این برنامه همواره در طول انجام توابع دیگر برنامه حفاظت و نگهداری قابل استفاده بوده و با تحریک آن ، با گشوده شدن یک پنجره اطلاعات کمکی را در اختیار شما قرار می دهد .
منوی این برنامه حاوی بخشهای زیر می باشد :
QC BATCH AND CONTROL RANGES – این برنامه جهت وارد نمودن شماره های BATCH جدید ، کدهای اطلاعاتی و CONTROL RANGE به دستگاه تدارک دیده شده .
MAINTENANCE AND TEOUBLE SHOUTING :
RENGENT LEBELS – جهت تنظیم سطوح مایعات در ظرف ( SALT BRIDGS) کالیبراسیون و محل شسشو می باشد .
MAINTENANCE SCHEDULE – این برنامه کارهای مختلفی را که در رابطه با نگهداری ABL 500 ضروری می باشند تشریح می نماید و همچنین فواصل زمانی که مرتباً می بایست دستگاه سرویس گردد و همچین زمان سرویس بعدی را نیز به اطلاع شما می رساند . چنانچه برنامه حفاظت و نگهداری در یک فاصله زمانی محدود دو بار انجام شود بر روی صفحه به شما اطلاع داده خواد شد .
دسته بندی | علوم پزشکی |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 11 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 15 |
تحقیق بررسی آناتومی خودمختاری (فیزیولوژی ورزشی) در 15 صفحه ورد قابل ویرایش
آتونومی خودمختاری- هدفی مربوط به تخصصی شدن فیزیولوژی ورزش
موضوعات پیچیده مربوط به تخصصی نمودن مقررات خاص علوم ورزشی در تلاشهای اخیری که به منظور پیشرفت فیزیولوژی حرکتی، ورزش های حرفه ای صورت گرفته، واضح است. سؤالات مربوط به اینکه چه کسی در آینده این مقررات را کنترل می کند باعث شده تا سازمان انجمن آمریکائی فیزیولوژیست های ورزشی (ASEP) تشکیل گردد، سازمانی متشکل از فیزیولوژیست هایی که هدف اصلی آنها حرفه ای کردن فیزیولوژی ورزش است. در بین مشکلات عنوان شده توسط اعضاء ASEP این موضوع مهم است که تنها فیزیولوژیست ها باید بر مسیر مورد نظر، نظارت کنند. نکته مهم در بحث های مستمر امروزی آن است که آیا کالج آمریکایی درمان مشکلات ورزشی(ACSM)- سازمانی منتخب، مختص علوم ورزشی و متشکل از حداقل 56 شغل (شامل فیزیولوژی ورزش)- به عنوان متخصص حق و توانایی نظارت بر توسعه فیزیولوژی ورزش را دارد. (در این زمینه باید به تلاش های مداوم و جدید ACSM برای پیشرفت ثبت تخصصی فیزیولوژیست های درمانی ورزش توجه نمود). این بحث ادامه می یابد و در اینجا متوقف نخواهد شد، اما این استدلال باید توسط هر فرد با هر گرایشی به بخش های تخصصی ورزشی، بررسی شود. اتونومی، توانایی متخصصان برای فعایت مستقل بر خودمختاری، یک عنصر اصلی برای دست یابی به موقعیت های تخصصی است.
ضوابط اخلاقیACSM
اصول و اهداف
مقدمه: این اصول برای کمک فردی و اشتراکی به اعضاء و افراد کالج منظور می شود تا سطح بالایی از رفتار اخلاقی را حفظ نمایند. این موارد قانون نیستند بلکه استانداردهایی هستند که توسط آنها یک فرد یا عضو می تواند تناسب رفتاری خود، ارتباط با همراهان، با اعضاء تخصص های مربوطه، با عموم مردم و نیز با تمامی افرادی که یک رابطه حرفهای را ایجاد نموده اند، را مشخص نماید. هدف اصلی کالج، ایجاد ترویج دانش مربوط به تمامی جنبه های افراد شرکت کننده در تمرین می باشد البته با رعایت احترام نسبت به مقام انسانی آنها.
بخش1: اعضاء باید پی در پی کوشش کنند تا دانش و مهارت خود را بهبود بخشیده و امکان بهره مندی از دستاوردهای حرفه ای خود را برای هم قطارانشان فراهم نمایند.
بخش2: بایستی اعضاء استانداردهای علمی و حرفه ای بالایی را حفظ کنند و به طور عمدی با هر فردی که از این اصول تخطی می کند مشارکت نکنند.
بخش3: کالج موظف است تا از عموم افراد و خودش در مقابل اعضائی که در زمینه رفتار اخلاقی یا رقابت حرفه ای ضعف نشان داده اند، دفاع نمایند.
بخش4: آرمان های کالج حاکی از آن است که مسئولیت های هر فرد یا عضو نه تنها در قبال فردی توسعه می یابد بلکه در برابر اجتماع با هدف بهبود سلامت و رفاه فردی و اجتماعی نیز گسترش می یابد.
ادامه ضوابط اخلاقیACSM
حفظ ثبات مناسب در تخصص های تعیین شده
به هر فرد یا عضوی باید به طور قانونی مجوز داده شود، تائید شود و یا حتی توسط هر اداره دولتی کنترل شود تا در زمینه حرفه خود فعالیت نماید و باید قبل از آنکه آن اداره به عنوان شرط عضویت دائم کالج آن را بپذیرد در ثبات خود باقی بماند. چون ممکن است تنبیه انضباطی توسط کالج برای هر فرد اعمال شود، هر گونه اخراج، تعلیق، مجازات یا مصوبه دیگری توسط چنین اداره دولتی اجرا می گردد.
تشهیر (افشاء عمومی) وابستگی
به غیر از فعالیت اقتصادی، هر عضو یا فرد(FACSM) ممکن است وابستگی خود را در هر زمینه شفاهی یا مستند، با کالج افشاء کند، مشروط به اینکه به طور رایج صحت داشته باشد. در این بخش هیچکس نمی تواند کالج را مجبور به امضاء هر آنچه به افشاء موضوع می شود بکند، مگر اینکه این موضوع صراحتاً توسط کالج عنوان شود. افشاء وابستگی در ارتباط با فعالیت تجاری ممکن است صورت گیرد به شرط آنکه به روشی حرفه ای و مناسب انجام شود نه با روندی غلط، گمراه کننده و یا فریبنده و نیز پروانه فعالیت، دستیابی به تخصص یا وضعیت گواهی کا را به مخاطره نیندازد. از آنجایی که عضورت در ACSM به افراد اعطاء می شود، افشاء وابستگی و یا استفاده از ACSM نخستین به عنوان بخشی از نام تجاری، اشتراکی یا متحد نمی باشد.
