| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 6297 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 40 |
اهمیت شهر تبریز
ضمن برسی مراکز قالیبافی ایران، شهر تبریز از مزیت خاصی بهرمند می شود که مایه مباهات مردم این شهر است ، اما نه از این نظر که عالیترین قالیها در این شهر بافته می شود ، چه در سایر نواحی قالیهای بهتر تهیه می گردد ، بلکه به جهت آشنایی طولانی و افتخارآمیز مردم آن با این حرفه و به خصوص از این رو که احیاء این صنعت در نیمه دوم قرن نوزدهم تا اندازه زیادی مرهون مهارت و تهور و دید وسیع مردان تبریز بوده است.
سوابق تاریخی
آذربایجان شرقی در شمال غربی ایران قرار دارد از شمال به دره رود ارس و قفقاز و از غرب به دریاچه ارومیه و استان آذربایجان غربی، از جنوب به استانهای آذربایجان غربی و زنجان و از شرق به استان گیلان و اردبیل محدود است. شهرهای مهم آن، سراب،اهر، مراغه، مرند و میانه می باشد.
آب و هوا آذربایجان شرقی کلاً سرد و خشک بوده کوهستانی بودن منطقه و عرض جغرافیایی بالا از عوامل برودت قسمت اعظم استان و کمی ارتفاع و اثرات ملایم کننده دریای مازندران از عوامل اعتدال پاره ای از مناطق استان به شمار می روند. به طور کلی آب و هوای معتدل، کوهستانی بودن منطقه و سایر اختصاصات طبیعی و جغرافیایی، تبریز و نواحی آن را برای کشاورزی و دامداری مستعد ساخته و فراورده های دامی خود مردم هنردوست و صنعتگر آن را به جانب صنایع دستی بویژه هنرهای دستی از جمله فرشبافی سوق داده است.
سرزمین آذربایجان بنابه اسناد تاریخی و یافته های باستان شناسی با قدمتی در حدود (عصر دیرینه سنگی) یکی از مناطق باستانی ایران محسوب می شود. شاید مهم ترین حادثه در تاریخ آذربایجان در قرن یازدهم اتفاق افتاده باشد چه در این زمان ترکان سلجوقی بر ایران غلبه کردند و ایالات آذربایجان و همدان را به عنوان اقامتگاه دائمی خود برگزیدند. در اندک زمانی در این دو ناحیه زبان ترکی جایگذین زبان فارسی و عربی شد و تبریز نیز بصورت شهر ترک زبان درآمد که تاکنون نیز بهمین حال باقی مانده است.
در قرن چهاردهم و هفتم و هشتم هجری، زمان سلطه مغول، این ایالت رشد فوق العاده ای یافته و تقریباً به صورت مرکز سیاسی و فرهنگی ایران در می آید.
قالی بافی می بایست در آذربایجان ریشه کهن داشته باشد. تأمین مواد اولیه و سهولت دستیابی به ضرورتهای این حرفه نسبت به سایر مناطق ایران بیشتر بوده و تبریز را نه تنها بازار فرش بلکه بازار مناسبی برای سایر تولیدات در قرون میانه ساخته بود.
تبریز از زمان هلاکوخان مغول از مراکز عمده تولید و دادوستد قالی بوده است. پا به پای شهر هرات (در خراسان قدیم و حالیه افغانستان) قالی بافی در آن مراحل تکاملی خود را می پیموده است. بخصوص در زمان صفویان با ایجاد کارگاههای بزرگ قالی بافی، بافندگان طراز اول گردهم آمده به بافت نمونه های ارزنده ای دست یافتند که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
قالی مشهور مسجد اردبیل (1539م) که اکنون در موزه ( ویکتوریا و آلبرت) لندن از آن نگهداری می کنند.
قالی دیگری که مربوط به همین مسجد بوده و آن نیز در شهر لندن (مؤسسه دوین MAISAN DUVEEN) است.
