| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 6472 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 66 |
مقدمه
می توان ایران و روح ایران را در سه چیز کلی بشناسیم
1) در هنر قالی بافی
2) در صنعت کاشی
3) در شعر رباعی
اما این را هم می دانیم که همیشه و در همة ادوار مختلف ایرانیان ذوق و سلیقه قابل ستایشی را داشته اند که تنها این سه گزینه بلکه بسیاری از هنرهای دیگر معرف این سخن است.
البته آن چیزی که همه ما ایرانیان به آن بالیده و آن را شناسنامة این سرزمین نازنین می دانیم چیزی جز قالی و فرش های ما نمی تواند باشد.
قالی، میراث گرانقدری است که از دیرباز به جا مانده و در شناسنامه ملت ما، مهر تأیید خورده است. از این رو حفظ و بالندگی به این میراث نه یک «تفنن» بلکه یک «وظیفه» است.
ما مردم ایران زمین باید در جهت رشد و ارتقاء این میراث گرانقدر همیشه کوشا باشیم.
یکی از بزرگترین آثار فعالیت بشری، هنر و هنرمند بودن است. هنر و هنرمندان ایران زمین یکی از بزرگترین و شایسته ترین سرمایه ها و افتخارات این کشور بوده اند. زیرا نه فقط ثروت بلکه حیثیت برای آن به وجود آورده و دوستان بسیاری و خواهان زیادی در همه ادوار برای ایرانیان به وجود آورده اند و امروزه همة کشورهای جهان که از تمدن خوبی برخوردارند از مجموعه آثار این مردم هنرمند و کارهای هنری ایران در مجموعه آثار هنری خود استفاده می برند.
قالی بر کف سنگها و مرمرهای تالار کاخها.
قالی بر کف کاهگل کلبه ها و کومه ها
همه جا به شکل باغی نمایان است که گل ها و درختان و ... خود را می آراید و همة دلها و چشم ها را به دنیایی دگر کشانده و به سمت تفرج گاه سوق می دهد.
منظرة این تفرج گاه ها که برروی قالی نشسته و نمایان است تا حدی برای مردم این مرز و بوم آشناست. زیرا فرهنگ و تمدن ما ایرانیان با اینگونه طرحها و نقش ها عجین شده است.
هر گلی و هر طرحی از این تفرج گاه، انعکاسی از گل های آن باغی است که در آبادی های سرسبز روئیده اتند.
انعکاس این طرحها تا ژرفای جان آدمی خطور می کند.
از قلب و جان و روح آدمی می گذرد و در بطن و سرشت او می نشیند و جای دل انگیزی باز می کند.
قالی ایران Ù هرگاه از آن سخنی به میان می اید آن طبع لطیف بافنده را بیان می کند، زیرا ساخته و دست پروردة زحمتکش ترین و رنجکش ترین مردم ایران زمین اند. که از دل و جان و سرپنجه های بخشنده بافنده برگرفته و نشإت می گیرد.
در واقع همین دل و جان لطیف و دستهای بخشنده است که چهرة افتخار ملت ما ایرانیاین را بر صفحة روزگار حک کرده است. زیرا مشخص ترین چیزی است که معرف فرهنگ و تمدن کهن ایران زمین است. قالی هنری است زنده و گویا، که بیانگر دل و صفای روحانی بافنده را نشان می دهد.
هنری است در حد آدمی که همیشه یکپارچگی و همبستگی خود را حفظ کرده است.
هنری است که از جزء به کل سوق داده می شود.
و گره ها از کنار هم نشستن به یک کلیت زیبا و اصیل می رسند.
هنری است که در خلوت با آدمی صحبت می کند و با آنها زندگی می کند. بعضی از این مردم بر این باورند که قالی از افسانه های گذشتگان تأثیر گرفته است.
قالی را می توان گفت که باغی است البته باغی از رنگها و نگاره ها که بر کف زمین گسترده است.
نه تنها قالی را باید دوست داشت بلکه باید بدان خو گرفت و چشم و دل و جان را باید به گرمای آن سپرد.