بازگویی تخلف این مقوله ممکن است به عنوان تنبیه انضباطی تلقی گردد.
استفاده عمومی از مهارت های حرفه ای
افراد و اعضاء تشویق می شوند تا ورای موقعیت شغلی شان، هنگامی که فرصت ایجاب می کند مهرت حرفه ای خود را به معرض مشاوره بگذارند. در چنین موقعیتی، انتظار میرود تا کارشناس از جعل و حذف وقایع مربوطه، درگیری زیاده از حد بخشی از مهارت و مشکلات مربوط به ACSM در هنگام کار در زمینه یک ظرفیت انتسابی اجتناب کند.
نظم
ممکن است هر فرد یا عضو کالج به خاطر رفتار خود تأدیب یا اخراج شود که این امر به نظر هیأت امناء به خاطر مقام و موقعیت کالج مضر بوده و یا با اهداف کالج منافات دارد. ممکن است اخراج یک عضو با رأی مثبت دو- سوم اعضاء هیأت امناء حاضر در یک جلسه ماهانه یا خاص اعمال شده باشد و تنها بعد از آن عضو مذکور از مسئولیتهای موجود در مقابل خود مطلع شده باشد و قبل از رأی هیأت امنا فرصتی برای تکذیب یا رد چنین مسئولیت هایی را نداشته باشد. تنبیه های انضباطی دیگر از جمله توبیخ، مجازات و انتقاد نیز توسط کمیته رفتار حرفه ای و اخلاقیات پیشنهاد میشود و به دنبال رأی مثبت دو- سوم اعضاء هیأت حاضر در جلسه یا توسط رأی مخفی ارسالی اعمال می شود، مشروط به اینکه اکثریت آراء با آن موافق باشند.
همانگونه که در فصل1 شرح داده شد، بدنه اصلی آگاهی در نظم علم ورزش، حرکت می باشد. علیرغم آگاهی های خاص شاه راه اصلی وضعیت حرفه ای برای هر گروه پیشه روی تدریجی آن را تضمین می کند: تشخیص بخش خاصی از آگاهی؛ شرط یک دوره آموزشی رسمی پایان تخصصی با یک مدرک آکادمیک؛ و تجربه دوره انترنی و نیز مرحله مطالعه سخت برای پشت سر گذاشتن امتحانات عملی و شناختی و اخذ گواهی یا مدرکی که صلاحیت کاری را تضمین نموده، منجر به استخدام تخصصی گشته و علوم مردم را از مشاغل جعلی مبرا سازد. هر چند این مرحله برای افراد علاقمند به تحصیل علوم ورزشی قابل دسترسی است، فقدان شناخت تخصصی متداول به فقدان مشاهده شده یک یا بیشتر از یک ناحیه هرم تخصصی مربوط می شود.
دو خصوصیت به جامانده طبق میزان اهمیت آن در سطح تقریباً پائین تری قرار میگیرند. سازمانی حرفه ای برای ارائه استانداردها، قوانین، ساختار و ابزار ارتباطی ضروری است (فص3). اغلب سازمان های متخصص به افرادی اختصاص می یابند که از طریق تمرین تخصص هایشان دوره زمانی را برای ارائه خدماتشان تعهد می کنند.
مطمئناً، سطوح مختلف صلاحیت بین افراد متخصص وجود دارد، بسیاری از آنها توسط قوانین ایالتی یا برنامه های تشخیص ملی تعیین می شوند و بسیاری نیز اختیاری هستند. چنین مواردی به سلامت و تخصص های صلاحیتی مربوط می شوند و در اکثر ایالات به کار تخصص های علوم ورزشی در یک محیط کلینیکی.
تعریف نقش
در تکامل تدریجی علوم ورزشی، ارزیابی کامل نقش ها و انتظارات متخصصینی که در زیرمجموعه های انضباطی مربوطه کار می کنند، اهمیت زیادی دارد. دانشجوی علوم ورزشی گزینه های زیادی برای تحصیل یک دوره لیسانس دارند (به منظور بحث در مورد فرصت های استخدامی به فصل5 توجه کنید). با وجود ذینفع بودن دانشجو، یک موضوع تا حدی گیج کننده برای کارفرمایان بعدی به وجود می آید. اکثر دوره های آموزشی روشی متداول و قدیمی را برای آموزش دانشجویان لیسانس برمی گزینند (هرم آموزشی). این مدل نشان می دهد که دانشجو باید در معرض عرصه وسیعی از دانش قرار بگیرد و عمق دانش فردی یا آموزش دوره تضمین شود. مدل هرمی ارائه بخش وسیعی از دانش را تائید می کند، اما دانشجویان لیسانس عمق کمی از دانش را فرامیگیرند، کارفرمایان آینده باید مشخص نمایند، چقدر آموزش مستمر بعد از استخدام نیاز است و چه کسانی این خدمات را فراهم می کنند.
موضوع تعیین نقش توسط گروهی ملی که سعی در پیشرفت راهنماهای درمانی یا بیانیههای عمومی داشتند لغو شد. مثلاً، آژانس تحقیق و سیاست های مراقبت های بهداشتی (AHCPR) باAACVPR قرارداد بست تا راهنماهای علمی درمان را برای توانبخشی قلبی توسعه دهد. اعضاء این گروه شامل برخی متخصصین محترم توانبخشی قلبی می شدند. نتیجه به دست آمده، نقطه عطفی برای برنامه های توانبخشی قلب در آینده بود و شاید متصدیان بیمه شخص ثالث را هشیار می کند تا این خدمات را برای مشتریان خود مهیا سازند. به هر حال، راهنماها قادر به تعیین مسئولیت های خاص تیم نیستند. بیانیه عمومی مؤسسه های بهداشت ملی(NIH) نیز چنین عمل می کنند. گرچه این دو مقاله دولتی پذیرفته شد، آنها به کوتاه بودن تعریف مسئولیت های خاص تیم مراقبت بهداشت جدید پی بردند.
مادامیکه کنترل کنندگان بهداشت و ارائه دهندگان مراقبت سلامت هر چه بیشتر جای خود را در جامعه باز کنند، پرداخت کنندگان شخص ثالث (یعنی متصدیان بیمه) به دنبال تخصص هایی برای ارائه خدمات هستند، افرادی که مؤثر و مقرون به صرفه باشند. ضمن نقش آفرینی فیزیولوژیست ورزشی در تیم ارائه خدمات بهداشتی، انعکاس صحیح آموزش و تجربیات این موقعیت برای تعاریف شغلی مهم خواهد بود. مطالعه تعریف جامع نقش برای فیزیولوژی ورزش و دیگر اصول علم ورزش در عرصه درمان (مثلاً، بیومکانیک های درمانی) تا کنون توسط هیچ سازمان ملی انجام نگرفته است.