یک تخته قالی که به امپراطور چالز کوئینت( Charles Quint) تعلق داشته است
دو تخته قالی بسیار زیبای موزه پولدی (Poldi) میلان که اولی مربوط به سال 1522 م و دارای امضای غیاث الدین جامی و دومی می بایست بدون تردید مربوط به نیمه دوم قرن 16 باشد.
مدت چندین قرن از قالی ایران به عنوان کالای تجاری استفاده می شد ولی میزان این تجارت ناچیز بود تا اینکه در قرن 15، مردم کشورهای مغرب زمین آنرا شناختند و برای آن ارزش قایل شدند و از قرن 17 به بعد هم پس از آنکه قالی ایران به خارج از کشور راه یافته بود صنعتکاران تبریز با دریافت سلیقه مردم اروپا و آمریکا دست به بافتن قالی هایی زدند که بازار آن کشورها را به خود اختصاص دادند.
تبریز که در موارد بسیاری همواره علمدار نهضتهای مختلفی بوده است در اعتلای هنر فرشبافی ایران نقش به سزایی داشته و رونق دوباره و احیای هنر فرشبافی را در اواخر دوره قاجاریه و اوایل سلطنت پهلوی و راهیابی فرش ایران را به بازارهای جهان و گسترش این حرفه در تمام نقاط ایران را تنها مرهون هوش و ذکاوت بازرگانان و قالیبافان صبور این منطقه باید دانست.
تاریخ طراحی فرش تبریز
مردم تبریز رسامان بسیار خوبی هستند و در تعدیل و تطبیق طراحها نیز مهارت دارند. اما قادر نیستند مانند طراحان کرمان آفریننده ی طرحهای نو و اشکال زیبا و مهیج باشند. فقط طرحهایی را که به نظر شان خوب و قابل فروش می آید اقتباس می کنند ، خواه این طرحها متعلق به قرن شانزدهم باشد یا نقوش جدیدی می باشد که از کشورهای اروپایی به ایران راه یافته است.
طراحی قالی آن هم در تبریز به خاطر بروز حوادث تاریخی و تحولات اجتماعی سیاسی دست خوش تغییرات و فراز و نشیب هایی بوده است و گاه این تحولات باعث قدرت گرفتن و اهمیت یافتن نقش شهر تبریز در عرصه هنر طراحی فرش گردیده است که مختصراً به آن اشاره می کنیم.
پایه ریزی مدارس و مکاتب فرهنگی و هنری که حتی در عصر پر آشوب تیمور نیز ادامه یافت شهر تبریز را همراه با شهرهای آباد ماوراءالنهر، قطبی پر جاذبه در دنیای قدیم ساخت.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1032 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 10 |
فرشبافی در ترکمنستان سابقه طولانی دارد.این کشور منطقه ای است در شرق دریای خزر شمال ایران و افغانستان و غرب وجنوب مغولستان چین –جاده ابریشم در قدیم از بغداد وباگذر از تهران-عشق آباد-سمرقند و تاشکند این منطقه را به دو نیم می کرد.در قدیم الایام بازرگانان و تجار از این راه سفر می کردند.این راه زمانی معروف شد که مارکوپولو از آن عبور کرد و داستانهایی در مورد این سرزمین و مردم این مسیر نقل کرد.وی همچنین در یادداشتهای خود اشاره ای به فرش ترکمن کرده است.انواع فرش ترکمن ریشه در قبایل آنها دارد .قبایل اصلی ترکمن عبارتند از Teke,Yomut,Arsary,Choudur,saryk,salyr نقشه های فرش در ترکمنستان الهام گرفته از گیاهان و حیوانات و طبیعت بوده و بعنوان سمبل فرهنگ ترکمن محسوب می شود.