نام دیگر قالی را می توان به دست آفریده های پرنقش و نگار ایرانی نام نهاد.
همة این دست آفریده های پرنقش و نگار ایرانی با تلاش و کوشش زنان و مردانی است که با شوریدگی نگاره ها و گرمی رنگ دل های پاک ممزوج شده است.
همة این دست بافته های خلق شده بیانگر مطلبی ارزشمند و والا می باشد و راه و رسم کهن و دیرینه را بیان می دارد. می تواند به نوعی احساسات بافنده را در شرایط مختلف بیان دارد. می تواند بسیاری از سمبل ها و نشانه ها را برای ما روشن سازد.
از طرفی دیگر می تواند بیانگر سنت و تمدن هر قومی باشد. وقتی به درون مایه این دست بافته ها می پردازیم مشاهده می کنیم که بیانگر تاریخ هنر و فرهنگ ایرانی میباشد.
این قالی ها مانند آئینه ای جلوه گری می کنند و تمام زوایای زندگی هر قوم را بازگو می کنند.
پس می توان گفت که هنر اصیل قالیبافی ایران با فرهنگ کهنسال این مرز و بوم پیوند ناگسستنی دارد.
هنر قالیبافی را یکی از مردمی ترین هنرهای روی زمین به شمار آورد. که نه تنها یک هنر است بلکه سرمایه عظیم کشورمان نیز محسوب می شود.
در دروه های اولیه مانند عیلام و ماد و سلوکی و اشکانی Ù در فرش و قالیبافی نمونه اسناد و مدارک و سوابقی در دست نیست.
مثلا ما راجع به قالیبافی در زمان سلوکیان (129-312 قبل از میلاد) و راجع به قالیبافی در زمان پارتها (170 قبل از میلاد تا 226 بعد از میلاد) Ù سوابق و مدارکی در دست نداریم. البته با آگاهی داشتن از اینکه فرش در طول زمان و بر اثر آب و هوا و دما و گذشت زمان و گرد و خاک فرسوده می شود و از بین می رود.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1013 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 12 |
ونسان وان گوگ از سن بیست و هشت سالگی شروع کرد و در سه سال آخر عمرش که به شدت از تنهایی و عارضه ناشی از بیماری روانی رنج می برد، استعدادش شکوفان شد و بیشترین نقاشیها و طراحیها ی مشهورش را بوجود آورد.
او در سی ام مارس 1853 در گروت زوندرت در برابانت یکی از ایلات هلند بدنیا آمد و پدرش یک کشیش پروتستان بود. وان گوگ در ابتدا در یکی از گالری های هنری شهر هوگو که یکی از شعب شرکت عمویش بود به فروشندگی تابلو مشغول شد. در 1873 شرکت او را به شعبه ای در لندن فرستاد. وان گوگ در آنجا بلافاصله عاشق دختر مهمانخانه چی شد. در سال 1875 او به پاریس فرستاده شد و سرپرستی شعبه آنجا را به عهده گرفت. اما یک سال بعد به علت بدخلقی و عصبانیت با مشتریان توسط شکرت از کار برکنار گردید.
وان گوگ بعد از دو ماه بیکاری به انگلستان برگشت و در مدرسه ای ابتدائی در رامس گیت به آموزش زابن فرانسه پرداخت. او بزودی به این نتیجه رسید که کشیش بشود زیرا می گفت این شغل قدرت روحی اورا می افزاید. بنابراین درباره آینده اش به چاره اندیشی پرداخت. وان گوگ از معلمی دست کشید و در «دوردرخت» در کتابفروشی به کار مشغول شد ولی پس ا زچند ماه به آمستردام رفت و در امتحان ورودی دانشگاه شکرت نمود تا به تحصیل در رشته الهیات بپردازد. وان گوگ که تضاد بین تعالیم انجیل و رفتار کلیسا را با چشم می دید صلاح دید که به جای رفتن به دانشگاه شغل کشیشی را انتخاب نماید بهمین جهت در 1878 پیشقدم شد تا بعنوان کشیش به یکی از معادن بلژیک در منطقه بوریناژ برود تا بدینوسیله خود را وقف مردم نماید.