نامی برای نظم
به مدت دو دهه، تخصص بین اصول مشخص شده علم ورزش به گرمی مورد بحث قرار گرفت(14). هر چند بحث در مورد معرفی صحیح نظم اخیراً کمتر شده است، هیچ نتیجه ای توسط سازمان های تخصصی ملی ارائه نشده است. مثلاً، در یک بحث منتشر شده، هیگینز برای آنچه به نظر می رسید با برنامه های ادبی مشابه باشد به نام های متناوبی توجه نمود. او نام“علم حرکت” را به عنوان توصیفی ترین نام برای نظمی که این اصول اشتراکی را در کنار هم قرار می دهند، پیشنهاد نمود، در حالی که کرچمر (Kertchmer) نام “علم ورزش و تمرین” را انتخاب نمود.
دسته بندی | پزشکی |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 25 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 42 |
تحقیق بررسی آناتومی استخوان در 42 صفحه ورد قابل ویرایش
آناتومی و فیزیولوژی بافتهای پیوندی خاص
استخوان
استخوانها، بخش ضروری سیستم جنبنده را تشکیل میدهند و به عنوان دستههای اهرم طی حرکت و مقاومت نیروی جاذبه عمل میکنند. در ضمن استخوانها بافتهای هم جوار و اندامهای بدن را محافظت و نگهداری میکنند. علاوه بر عملکردهای مکانیکی، آنها عملکرد مهم شیمیایی را هم بر عهده دارند که آن تهیه منبع تعادل معدنی است.
استخوانها شامل چندین ناحیه مجزای عملکردی میباشند. در سطوح مفصلی دارای غضروف مفصلی است. پوشش کامل استخوان دارای ساختمان شامهای یا پیرااستخوان است. پوشش ناحیه محصور غضروف (کپسول) مفصلها و همچنین پوشش نیامهای تاندون، غشاهای مفصلی هستند که غضروف مفصلی را هنگامی که به عنوان دیواره حفاظتی عمل میکند، تغذیه و نرم میکنند. استخوان متصل به هم، تیغک مانند و مشبک در زیر فیزیس درون یک استخوان برون لایهای، فشرده و دگر بافتی قرار دارد که حفره مغز استخوان را در ناحیه استخواندار محصور کرده است.
سلولهای استخوانی
سه نوع اصلی سلول در استخوانها وجود دارد: استخوانزاها، کیستهای استخوانی، و استخوان شکنها. استخوانزاها به طور کلی سلولهای گرد و درشتی هستند که به همراه مقدار بسیاری آندوپلاسم میباشند. آنها مسئول بافت زایشی استخوانی ترکیب شده (استخوان مانند) هستند. این سلولها بر روی سطح نواحی استخوانسازی بافت میشوند و به عنوان مجموعه کانالهای هاورس شناخته شدهاند که درون استخوان یکپارچه بافت زایشی رگهای خونی را احاطه کردهاند. استخوان زاها در پوشش معدنی به استخوانهای سخت بافت یا کیست استخوانی تبدیل میشوند. استخوانهای سخت بافت با پوشش مواد معدنی از بین نمیروند در عوض از طریق فرایندهای طولانی با دیگر سلولهای پوشش دار معدنی و سلولهای غیر پوششدار ارتباط برقرار میکنند. سلولهای چند هستهای بزرگ با لبههای چینخوردهای که بر روی سطح بافت زایشی معدنی شده قرار دارند، استخوان شکنها میباشند. استخوان شکنها سنسورهای مکانیکی در بافت زایشی استخوانی هستند. این سلولهای عظیمالجثه (20 تا 100 قطر) مستقیماً مسئول از بین بردن مواد معدنی و بافت زایشی (جذب مجدد استخوانی) هستند. استخوان شکنها از طریق ترشح اسیدها و سپس آنزیمها (اسید فسفات، کلاژنها، کاتپسینها، پروتئازهای خنثی) مواد معدنی را در خود حل میکند و موجب کاهش بافت زایشی میشود. در استخوان سالم، فعالیتهای استخوان شکن و استخوانزاها در هم ادغام میشود (از طریق پروتئینی که از استخوان آزاد میشود): در نتیجه با جذب مجدد تشکیل استخوانهای جدید صورت میگیرد. (30) لیگاند استخوان پروتگرین (51) نیز عامل حلالی است که به عنوان کنشگر گیرنده فاکتور هستهای KB لیگاند، فاکتور متمایز استخوان شکن و فاکتور فعالیت تومور مردگی بافت که موجب سیتوکین میشود، شناخته شده است و از طریق استخوانزاها تولید میشود. لیگاند استخوان پروتوگرین موجب تشکیل استخوان شکن از سلولهای قبلی میشود و بوسیله ادغام با یک گیرنده حلال (استخوان پروتگرین) بر روی سطح استخوان شکن، استخوان شکنهای رشد یافته را فعال میسازد. لیگاند استخوان پروتگرین با نوع پوک آن، موجب گسترش پوکی استخوان میشود این بیماری نمایانگر افزایش غلظت استخوان در ارتباط با شکلدهی مجدد استخوان میانی استخوان شکن است. برخلاف انواع اشکال پوکی استخوان که میتواند با افزایش فاکتورهای رشد یا سلولهای مغز استخوان نجات یابند، لیگاند استخوان پروتگرین فقط میتواند از طریق افزایش لیگاند استخوان پروتگرین نجات یابند و این بدان معناست که این عامل برای تشکیل استخوان شکن ضروری است. (51 و 52)
بررسی مشکل و ساختمان استخوان در پروتونگاریها و یا در بخشهای پوششی استخوانی، الگویی را آشکار میسازد که برای مقاومت در برابر فشار طراحی شده است. فشارها، در یک استخوان متحمل وزن الگوی رادیوگرافی شده از ساختمان استخوان را متعادل میکند. توانایی استخوان برای تنظیم شکل بیرونی و نمای آن از طریق جذب مجدد و شکلدهی مجدد در واکنش به چنین فشارهایی، یکی از خصوصیات منحصر به فرد این گونه بافتهاست.
ترکیبات استخوان
تمام انواع استخوانها، اعم از بلند، تخت، درون شامهای، یکپارچه و فشرده، بر اساس اشکال بافتهای پیوندی و شکل و عملکرد آنها مشخص شدهاند و مانند دیگر بافتهای پیوندی به سازمندی و تعامل عناصر بافت زایشی برون یاختهای بستگی دارند. مواد معدنی بخشی از بافت زایشی استخوان برون یاختهای است که از دیگر بافتهای پیوندی متمایز بوده و جهت اجرای عملکردی منحصر بفرد خود آن را توانمند میسازد.