در سال 2001 فرش بزرگ پارچه ای به مساحت 300 متر مربع با وزن 5/1 تن بافته شد که در کتابGuiness به ثبت رسیده است
که تصویر آن را در زیر مشاهده می کنید:
امروزه تجارت فرش های سبک ترکمن از کشورهای افغانستان- پاکستان وایران انجام می گبرد.فرش های سبک ترکمنی بسیاری را در بازارهای پاکستان می توان یافت که در ترکمنستان یا جنوب ازبکستان بافته شده و به آنجا منتقل شده اند.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 5993 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 47 |
چکیده:
اقوام هفت گانه بلوچ، کرد، عرب، ترک، فارس، چارایماق و سیستانی به دلیل شرایط خاص سیاسی و طبیعی در طول تاریخ در مناطق مختلف استان های خراسان رضوی و جنوبی سکونت گزیده اند. این اقوام تولیدکننده قالیهایی هستند که بلحاظ دارا بودن ویژگیهای مشترک در بازار جهانی فرش به نام قالی بلوچ خراسان شناخته شده اند. طرح ها و نقوش، نقشمایه، رنگهای کاربردی و همنشینی رنگ ها در این قالیها به هم شباهت بسیاری دارد در این مقاله تلاش گردیده با بهره گیری از طرح تحقیقاتی شناسایی، ریشه یابی و احیای نقوش قالی بلوچ خراسان ضمن معرفی طرح ها و نقوش و نقشمایه های قالی بلوچ خراسان در خصوص رنگبندی و همنشینی رنگها در این قالی بحث و بررسی به عمل می آید.
مقدمه:
قالی ایران درختی است که ریشه درژرفنای کویرداردوبلندای سرشاخه های آن به ارتفاعات البرزمیرسد.میوه شیرین این درخت تنومند قرنهاست که مورد توجه جهانیان قرارگرفته است! آنان نام ایران را با فرشهایش و قالی را توام با نام ایران شناحته و میشناسد! قالیبافی در ایران نقطه تقاطع فرهنگ تاریخ و اقتصاد محسوب میگردد! چراکه در بسیاری از مناطق روستائی، عشایری و شهری علاوه بر آنکه فرشبافی از بعد هنری نیازهای درونی بشر را برطرف می نماید، در ایجاد اشتغال، افزایش درآمد سرانه ملی و صدور فرهنگ ملی و اسلامی نقش بسزائی داشته و دارد. لذا همگی ما به فرش مدیون هستیم و می بایست در حد توان به معرفی فرشهای ایرانی بپردازیم! یکی از مهمترین ویژگیهای قالی ایرانی تنوع آن است. محققی همچون فورد(p.r.j.ford) براین نکته تاکید می نماید که فرشهای ایرانی آنقدر متنوع هستند که بسیاری از طرحها و نقوش آن ناشناخته است. قالیبافی درایران نزد اقوام مختلف از محبوبیت فوق العاده ای برخوردار است که در این بین خراسان همواره یکی از مهمترین مراکز بافت قالی بوده است. این استان که زمانی از یک طرف به استان سغد و از طرف دیگر به خوارزم ختم میگردیده از دیرباز تاکنون همواره یکی از مهمترین قطب های تولید فرش بوده است .
هجوم ازبکها، افاغنه و مغولها و تاخت و تاز این اقوام و در بسیاری از موارد ویران نمودن شهرهای بزرگی همچون نیشابور و کاشمر نتوانسته است رشد هنرهای سنتی بویژه قالیبافی را در خراسان متوقف نماید و همواره علیرغم وجود بحرانهای مختلف در مقاطع متعدد تاریخی این هنر- صنعت از رشد خوبی برخوردار بوده است. تنوع سبکهای بافت ، طرحها و نقوش و اقوام و قبائلی که دراستان خراسان به شغل قالیبافی اشتغال دارند نیزبسیارزیاداست، در حالیکه در شمالی ترین نقطه استان طرحها ونقوش زیبای ترکمن بافته میشود وهر یک از شهرهای استان طرح ونقش ویژه ای دارند، درسراسرمرزمشترک خراسان باافغانستان وترکمنستان واستان سیستان وبلوچستان دستبافته هایی تولیدمیگرددکه با عنوان فرشهای بلوچی در بازارهای داخلی و خارجی به فروش میرسد. این دستبافته های عشایری و روستائی بسیار سحرآمیزاست و طرحهایش دریچه ای است به سوی شناخت فرهنگ اقوام مختلفی که در این نواحی زندگی می کنند.