او زندگیش را وقف کارگران معدن کرد و در دوران بدبختی و اعتصاباتشان کمکهای زیادی به آنها نمود، ولی همین امر باعث شد که کلیسا وی را طرد نماید، ولی او به زندگی خود در این ناحیه در نهایت فقر و ناامیدی شدیدی ادامه داد و در همین زمان بود که برای اولین بار به کار طراحی پرداخت.
تئو یعنی برادر وان گوگ (تاریخ تولد 8-1864) که در این موقع برای شرکت گوبیل کار می کرد با فرستادن مقادیر ناچیزی پول در ماه او را تشویق به این کار نمود. وان گوگ در بروکسل به فراگیری طراحی و نقاشی مشغول شد و تصمیم گرفت که بالاخره نقاش بشود.، آثار او هم از نظر رنگ و هم از نظر خط زمخت و خشن هستند و بیانگر افسردگی و غم او می باشند.
در سال 1885 هنگامی که پدرش مرد بیشتر تحت تاثیر سبک روبنس و آثار چاپچی های ژاپنی نقاشی می کرد که هر دو اینها باعث شدند تا او را از ارزش احساسی رنگهای درختان آگاه سازند. در فوریه سال 1886 به پاریس رفت تا با برادرش تئو زندگی کند و در آنجا بود که توانست با نقاشان امپره سیونیستی مانند کامیل پیسارو (1831- 1901) ، ژرژ سورا (91-1859) و پل گوگن (1848-1903) ، آشنا شود.
وان گوگ علیرغم کوششهای تئو نتوانست در طول عمرش تابلوهایش بجز یکی را به فروش برساند. در سال 1885 بود که اولین کار قابل توجهش یعنی سیب زمینی خورها را نقاشی کرد، ولی مشاهده رنگهای درخشان امپره سیونیستها به این نوع رنگ آمیزی او خاتمه بخشید. در فوریه سال 1888 او به جنوب فرانسه به شهر آرل به خاطر رنگ و نور عزیمت نمود و در آنجا بود که دوران پر بار فعالیتش در نقاشی شروع گردید. او می خواست در آرل انجمن نقاشان را تاسیس
نماید و در این اواخر بود که برادرش تئو برای او خانه کوچکی اجاره نمود و کمی بعد گوگن، نقاش فرانسوی که بعدها تمدن غربی را مطرود دانسته و به جزایر ناهیتی رفت به تقاضای تئو پیش وان گوگ گوگن و وان گوگ در اینجا با هم نتوانستند سازش کنند و پس از آخرین دعوا وان گوگ در حالت ناراحتی می خواست دوستش را بکشد ولی بالاخره نرمه گوش خودش را برید . گوگن تئو را از این امر مطلع نمود و سپس عاقلانه آنجا را ترک کرد. وان گوگ در سال 1889 در بیمارستان سنت پل در سنت رمی بستری شد. و در آنجا علیرغم زبانی که برای سلامتیش داشت به نقاشی پرداخت. در 1890 دوباره تئو را در پاریس ملاقات نمود ولی بالاخره مجبور شد تحت مداوای پزشکی بنام دکتر گاشه که یکی از دوستان امپره سیونیستها بود قرار بگیرد. دو ماه بعد او خود را هدف گلوله قرار داد و دربیست و نهم جولای 1890 زندگی را بدرود گفت.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 4033 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 76 |
آشنایی با هنر نگار گری
در تعریف واژه « نگارگری » که برخی از صاحب نظران از آن با نام « مینیاتور » یاد کرده اند نظرات متفاوت و گاهی کم و بیش شبیه به هم نیز ارائه شده است . از جمله در « فرهنگ معین » ذکر شده است : « مینیاتور ، تصویری کوچک است که در آن ریزه کاری به کار رفته باشد. نوعی نقاشی خاص در مشرق زمین که در آن قواعد علم مناظر ومرایا و کالبدشناسی رعایت نمی شود و در آن رنگ جنبه تزیینی دارد و ضمناجزئیات با ریزه کاریهای خاص نشان داده می شود. »
« در فرهنگ عمید » آمده است که : « مینیاتور ، نقاشی همراه با ریزه کاری و استفاده از لاجورد ، طلا و آب روی کاغذ یا فلز است که بیشتر در مشرق زمین معمول است. »
گروه دیگری از صاحبنظران هم مینیاتور را کلمه ای فرانسوی می دانند کمه از ترکیب دو واژه « مینی موم »( به معنی کوچک و خرد ) و « ناترال » ( به معنی طبیعت ) مشتق شده که نهایتاً به معنای « طبیعت کوچک » است.