مواد معدنی موجود دو استخوان، آنالوگی است که بطور طبیعی هیدروکسیل آپرتیت معدنی Ca10(Po4)6(OH)2 را بوجود میآورد. کریستالهای معدنی استخوان، برخلاف کریستالهای آپرتیب زمینشناسی (اندازه آن از سانتی متر به متر است)، بسیار کوچک میباشند (بزرگترین ابعاد آن 20 تا 40 mm است). کریستالهای میکروسکپی در مواد معدنی استخوانی یافت میشوند آنها به خاطر اندازه کوچک خود گرایش دارند تا بیش از آپرتیتهای زمینشناسی حلال باشند و ناخالصیها و همچنین خلل و فرج بیشتری نسبت به کریستالهای هیدروکسیل آپرتیت خالص داشته باشند. مواد معدنی استخوانی هیدروکسیدی ناقص است و شامل مقادیر متغیر ولی قابل اندازهگیری کربنات، منیزیم، سدیم، فلوراید و سیترات به علاوه دیگر ناخالصیها است. (16)
این مواد معدنی به همراه کل بافت زایشی استخوانی بطور مداوم بوسیله استخوان شکنها از بین میروند و بوسیله استخوان زاها مجدداً شکل میگیرند و این امر در واکنش به فشارهای فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و مکانیکی طبیعی صورت میپذیرد. مواد معدنی استخوان در تعادل مایعات بدن نقش دارد. کانی زدایی شدن استخوان هنگامی اتفاق میافتد که پذیرش یونهای معدنی برای شکلدهی استخوان کافی باشد (مثل نرمی استخوان در اثر کمبود ویتامین D) و یا هنگامی که کاهش شدید کلسیم بوجود آید (مثل پاراتیروئید پرکار).
تعادل یونی مواد معدنی
تنظیم غلظت سرم (خونابه) یونهای مواد معدنی (تعادل) اصولاً با سه هورمون کنترل میشود: هورمون پاراتیروئید، کلسیتونین و ویتامین D. هورمون پاراتیروئید نوعی پپتیر است که بوسیله غده پاراتیروئیدی تولید میشود که میزان کلسیم در حال جریان را حفظ و افزایش میدهد. (27)
این هورمون بر روی سه اندام اصلی فعالیت دارد: 1- کلیه، این هورمون در کلیه جذب مجدد یون کلسیم را افزایش داده و جذب مجدد فسفات را کاهش میدهد. 2- روده، این هورمون در روده جذب کلسیم را افزایش میدهد و 3- استخوان، این هورمون در استخوان موجب تحریک جذب مجدد (از طریق تحریک استخوانزاها تا لیگاند استخوان پروتگرین را تولید کند) میشود. کلسیتونین به عنوان یک هورمون پپتید تیروئیدی، هورمونی متضاد هورمون پاراتیروئید است که بطور مستقیم مانع فعالیت استخوان شکنها شده و از آزادسازی یونهای کلسیم از استخوان جلوگیری به عمل میآورد. ویتامین D نیز یک هورمون است زیرا میتوان در یکی از بافتها (بافت پوست) تولید شده و به بافتهای دیگر (استخوان، روده، کلیه) انتقال یابد این هورمون در آنجا با گیرندههای خاص ادغام شده و سبب سنتز پروتئینی میشود. چندین نوع متابولیت ویتامین D نیز یک هورمون است زیرا میتواند در یکی از بافتها (بافت پوست) تولید شده و به بافتهای دیگر (استخوان، روده، کلیه) انتقال یابد. این هورمون در آنجا با گیرندههای خاص ادغام شده و سبب سنتز پروتئین میشود. چندین نوع متابولیت ویتامین D در سرم نرمال موجود میباشد اما شکلگیری مجدد استخوانی موجب فعالیت متابولیتی میشود که بصورت گسترده میباشد، 5/12 هیدروکسیل کالی کلسیفرول است. این هورمون با بسیاری از سلولهای خارج از سیستم استخوان عضله ادغام میشود پدیدار شدن این هورمون در چنین سلولهایی که در برخی بافتهای استخوان عضله وجود دارند با دیفرانسیل و تعادل کلسیم مرتبط میباشند. (8) سنتز 5/12 هیدروکسیل کالی کلسیفرول از کلسترول اولیه در پوست بوسیله کبد و سپس بوسیله 1- هیدروکسیل موجود در کلیه آغاز میشود. فعالیت هیدروکسیلها تا اندازهای از طریق هورمون پاراتیروئید کنترل میشود. حیواناتی با بیماری کلیه و یا حیوانات آنفریک دارای میزان اندکی از هیدروکسل کالی کلسیفرول هستند و ناهنجاریهای استخوانی آنها با مواد معدنی کاهش یافته استخوان مانند (نرمی استخوان) و سخت شدگی ناقص غضروف (نرمی استخوان) مشخص میشوند.
پروتئین مورفوژنتیک استخوانی
پروتئینهای مورفوژنتیک استخوانها شامل گروهی بیش از 12 در ارتباط با پروتئینها هستند که از طریق حضورشان در استخراجات القاء استخوانی در استخوانهای بدون مواد معدنی مورد شناسایی قرار میگیرند. آنها بر اساس بافت زایشی استخوانی فاقد مواد معدنی، جز فعال و اصلی محسوب میشوند و به عنوان بخشی از گروه عامل بتا رشد در حال تغییر شکل (به استثنای پروتئین مورفوژنتیک 1) میباشند. (22) (105) عملکرد اصلی انها موجب تغییر شکل سلولهای مسنکیمال (میان آگنه) غیر متفاوت درون کندروسیتها و استخوانزاها طی رویانزایی،رشد، بلوغ ودرمان میشود. (49)(100) هر پروتئین میتواند به طور مداوم موجب تشکیل غضروف و استخوان در ویوو و ویتو میشود. (76)
پروتئین مورفوژنتیک استخوان نوعی افزایشی مفید برای پیوندهای استخوان اوتالوگوس (بدست آمده از خود اندام) و جایگزینهای پیوند استخوان است.
تحقیقات بسیاری بر روی پروتئین مورفوژنتیک استخوانی 2 به عمل امده است این پروتئین دارای بیشترین مقدار القاء استخوانی است. (105) ارتقاء درمان از طریق القا استخوانی باپروتئین مورفوژنتیک استخوانی به نمایش درآمده است.(45و38 و37 و34).