طرحها و نقوش فرش دستباف انعکاسی از باورها، اعتقادات، مشاهدات، آرزوها، آرمانها و بطور کلی فرهنگ بافندگان می باشد.
علیرغم جایگاه بسیار مهم قالی بلوچ خراسان درکلان فرشهای ایرانی شرقی متاسفانه اطلاعات دقیق کارشناسی وسامان یافته ای درباره طرحها و نقوش ، نقشمایه ها و موتیفها، رنگبندی آنها ( منجمله تعداد و تنوع رنگها و همنشینی رنگها ) وجود نداشت، لذا طرح شناسایی، ریشه یابی طرحها و نقوش قالی بلوچ خراسان توسط مدیریت پژوهش مرکز ملی فرش ایران اجرا گردید که این مقاله نیز برداشتی از پژوهش فوق می باشد.
1 - شناسایی اقوام مشهور به بلوچ خراسان
مشهورترین اقوام تولیدکننده قالی های بلوچ خراسان به شرح ذیل می باشند:
الف- تیموریها: در دوره تیموری از افغانستان وارد ایران گردیده و اکنون کشورهای افغانستان و ایران سکونتگاه این قبیله می باشد مهمترین تیره های تولیدکننده فرش دستباف اقوام زوری، بروقی، کودنی، یعقوب خانی، کریمدادی، پربزی، سوربزی، دهخانه، صالحی، طاهری، سلجوقی، زوری، خوافی، شیخی می باشند اقوام تیموری ایران در شهرستان های مختلف استان خراسان رضوی بالاخص تربت جام، تایباد، مشهد، فریمان، خواف، تربت حیدریه و… زندگی می کنند.
ب- بلوچ ها: تیره های اصیل بلوچ شامل قبایل جان بیکی ،کوهکن، سالار خانی، علی اکبر خانی، اسد خانی، رسولخانی می باشند. تیره های اصیل بلوچ عمدتاً در شهرستان های خواف، تایباد، تربت حیدریه و سرخس زندگی میکنند.
ج- ترکها: شامل ترکهای مهاجر روسی، ترکهای شاهسون، ترکهای بهلولی، --- و بالاخره ترکمنهای ساریخ می باشند.سکونتگاه اصلی ترک های مهاجر شهرستانهای سرخس، تربت حیدریه و مشهد می باشد.
د- اعراب: تیره های طاهری، چوبداری،خزایی و عارفی از اقوام عرب هستند که از صدراسلام تا کنون در مناطق فردوس، قاین و بیرجند سکونت دارند.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 7704 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 37 |
زیبایی شناسی در هنر اسلامی
هدف : بررسی زیبایی شناسی در هنر اسلامی از نظر فرم
مقدمه
در طی قرون متمادی ، هنرمندان بیشماری از موضوعات مذهبی الهام گرفته وآثار بسیار ارزندهای در زمینه نقاشی ،حکاکی،طراحی،پیکرتراشی،معماری و غیره بوجود آورده اند.
هنر نقاشی اکثرا در ایجاد شیوه ها نقش فعالی داشته و بصورتی پیشرو در روند تکاملی هنر قرار گرفته است ،کتابهای تاریخ هنر در سرار جهان شاهدی زنده و سندی ارزنده در این باره میباشند.