« ویل دورانت » ( نویسنده کتاب تاریخ تمدن ) در تعریف مینیاتور می گوید :« کلمه ی مینیاتور مشتق از واژه ایبری » مینیوم « به معنای سرنج است که رومی ها از اسپانیا وارد کردند. رنگ آن ارغوانی روشن و در تذهیب کتاب بس مطلوب است. »
« اکبر تجویدی » در کتاب خود اصطلاح مینایتور را برگرفته از « مینیوم » ( به معنای رنگ قرمز خاصی که از شنگرف و مینیوم است ) می داند که در آغاز کتابها را نز د ملل مغرب با چنین رنگی می آراستند.
گروهی از محققان ، واژه فارسی نگارگری را به جای « مینیاتور» پیشنهاد داده و برکاربرد آن به جای مینیاتور ( که در غرب هم به تصویر کوچک تزیینی توام با برخی ریزه کاریها اطلاق می شود. ) اصرار می ورزند.
با عنایت به آنچه گفته شد باید ذکر شود که : « نگار گری تصویر عالم خیال است به معنی فلسفی آن و رنگهای غیر واقعی ». یعنی غیر از آنچه که در عالم جسمانی محسوس است و احتراز از نشان دادن دورنماهای سه بعدی همان اشاره به تصویر عالمی است غیر از عالم سه بعدی مادی که ظاهر بینان ممکن است تصور کنند موضوع نقاشی نگارگری است.
نگارگران ایرانی با این اعتقاد و بینش و با تغییرات در عناصر و فضای مادی کوشیدند راهی برای القای جهانی غیر مادی و معنوی باز کنند. نگارگری ایران تجسم و خلق هر چه بیشتر زیبایی هاست که در خیال روشن هنرمند نقش می بندد و این چنین است که هنرمند سعی می کرده تصویری خلق کند که توجه بیننده را جلب کند و به طبیعت اعتنایی نداشته است. نگارگر بعد را می دید و می شناخت ، ولی از ان دوری می کرد چرا که دوری اجسام و کوچک شدن آن را خطای چشم سر می دانست. پس به چشم دل روی می آورد.
او به طور ارادی از به کاربردن علم مناظر و مزایا دوری می جست. نگارگری ایرانی به آثار نور چندان توجهی ندارد، چرا که آنان را شکوه نور الهی مجذوب ساخته و تمامی صفحات را نورالهی برای آنان یکسان روشن کرده است.
منظره سازی در نقاشی نگارگری ایرانی اغلب خیالی و افسانه آمیز است. تخته سنگها بیشتر مرجانی شکل ، رنگارنگ و تیره فامند. ریگهای بیابان طلای گداخته است. جویبارهای رشته مانندی از میان آن می گذرد که در کنارش سبزه و شاخه های لرزان به طرز معجره آسایی روییده است.
تصاویری که در حوزه فرهنگ اسلامی – به خصوص در سده های پانزدهم وشانزدهم ( نهم و دهم ه . ق.) به دست نگارگران ایرانی آفریده شده ، به سبب خصوصیات معنایی، صوری و فنی شان از سایر آثار تصویری مربوط به فرهنگ های دیگر کاملاً متمایزند.