پروتئین شماره 2 مورفوژنتیک استخوان باز ترکیبی انسانی به عنوان جانشینی برای پیوندهای خودبه خودی مشبک مورد بررسی قرار گرفته است و دارای القاء استخوانی قابل مقایسه با پیوندی خود بخودی مشبک میباشد. (44 و 45) اختلاف گونهها به هر حال وجود دارد. سگها نسبت به تاثیرات القاء استخوانی پروتئین مورفوژنتیک استخوانی شماره 2 مقاومتر از موشها هستند، و یا میزان پروتئین مورفوژنتیک استخوانی شماره 2 که در بافت زایشی استخوان بدون مواد معدنی بافت میشود ممکن است برای القاء استخوانی در سگها ناکافی باشد. تحقیقات بسیاری در مورد حامل بهینه برای پروتئین مورفوژنتیک استخوانی صورت گرفته است که موجب شده پراکندگی از محلهای الزامی به تعویق افتاده و از فروکشی بیماری غیر مشخص در امان بماند. برخی حاملهایی که مورد ارزیابی قرار گرفتهاند شامل تری فسفات کلسیم بتا، هیدروکسی آپرتیت، گچ باریس، فیبرین انسانی، کلاژن و حاملهای پلیمر هستند. (49)
عامل رشد دگرسانی بتا
عامل رشد دگرسانی بتا، عامل رشد چند عملکردی است که موجب وساطت میان فیزیولوژی سلولی نرمال و رویانزایی بافتی میشود. بزرگترین منبع عامل رشد دگرسانی بتا بافت زایشی برون یاختهای استخوان است و پلاکتها دومین منبع عظیم میباشند. (85)
عامل رشد دگرسانی بتا در دامنه وسیعی از واکنشها در ارتباط با التهابات و بازسازیها شرکت دارد. این فاکتور دارای گستردگی فعالیتهای سلولی است که شامل کنترل تکثیر و فعالیت متابویکی سلولهای مسنکیمال (میان آگنه) اسکلتی مانند کندروسیتها، استخوانزاها و استخوان شکنهاست در ضمن برای درشت خوارها عامل کیموتاکتیک (کشش شیمیایی) قوی به حساب میآید. (85) چنین امری امکانپذیر است که عامل رشد دگرسانی بتا نقش بسیار مهمی در تنظیم تنوع بافت در درمان شکستگی در زمانهای مختلف و طی تناوب خود باز میکند. (22)
بیومکانیک و بیولوژی شکستگی
لغتنامة واژههای مربوطه
نیروی محوری: نیرویی که در یک جهت به کار رفته و به طور یکسان در سر تا سر سطح ساختار تحت فشار با توزیع شده است. واحدهای اندازهگیری: کیلوگرم و نیوتون.
گشتاور خمشی نیرو: نیرویی که استخوان را حول یک محور عمود بر محور طولی آن خم میکند محصول این نیرو و یک بازوی گشتاور. واحد اندازهگیری: نیوتن ـ متر.
نیروی واکنش زمین: نیرویی که در پاسخ به تماس پا با زمین وارد میشود این نیرو برابر با نیرویی است که از تماس پا به وجود آمده با این تفاوت که در جهت عکس آن است واحدهای اندازهگیری: کیلوگرم ـ نیوتون.
کشیدگی داخلی: تغییر شکل موضعی منطقه مشخصی از استخوان برابر است با تغییر در طول یا طول اصلی (کشیدگی طبیعی) یا تغییر زاویه مربوط به زاویه اصلی (کشیدگی منجر به شکسته شدن) با درصد بیان میشود.
فشار داخلی: شدت نیروی موضعی که توسط قسمت خاصی از سطح استخوان احساس میشود فشار میانگین مساوی با نیروی کل در برش مقطعی است واحد اندازهگیری: نیوتون بر میلیمتر مربع.
بازوی گشتاور (بازوی اهرم): فاصله عمودی خط عملکرد یک نیرو تا نقطهای که گشتاور محاسبه شده باشد. واحد اندازهگیری: متر.
محور خنثی: وقتی که استخوانی دچار خمیدگی میشود محور خنثی نقطهای از فشار صفر است که در آن استخوان با نقطه انتقال از فشردگی به کشیدگی ارتباط دارد.
گشتاور پیچشی نیرو (گشتاور): نیرویی که استخوان را حول محور طولی آن میپیچاند. محصول یک نیرو و بازوی گشتاور. واحد اندازهگیری: نیوتون ـ متر.
استخوانهای طویل در معرض نیروهای فیزیولوژیکی و غیر فیزیولوژیکی هستند. نیروهای غیر فیزولوژیکی در موقعیتهای غیر معمول نظیر تصادفات اتومبیل، جراحات ؟؟ و زمین خوردگیها بروز میکند. آنها میتوانند مستقیماً به استخوان منتقل شده و به آسانی از نهایت قدرت استخوان فراتر روند که در این حالت شکستگی را موجب خواهند شد. نیروها یا فشارهای فیزیولوژیکی از طریق افزایش وزن، انقباض ماهیچه و فعالیتهای بدنی مربوط به وجود میآید آنها از طریق سطوح مفصل و انقباض ماهیچهای به استخوان انتقال داده شدهاند. فشارهای فیزیولوژیکی یکی غیر محوری بوده اما میتواند به گشتاورهای خمشی و پیچشی منجر شود. فشارهای فیزیولوژیکی معمولاً از نهایت قدرت استخوان فراتر نمیروند و جز در شرایط غیر معمول موجب شکستگی استخوان نمیشوند.
فشار فیزیولوژیکی ناشی از افزایش وزن زمانی اتفاق میافتد که پا با زمین به طور همزمان با نیروی برابر اما در جهت مخالف واکنش نشان میدهد. که با نام نیروی واکنشی زمین معروف است. مقدار نیروی واکنشی زمین به همان نسبت با شتاب بدن و توزیع وزن بدن که در زمان تماس پا با زمین صورت میگیرد متفاوت است. علاوه بر مقدار مدت زمانی که طی آن پا با زمین در تماس است نیز در مشخص کردن تاثیر نیرو حائز اهمیت است. بنابراین بار ضربه و یا سرعت آن میتواند تاثیر متفاوتی از همان نیرو ولی به شکل آرامتر داشته باشد.
دسته بندی | داروسازی |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 51 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 61 |
تحقیق بررسی آمانتادین دارویی (بیماری پارکینسون) در 61 صفحه ورد قابل ویرایش
چکیده
در این تحقیق یک روش ساده و کم هزینه به منظور تعیین مقدار آمانتادین در سرم با استفاده از دستگاه گاز کروماتوگراف طراحی گردید.
در این روش از گاز حامل نیتروژن ، ستون OV17 و دتکتور FID به همراه استاندارد داخلی پسودوافدرین استفاده شد. نمونه ها توسط اسید پرکلریک پروتئین زدایی شده و عمل استخراج توسط اتر انجام گردید که بازیافت روش کامل بود.