وجود ادیان مختلف که توام با دیدگاههای گوناگون بوده ، با گذشت زمان دریشبرد هنرهای تجسمی نقشی بسزا نمودهاند، در این راه نه تنها مذهب بلکه قوامین سنتی ،فرهنگی ،اجتماعی و اقتصادی یک جامعه نیز دخالت نموده و هر کدام یکی از پایه های اصلی در نظام هنر هایتجسمی به کمال خود نمیرسد.با توجه به این مسائل میتوان هنر یک ملت را که از مبانی فلسفی نیز سرچشمه میگیرد مورد مداقه و تحلیل قرار داد.
نقش مذهب در پیدایش موضوعات مذهبی و انتخاب آن توسط هنرمند از یک سو ودر پیدایش شکل از سوی دیگر مورد تجسس و پژوهش قرار میگیرد.نکته ای که نباید از نظر پنهان بماند.
نقش دوران کهن و عصر بدویت (هنر بدوی ) در دوران مذهبی یعنی از زمانیکه یکتاپرستی آغاز می گردد و اثراتی که تا عصر حاضر از خود باقی می گذارد ، می باشد.
مضامین مذهبی در آثار هنری از دوران صدر مسیحیت
از قرن چهارم میلادی به بعد رو به فزونی گذاشته و هنرمندان غربی علاوه بر بینشی که تا آن زمان داشتند آثار هنری خود را با نگرشی نو در خدمت مضامین مذهبی به بوته آزمایش کشیدند. موضوع انتخاب شده دیگر داستانی ساده و یا بازگو کننده قهرمانی زمینی ، یا نقشی معمول از طبیعت یا طبیعت بیجان و امثال آنها نبوده بلکه حکایات مذهبی که در اعماق روح انسان مسکن گزیده الهام بخش هنرمندان بوده است . برای ایجاد یک چنین احساسی که از فضائی روحانی سرچشمه می گرفت ، هنرمند در هر عصری که بود سعی در بوجود آوردن عناصری داشت که بتواند دنیای غیر مادی را با شیوه ای خاص القا نماید ، زیرا شیوه هائی که تا آن زمان در راه اجرای موضوعات غیرمذهبی بکار گرفته میشد طبعاً جوابگوی فضائی ماکوتی و غیرمرئی نبود.
هنر اسلامی
همانگونه که در آثار هنرمندان غربی مشاهده می شود ، در می یابیم که آنها تا حدودی متوجه این مسائل شده بودند و برای خلق و القای یک چنین دنیائی ، یعنی عالم ربانی از فضائی مادی و الفبای حرکات سه بعدی مدد می گرفتند و از این راه اقدام به ایجاد فضائی معنوی می کردند . اما هنرمندان اسلامی پس از درک این مهم کوشش و مجاهدت بسیار نمودند تا قوانین اجرائی اثر را از نظر زیبائی شناسی در ترکیب فرم و رنگ با مفهوم نظری چنین آثاری منطبق سازند ، بعبارت دیگر هنرمندان اسلامی با تغییرات شگرفی که در امکانات و عناصر فضای مادی بوجود آورند راه را برای پیدایش الفبای غیر مادی یعنی برای القای جهانی معنوی توسط عناصر همگون که بیش از حد تصور هنرمند در زمان خود بنظر می رسند باز نمودند ، واین امکان پذیر نبود مگر توسط فرامین مذهبی که بصورت احادیث و بطور غیر مستقیم خارج از کتاب مسلمانان «قرآن مجید» لیکن برخاسته ازهمان دیدگاه ، حاصل می گردید ، بدین ترتیب با کوشش ونبوغی که هنرمندان اسلامی از خود نشان دادند ، انطباق این دو جهان یعنی جهان موضوع و جهان شکل را برای محتوائی یکدست و گوئی بکمال رسیده میسر نمودند . پس چنین نتیجه می گیریم که موضوعات مذهبی و زیبائی شناسی آثار هنرهای اسلامی در قالب فرم و رنگ حتی المقدور با یکدیگر هماهنگ و همگون گردیده در حالیکه در آثار هنرهای غربی دنیای تصورات ملکوتی توسط عناصری مادی و غیر انتزاعی که با یکدیگر ناهمگون[1] می باشند نشان داده شده اند.