نگارگری ایرانی تفاوتی اساسی و ذاتی با نقاشی طبیعت گرایانه اروپایی دارد ونیز در اصول فلسفی و معیارها و قواعد زیبایی شناختی با هنر تصویری خاور دور و هند متفاوت است. همچنین به غلط بر آن نام « مینیاتور» نهاده اند، چرا که جزء در مورد کوچکی اندازه و برخی ظرافتهای فنی ، وجه تشابه دیگری بامینیاتورهای اروپای قرون وسطی ندارد.
اگر چه شروع نقاشی درایران را می توان مربوط به هزاره های پیش ارز میلاد دانست که در « میر ملاس»( در لرستان ) کشف شده و نگاره هایی از رزم ، شکار ، انسان و حیوان را به تصویر کشیده است ، اما آغاز نگارگری به مفهوم دقیق آن را باید به دوره ساسانی مربوط دانست که توسط « مانی » نقاش و نگارگر چیره دست آن زمان موجودیت می یابد .
مانی که مدعی نبوت می شود ، هنر نقاشی و نگارگری را برای تبلیغ و ترویج آیین خود به کار می گیرد. به دستور او تالارهایی به نام « نگارستان » ساخته می شود. بر دیوار این تالارها داستان خلقت آدمی و سرنوشت وی بر پایه اعتقادات آیین او نقاشی می شود با سیر در نقاشی های نگارستان فلسفه ی وی را در می یابند.
با ظهوردین مبین اسلام ، نگارگری ایرانی تا مدتی دچار توقف شد ، اما دیری نپایید که هنر نگارگری ایرانی ( البته با تغییراتی ) اساس و مبنای نگارگری اسلامی شد.
با روی کار آمدن عباسیان و حمایت ایرانیان، بغداد به عنوان مرکز اصلی نگارگری و تصویرگری کتب درآمد و مکتب بغداد یا عباسی این امکان را یافت که نخستین نمونه های تصویرگری در کتب پس از اسلام را که بیشتر جنبه علمی و فنی داشت ،به وجود آورد.
از مکتب بغداد ( مکتب عباسی ) که بین سالهای ١٣١ تا ٦٥٦ ه . ق رواج داشت ، آثاربسیاری بر جای مانده که از جمله می توان به کتب گوناگونی تصویر شده در این دوره به ویژه « التریاق » « رسائل اخوان الصفا » ، « عجایب المخلوقات قزوینی » و « نسخه قابوس نامه » ، « دیسقوریدوس » ( مختص دارو شناسی ) ، « فی معرفت الخیال الهندسیه » ، « کلیله و دمنه » و « مقامات حریری » اشاره کرد .
از خصوصیات نگاره های این دوره آن است که نقوش و شکل جانوران و اشخاص قدری درشت تر ترسیم شده است. در مجالس ، رنگ زمینه یا اصلاً نیست و یا بسیار اجمالی است. رنگهایی که در نگاره ها به کاررفته است، محدود اما تناسب آنها با یکدیگر بسیار دقیق ولطیف صورت گرفته است ،چهره افراد به نژاد« سامی » ( عربی ) تعلق دارد ، اما نفود شایان توجه هنرمندان بیزانسی را نیز در این تصاویر می توان مشاهده کرد. صاحبنظران « عبدالله بن فضل» را مشهورترین نقاش شیوه عباسی می دانند و نسخه خطی کتاب « خواص عقاقیر » گیاهان از آثار اوست. مصور ساختن کتاب در مکتب سلجوقی به شیوه ای خاص و با خصوصیاتی بیشتر ایرانی و کنار گذاشتن خصلتهایی که در شیو ه عباسی رواج داشت ( مثل خصوصیات نژادی و لباسهایی به سبک مسیحی ) ادامه یافت.