در شرایط مذکور پیک آمانتادین ،استاندارد داخلی از یکدیگر و مواد آندوژن به خوبی جدا گردید. ضریب تغییرات درون روزی و بین روزی روش آنالیز در حد قابل قبول بوده و حد آشکارسازی روش 8/0 محاسبه شد.
واژه های کلیدی: آمانتادین ،ساس ،پلاسما
پیشگفتار
آمانتادین دارویی ضد ویروسی است که دارای خواص آنتی پارکینسونی است
بیماری پارکینسون چهارمین بیماری شایع نورودژنراتیو در افراد مسن است . که 1% افراد بالای 65 سال و 4/0% افراد بالای 40 سال را تحت تأثیر قرار میدهد . سن متوسط شروع حدود 57 سال است . ( 1 )
ایتولوژی و پاتوفیزیولوژی :
در پارکینسون اولیه ، نورونهای جسم سیاه و ساقه مغز از دست می روند که دلیل آن شناخته نشده است . از دست رفتن این نورنها باعث کاهش نوروترنسمیتر دو پامین در این مناطق می شود . شروع معمولاً بعد از 40 سال است .
پارکینسونسیم ثانویه ، در اثر بیماریهای ایدیوپاتیک دژنراتیو ، داروها ، یا توکسین ها ایجاد می شود . شایع ترین دلیل پارکینسونیسم ثانویه مصرف داروهای آنتی سایکوتیک و رزرپین است که بوسیله بلوک رسپتورهای دو پامین باعث پارکینسون می شوند . دلایل دیگر عبارتند از مونواکسید کربن مسمومیت با منگنز ، هیدروسفالوس ، تومورها و انفارکت هایی که مغز میانی را تحت تأثیر قرار می دهند . ( 1 )
داروهایی که سبب ایجاد سندرم پارکینسونیسم می شوند یا آنتاگونیست رپستورد و دوپامین هستند ( مثل داروهای آنتی سایکوتیک ) ، یا سبب تخریب نورونهای دوپا منیرژیک در نیگرو استر یا تال می شوند . ( مثل MPTP ) ( 2 )
علائم و نشانه های بالینی :
در 50 تا 80 درصد بیماران ، بیماری بی سرو صدا و غافلگیرانه با 4 تا 8 HZ ترمور ( Pill – rolling ) یک دست شروع می شود . ترمور و لرزش در حال استراحت بیشترین مقدار است و در حال حرکت کمتر می شود . و در هنگام خواب ناپدپد می شود . و با فشارهای روحی و خستگی بیشتر می شود . معمولاً دست ها و بازوها و پاها بیشتر تحت تأثیر قرار می گیرند . و به همین ترتیب فک ، زبان ، پلک هم می توانند تحت تأثیر قرار بگیرند . اما صدا لرزش پیدا نمی کند . در خیلی از بیماران فقط ریجیدیتی رخ می دهد . و لرزش وجود ندارد . سفتی پیشرفت می کند و حرکات کند می شود . ( برادی کاردی ) یا کم می شوند ( هیپوکینزیا ) و یا شروع حرکات سخت می شود ( آکینزیا ) .
که سختی و هیپوکینزی ممکن است منجر به درد و احساس خستگی شوند . صورت شبیه ماسک می شود . با دهان باز و ناپدپد شدن برق چشم ها که ممکن است بادپرسیون اشتباه شود . راه رفتن مشکل می شود . فرد به این سو و آن سو حرکت می کند و خودش را می کشد . قدم ها کوتاه و بازوها در کنار کمر ثابت اند و حرکت نمی کنند. ( 1 )
درمان
بیماری پارکینسون معمولاً پیشرونده است و منجر به ناتوانی فزاینده می شود مگر اینکه درمان موثر انجام گیرد . غلظت دوپامین که بطور طبیعی در هسته های قاعده ای مغز بالا می باشد در پارکینسونیسم کاهش می یابد . تلاش های دارویی برای تقویت فعالیت دوپامینرژیک با آگوسیت های دوپامین توفیقاتی در تخفیف تعداد زیادی از علایم کلینیکی این عارضه داشته است . یک رویکرد دیگر که مکمل روش قبل است عبارتی از ایجاد تعادل طبیعی بین تأثیرات کولینرژیک و دوپامینرژیک روی هسته های قاعده ای توسط داروهای آنتی موسکارینی می باشد . ( 2 )
داروهای مورد استفاده ( 1 و 3 )
1 ـ Carbidopay levodopa
2 ـ Bromocriptine
3 ـ Pergoide
4 ـ Ropinirole
5 ـ Pramipexole
6 ـEntacapone
7 ـ Tolcapone
8 ـ Selegiline
9 ـ Amantadin
10 ـ Trihexphenidy
2 ـ 1 ـ فارماکوکینتیک :
جذب : به راحتی و اغلب به طور کامل از دستگاه گوارش جذب می شود . یک دوز mg100 خوراکی آن سطح سرمی در مدت 8 ـ 1 ساعت ایجاد می کند( 6 ) اوج غلظت پلاسمایی 4 ساعت بعد ازمصرف ایجاد می شود. (4 و5)
حداکثر غلظت بافتی هنگامی که دوز mg100 هر 12 ساعت مصرف شود در مدت 48 ساعت ایجاد می شود ( 6 )
انتشار :
بعد از مصرف خوراکی آمانتادین در بافتهایی مانند قلب و کلیه و کبد و شش ها یافت شده است . از جفت و سد خونی ـ مغزی عبور می کند و همچنین به شیر ترشح می شود . پروتئین با یندینگ آن در حدود 67% است . ( 4 )
دفع :
بیشتر دارو به صورت دست نخورده از طریق فیلتراسیون گلومرولی دفع می شود . هر چند متابولیت استیله هم در ادرار ردیابی شده است . (4 )
در حدود 56% دوز به صورت دست نخورده در مدت 24 ساعت در ادرار وارد می شود و در حدود 86% آن در طی 4 روز وارد ادرار می شود . ( 6 )
3 ـ 1 فارماکولوژی
مکانیسم دقیق آن شناخته نشده است اما تصور می شود باعث ریلیز دو پامین از انتهای دو پامینرژیک اعصابی می شود که در جسم سیاه افراد پارکینسونی باقی مانده اند . ( 7 ) در بیماری انفلوانزا ، آمانتادین از نفوذ ذرات RNA ویروس به سلول میزبان جلوگیری می کند . همچنین از نسخه برداری ویروس جلوگیری می نماید ( 6 )
4 ـ 1 عوارض جانبی
عوارض معمولاً وابسته به دوز هستند و نسبتاً خفیف می باشند. غلظت های پلاسمایی بالا از آمانتادین ( 1 تا 5 میکروگرم در میلی لیتر) با پاسخ های نورتوکسیک جدی همراه است شامل : تحریک پذیری ، اشکال در تمرکز ، سرگیجه ، گیجی ، بی خوابی ، سردرد تغییرات خلق یا واکنش های سایکوتیک ، توهمات، هذیان ، تشنج یا کوما و آریتمیهای قلبی ( 3 )
اثرات نوروتوکسیک آمانتادین با مصرف همزمان آنتی هیستامین ها ، داروهای سایکوتروپیک و آنتی کولینرژیک ها مخصوصاً در افراد مسن تر افزایش می یابد . ( 3 )
سایر عوارض آمانتادین شامل هیپوتانسیون ارتواستاتیک ، ادم محیطی ، آتاکسی ، لتارژی، تهوع و استفراغ ، بی اشتهایی ، خشکی دهان ، یبوست ، راش پوستی ، تاری دید ، حساسیت به نور ، لکوپنی و CHF .