برای روشن تر شدن این مطلب اشاره به نکاتی چند می نمائیم که اصول هنرهای تجسمی اسلامی را از هنر رئالیسم کلاسیک غرب منتزع می سازد:
1- حذف پرسپکتیو
2- ساده کردن فرم و رنگ و پیروی از رمز گرائی .
3- پذیرفتن منطق محدودیت رنگ.
4- استفاده از معانی رنگها.
5- رابطه هنرهای اسلامی با شیوه های هنر غرب از آغاز دوران نوین.
1- حذف پرسپکتیو :
هنرمندان مشرق زمین قبل از آغاز دوران اسلامی به علم مناظر و مرایا آشنائی داشته و در آثار خود از آن بهره می گرفتند .نمونه هائی که در این زمینه بدست ما رسیده جای هیچگونه شک و شبهه باقی نمی گذارد که آنها الفبای حرکت سه بعدی را برای تجسم فضائی مادی می شناختند (تصاویر 1-2-3) .
[1] - heterogene
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1838 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 12 |
دلایل افول نگارگری در دوره ی زندیه وقاجاریه
چکیده:
آغاز سبک نگارگری قاجار را باید در دوران افشار و زند پیگیر بود اما به دلیل کوتاه بودن این دوران و تسلط اشوب و بلوا بر اوضاع آثار چندانی بر جای نمانده است. از کتب تصویر شده این دوران می توان به «تاریخ جهانگشای جوینی » اشاره کرد . از استادان دوره افشاریه می توان به محمد علی بیگ ، داوود نقاش ، محمد رضا هندی و هادی نقلش اشاره کرد .
محققان ایرانی پیوستگی شیوه نگارگری اواخر دوره صفوی را به سبک قاجار محرز دانسته اند. نخست ، تاثیر پذیری از شیوه های اروپایی است که از اواخر سده یازدهم هجری قمری آغاز شده بود و توسط فرزندان و نوادگان همان هنرمندان استمرار یافت ، مانند تداوم شیوه نگارگری محمد زمان توسط پسرش محمد علی.
نگارگری سبک قاجار شامل شیوه دیوار نگاره های دوره صفویه و نقاشی کلاسیک اروپا است ، به ترتیبی که در آغاز مایه ایرانی آن بیشتر و در میانه به طور مساوی از نقاشی ایرانی و اروپایی میه می گیرد و در پایان دوره به تدریج به نفوذ سبک اروپایی در نگارگری ایرانی افزوده می شود تا جایی که به کپی برداری از آثاراستادان رنسانس می پردازند . از دوره آقا محمد خان قاجار آثار درخوری به جا نمانده اما در مقابل تعداد فراوانی تابلوی رنگ روغن از دوره سلطنت فتحعلیشاه و محمد شاه به جا مانده است.
بسیاری از این نگاره ها با موضوهایی نظیر رقاصه ها و مجالس بزم و رزم برای قهوه خانه ها و مجموعه های شخصی ساخته می شدند و چهره های شاهزادگان و موضوهای تاریخی برای کاخهای شخصی . نگارگر پرده شاهزاده قجری و خدمه تمام ویژگیهای نقاشیهای اوایل سده سیزدهم هجری را در خود جای داده است بیان ازاد کوها و حالت های برگ درختان در دور دست و فزای تعریف نشده دشت معرف عمق در تصویر است. سایه روشن کاری روی چهره و دست ها نشان از آگاهی هنرمند به هجم پردازی است. با وجود این نگاره مرکب از سطوحی است که از رنگهای درخشان ، نوارهای تزئینی الماس ، مروارید ، زمرد و کمربند یاقوت نشان ، ابزوبند و هاشیه های زینتی تشکی شده است . اگر چه این پرده جذابیت خاص خود را دارا هستند، حالت روبرو نمای اندامها چیزی را فراتر از صورت ظاهر آنها نمایان نمی سازد.