از جمله کتب مصور شده در این دوره می توان « صورالکواکب » ،« اندرزنامه » ،« مفید الخاص » (تـألیف زکریای رازی درباره خواص گیاهان و دفع بیمارریهای گوناگون ) ، « خواص الاشجار »، «طب جالینوس »، «سمک عیار »،«کلیله و دمنه »، « الاغانی » و « شاهنامه کاما» را نام برد.
در مکتب سلجوقی ، نقوش و تزئینات در متن رنگ آمیزی شده پدیدارگشته اند. معمولاً زمینه را با رنگ سرخ می پوشاندند . در صورتی که تصاویر در مکتب بغداد بدون رنگ آمیزی زمینه نقش می شده است. در نسخ خطی دوران سلجوقی ، نقاشی روی صفحه کتاب مستقیماً انجام می گرفته و از چین و چروک ها ی لباس به شیوه مسیحی رایج در مکتب عباسی اثری نیست. لباسها را با گل و گیاه و نقوشی به سبک اسلیمی تزیین می کردند. از نگارگران شاخص این دوره می توان از « ابوتراب» و « فخرالدین حسین بدیع نقاش » نام برد.
در دوره ایلخانان شاهد تأثیر پذیری نگارگری ایران ، از نگارگران چینی هستیم که همراه با فرهنگ و هنر چین (که به تصرف مغول ها در آمده بود) به سرزمین ما راه یافت . مکتب مغول ( =مکتب تبریز اول ) تلفیقی از نگارگری چین و ایران است. در جایی بیشتر خصوصیات نگارگری چینی و در جای دیگر خاصه های نگارگری ایرانی به چشم می خورد. ، اما آنچه مسلم است نفوذ طبیعت گرایی چینی در این آثار زیاد بوده و بسیاری از عناصر آن از هنرِ خاور دور ، خصوصاً چین به عاریت گرفته شده است.
از جمله آثار هنری به جای مانده از این دوران که در تبریز موجودیت و مرکزیت یافت، چند کتاب مصور« منافع الحیوان » ، « جامع التواریخ »، « کلیله و دمنه » و « شاهنامه » است که در موزه ها و مجموعه ها نگهداری می شود.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 4085 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 40 |
فهرست
مقدمه
ابزارها
مدت زمان ایجاد نوش
سازمان کار در تخت جمشید
معیار حجاران برای تناسب در تخت جمشید
مقایسه مهتدان، اسبها و ارابه ها
مقایسه قطعات مرکزی نشاندهنده ی شاه در مواقع بار دادن
قص بالدار در هخامنشی
بال ها
فهرست منابع
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مقدمه:
تخت جمشید را می توان تقریباً همانند ارگ ها ویا دژهای حکومتی و سکونت گاهی ایران در دوران اسلامی داشت، زیبا پادشاهان یا حاکمان ایالت ها یا شهرهای بزرگ در ایران بر اساس شیوه ای کهن، فضاهای سکونت گاهی، حکومتی و تشریفاتی خود را غالباً درون محوطه ای محصرر و دارای استحکامات دفاعی می ساختند که در برابر تهدیدهای خارجی و داخلی حتی المکان در امان باشند. این گونه مجموعه ها که آن ها را دژ، کهندژ، قلعه یا ارگ می نامیده اند، افزودن بر فضاهای سکونت گاهی، حکومتی و تشریفاتی، عرصه ها و فضاهای متنوعی برای برخی از انواع فعالیت های خدماتی و نظامی داشتند. چنین الگویی در طرحی شهری از دوران پیش از اسلام تا اواخر دوره قاجار در بسیاری از نواحی و مناطق سرزمین گسترده ایران وجود داشته است وتخت جمشید و آنچنان که داریوش در کتیبه ای به آن به عنوان یک دژ اشاره کرده است، باید نمونه ای از دین گونه ارگ های سکونت گاهی- حکومتی، تشریفاتی دانست درباره چگونگی ساختن بناهای روی صفحه هنوز اطلاعات روشنی به دست نیامده ، البته کتیبه ای از داریوش درباره شیوه ساختن کاخی در شوش وجود دارد که گویای چگونگی انجام فعالیت های بزرگ ساختمانی در آن دوران است و می توان حدس زد که در ساختن تخت جمشید از همان شیوه استفاده شده است.