5 ـ 1 تداخل دارویی
ممکن است اثرات آنتی کولینرژیک ها را تشدید کند ( 4 )
2 ـ 2 مزایایی کروماتوگرافی گازی
1 ـ سرعت
استفاده از گاز به عنوان فاز متحرک باعث بوجود آمدن تعادل نسبتاً سریعی میان فاز ساکن و متحرک می شود و در نتیجه می توان از سرعتهای زیاد گاز حامل استفاده کرد.(11 )
2 ـ تجزیه کیفی
فاصله زمان تزریق نمونه تا بدست آمدن ماکسیمم پیک را زمان بازداری می گویند . این خاصیت جزء ویژگیهای نمونه و فاز مایع و در دمای معلوم است . با کنترل صحیح سرعت جریان گاز و دما این کمیت می تواند تا حد 1 درصد قابلیت تکرار پذیری داشته باشد و برای شناسایی پیکها بکار رود . ( 11 )
3 ـ تجزیه کمی
سطح زیر هر پیک متناسب با غلظت پیکها می باشد و می تواند برای تعیین غلظت دقیق هر جزء مخلوط بکار برده شود ( 11 )
4 ـ حساسیت
حساسیت دستگاه کروماتوگرافی یک دلیل اساسی برای کاربرد تجزیه ای زیاد GC است. مزیت این حساسیت زیاد این است که مقدار بسیار کمی از نمونه مورد نیاز است . یک یا چند میکرو لیتر از نمونه برای تجزیه کامل کافی است . ( 11 )
3 ـ 2 اجزای گاز کروماتوگرافی
قطعات اصلی یک دستگاه کروماتوگرافی گازی عبارتند از :
1 ـ استوانه گاز حامل
2 ـ کنترل کنندة سرعت جریان گاز و تنظیم کنندة فشار آن
3 ـ محل تزریق ( محل ورود نمونه )
4 ـ ستون
5 ـ آشکار ساز
6 ـ ثبات
7 ـ دما پای برای تنظیم دمای محل تزریق نمونه ، ستون و آشکار ساز . ( 11 )
شکل 2 ـ 1 تصویر شمایی یک دستگاه کروماتوگرافی گازی
1 ـ 3 ـ 2 گاز حامل
یک استوانه گاز با فشار زیاد به عنوان منبع گاز حامل به کار برده می شود . در کار با GC در دمای ثابت ، نفوذ پذیری ستون در طول مدت تجزیه تغییر نمی کند . برای آنکه فشار یکنواختی به ابتدای ستوان وارد شود و در نتیجه سرعت جریان گاز ثابت بماند ، باید از یک تنظیم کننده فشار استفاده شود . در یک دمای معین این سرعت جریان ثابت گاز ، اجزای موجود در نمونه را در مدت معینی ( زمان بازداری ) از ستون میشوید.(11)
گازهایی که معمولاً مورد استفاده قرار می گیرند عبارتند از هیدروژن ، هلیم و نیتروژن .
گاز حامل باید دارای خصوصیات زیر باشد :
1 ـ بی اثر باشد تا از هر گونه تأثیر بر نمونه یا حلال اجتناب شود .
2 ـ قادر باشد که نفوذ گاز را به کمترین مقدار برساند .
3 ـ به طور خالص و همیشه در دسترس باشد .
4 ـ ارزان باشد .
5 ـ برای آشکار ساز مورد نظر مناسب باشد . (11 )
2 ـ 3 ـ 2 محل تزریق نمونه
نمونه از طریق محل تزریق ( inyector ) وارد گاز کروماتوگرافی می شود . این محل محفظه ای کوچک است که یک طرف آن بوسیلة پرده ای ( Septun ) لاستیکی یا سیلیکونی پوشیده شده است . نمونه های مایع بوسیله یک ریز سرنگ مدرج که ظرفیت آن چند میکرولیتر است از طریق پرده لاستیکی به داخل محفظه تزریق می شوند . سرنگ محتوی نمونه ، پرده را سوراخ کرده وارد محفظه می شود و پس از انجام تزریق و خروج سوزن ، پرده به حالت اول باز می گردد و سوراخی روی آن باقی نمی ماند . درمای محفظه ورودی نمونه معمولاً 50 بیشتر از نقطة جوش کم فرارترین جزء سازندة نمونه است و بنابراین تبخیر آنی صورت می گیرد . ( 11 و 10 )
برای جلوگیری از پهن شدن نوار ، نمونه باید کوچک باشد و به سرعت و به صورت یک « توپی » بخار وارد ستون شود . ( 11 و 10 )
برای ستونهای تجزیه ای معمولی ، اندازه نمونه از چند دهم یک میکرولیتر تا 20 تغییر می کند .
در مورد ستونهای مویین چون قطر ستون بسیار کم است باید از مقادیر بسیار کم نمونه استفاده شود تاپیکهای تیز بدست آید برای این منظور یک شکافنده نمونه بکار گرفته میشود تا تنها کسر کوچکی از نمونه تزریق شده را به سر ستون حمل کند (10) این روش را Head – space آنالیز گویند.
3 ـ 3 ـ 2 ستون ها
جداسازی اجزای نمونه در داخل ستون هایی که از فاز ساکن پر شده اند انجام می شود چنانچه فاز ساکن جامد باشد آن را کروماتوگرافی گاز ـ جامد ( G S C ) می نامند و اگر فاز ساکن مایع باشد آن را کروماتوگرافی گاز ـ مایع ( G L C ) می نامیم . مایع فاز ساکن به صورت لایه نازکی بر روی جسم جامد بی اثری پخش می شود . ( 11 )
برای اینکه مواد موجود در ستون ، به طور یکنواخت پر شود ستون مستقیم را ابتدا پر می کنند و برای اینکه درآون قرار گیرند به صورت مارپیچ در می آورند .
ستون ها به دو دسته تقسیم می شوند .
الف ـ ستون های پر شده ( Packed Columu ) :
ستونهای پر شده امروزی از لوله های شیشه ای ، فلزی ( فولاد زنگ نزن ، مس، آلومینیم )یا تفلون ساخته می شوند که نوعاً طول 2 تا 3 متر و قطر داخلی mm 4 ـ 2 دارند ( 10 ) .
قطر خارجی ستونهای تجزیه ای استاندارد اینچ است . (11 )
برای پرکردن ستون ، ، ابتدا باید فاز ساکن را که یک مایع غلیظ است به صورت لایه ای روی یک جسم جامد بی اثر به نام جامد نگهدارنده کشید . برخی از خصوصیات یک جامد نگهدارنده خوب عبارتند از :
1 ـ بی اثر بودن ( جذب سطحی بر روی آن انجام نشود . )
2 ـ مقاوم در برابر خرد شدن
3 ـ مساحت سطح زیاد
4 ـ شکل منظم و اندازة یکنواخت ( 11 )
مادة خام اکثر ترکیباتی که به عنوان نگهدارنده جامد در کروماتوگرافی گازی مورد استفاده قرار می گیرند دیاتومه است . خاک دیاتومه سیلیکای هیدراته طبیعی است که اسکلت دیاتومه ها را تشکیل می دهد . سیلیکای طبیعی دارای تعداد زیادی گروههای OH است که می تواند باعث جذب سطحی فیزیکی گونه های آنالیت قطبش پذیر یا قطبی مانند الکل ها یا هیدورکربنهای آروماتیک روی سطوح تکیه گاه شود . این جذب سطحی منجر به پهن شدن و اغلب دنباله دارد شدن پیکها می شود . برای رفع این مشکل مواد تکیه گاه می توانند توسط سیلان دارد شدن با دی متیل کلرو سیلان ( DMCS ) غیر فعال شوند .
2 ـ 3 ـ 3 ـ انتخاب استاندارد داخلی
سیکلوهگزیل آمین ، نقتیل آمین ، ایمی پرامین و پسودوافدرین آزمایش شدند که با توجه به زمان بازداری و عدم تداخل با مواد آندوژن پسودوافدرین به عنوان مناسب ترین استاندارد داخلی انتخاب گشت.
3 – 3 ـ 3 ـ حلال استخراجی
حلالهای کلروفرم ، هگزان و دی اتیل اتر مورد بررسی قرار گرفتند . که با توجه به میزان بازیافت و نیز انتخاب پذیری بهترین نتایج با دی اتیل اتر بدست آمد .
4 ـ 3 ـ 3 ـ آماده سازی نمونه های سرمی
1-4-3-3- خصوصیات خون و انواع روشهای استخراج
با توجه به اهمیت بسیار بالای استخراج دارو از مایعات زیستی (خون، پلاسما یا سرم و ادرار) ، لذا ابتدا مختصری راجع به این مایع زیستی (خون) و انواع روشهای استخراج توضیح داده می شود و یک مقایسه نسبی نیز بین این روشها و مزایا و معایب آنها نسبت به هم ارائه می گردد.
خون پیچیده ترین مایع زیستی است که پس از دریافت از انسان و یا حیوان به صورت مایعی شفاف و بافر شده محتوی پروتئین های محلول، چربیها و نمک های محلول در آب و سلول های معلق می باشد. خوشبختانه جزء اصلی خون یعنی گلبولهای قرمز یا ارپترویست ها به سادگی از محلول شفاف یا پلاسما توسط سانتریفوژ کردن قابل جداسازی است، معهذا در صورت عدم دقت در عملکرد با خون سلولها می توانند شکسته شده و روش عملی جداسازی بسیار پیچیده گردد.
به طور کلی هیچگاه خون به طور مستقیم استخراج نشده، بلکه ابتدا همیشه سرم یا پلاسما تهیه و سپس بقیه عملیات بر روی آنها صورت می پذیرد، در صورتیکه مستقیم از خون صورت پذیرد باید تدابیر لازم جهت اجتناب از پارگی سلولهای قرمز اتخاذ گردد.
از خصوصیات اصلی سرم و پلاسما وجود مقادیر بالایی از پروتئین ها در آنان است که خود پروتئین ها از نظر خصوصیات فیزیکی و شیمیایی با مولکول کوچک دارو بسیار متفاوتند و این موضوع اهمیت بیشتر جداسازی را روشن می سازد . به طور کلی هدف اصلی استخراج حدااکثر مقدار دارو و باقی گذاشتن مواد ناخواسته و مزاحم می باشد.(8)
جهت استخراج دارو از سرم یا پلاسما روشهای مختلفی وجود دارد ، که می توان از روشهای ذیل نام برد :
1 ـ صاف نمودن ذرات بسیار ریز ( ultrafiltration )
2 ـ دیالیز
3 ـ رسوب دادن پروتئین ها
4 ـ استفاده از آنزیم های تجزیه کننده پروتئین ها
5 ـ استخراج توسط 2 تا 3 حجم از حلال آلی
6 ـ به کار بردن کارتریج و رزین های تعویض یونی
هر کدام از این روشها نسبت به هم مزایا و معایبی دارند که بصورت خلاصه اشاره می شود :
1 و 2 روش صاف نمودن ذرات ریز و دیالیز ، از مزایای آنها سریع بودن و یک مرحله ای بودن روش می باشد، از طرف دیگر هر گونه اندازه گیری مستقیم مقدار دارو می تواند مقدار کل داروی موجود را نادیده گرفته و فقط میزان داروی آزاد را تعین نماید . این روش در جداسازی داروی آزاد از داروی مزدوج با پروئین ، هر روزه بیشتر مورد توجه قرار می گیرد . این عمل به کمک صافی های مخصوصی مانند ورتینگتون و آمیکون قابل انجام است . به هر صورت باید توجه داشت چنین مقادیر بسیار پائینی که برای داروهای آزاد وجود دارد عموماً خارج از حد آشکارسازی تجزیه ای می باشند ، به همین جهت تعیین مقدار کل دارد در پلاسما و سرم معمول می باشد . ( 8 )
3 ـ ساده ترین و قدیمی ترین روش رسوب دادن پروتئین و جداسازی محلول از آن است . پروتئین در اثر رسوب دادن تغییر ماهیت داده و اتصال آن با دارو گسسته میشود. به نحوی که به احتمال زیاد دارو در محلول باقی خواهد ماند . از معرفهای اسیدی که جهت رسوب دادن پروتئین طرفدار دارند می توان اسید تری کلرواستیک ، اسید پرکلریک و اسید تنگستیک را نام برد .