مساحت کل تخت جمشید 14000 متر مربع بوده و در دامنه کوه رحمت شرف به جلگه مردودشت واقع شده و با تراشیدن قسمتی از کوه به وجود آمده است. پلکان ورودی بنای تخت جمشید از تخته سنگ های عظیم تراشیده شده است. این پلکان به یک لیوان منتهی می شود که گاوه های بالدار با سر آدمی از آن پاسداری می کنند. در این ایوان، کتیبه ای از خشایار شاه دیده می شود. در این کتیبه نوشته شده که این « درگاه همه ملت هاست»
نازک کاری و حکاکی سراسر بناهای تخت جمشید با دقت و وسواس در خور یک بنای شاهانه و مقدس انجام گرفته است. گرچه مجسمه های تخت جمشید تا حدود زیادی از سر مشق های آشوری در برخی جنبه ها از نقش برجسته های اقوام دیگر اقتباس شده اند ولی در آنها، رفتار و حالت متفاوت خوشایند وعبرت آموزی به چشم می خورد. همه تصاویرها با وقار و بر کنار از زندگی هستند و در آن ها،احساس آگاهی از حضور آسمانی دیده می شود.
ابزارها
سنگ تراشی زمان هخامنشی به تفصیل به وسیله آن یریت تیلیا و کارل نایلندر مورد بررسی قرار گرفته است. در اینجا من فقط کار بر روی نقوش برجسته را مورد بحث قرار می دهم. روش های حکاکی را می توان به بهترین وجه بر روی بخش های ناتمام نقوش برجسته مشاهده کرد، و تقریباً هر مرحله از کار می تواند در جایی در تخت جمشید مورد شناسایی قرار گیرد. در بعضی از موارد می توانیم از روی علائم به جا گذاشته شده روی سنگ تعیین کنیم چه ابزاری و به چه ترتیبی در آن به کار رفته است. ابزارهای آهنی، چه کلنگ و و چکش ( با دسته افقی ) یا قلم سر تیز و اسنکه ( که با پتک چوبی به آن ضربه می زنند) مورد استفاده قرار می گرفت.
هر یک از این دو گروه را می توان به ابزارهای سرتیز، لبه دار و نوع دندانه د ار از هر اندازه و وزنی تقسیم کرد. کلنگ سنگین برای سنگتراشی و شکل دادن ابتدایی با توجه به اینکه تکه سنگی که بایستی برداشته شود به چه اندازه است با ضربه عمودی و یا ضربه سریع و لب شکن مورد استفاده قرار می گرفت. مرحله بعدی احتمالاً استفاده از قلم های تخت و پتک چوبی بوده است. برای تهیه یک سطوح صاف معمولاً از چکش لبه دار و بطور عمودی تر و شاید با گذشت زمان، از چکش دانه دار استفاده می شده است.[1]پس از آن بطور پی در پی چکش های ظریف تر همراه با استفاده از قلم های لبه دار به کار می رفته است. در جزئیات از قلم ها واسکنه های لبه دار تخت و باریک استفاده می شده است. آخرین مرحله صاف کردن سطوح بوسیله مواد ساینده از درجات مختلف و آب بوده وسرانجام برای زدون خراش های باقی مانده از عمل سایش با مالیدن سنگ با همان درجه سختی یا سرب یا چرمی که احتمالاً پوست کوسه بوده استفاده می شده پس از آن نقوش برجسته رنگ می شدند.
در این مختصر ابزارها وطرز کاربرد آنها به طور خلاصه بیان شده است؛ لیکن در اینجا باید به نکته ای اشاره کنم. در هر مرحله حجار یا بنا می توانست از انواع مختلف ابزارها سود ببرد. بسته به آموزش واستنباط شخص خود و هم چنین اهمیت کاری که انجام می داد. از قلم یا کلنگ ابزار لبه دار یا دندانه دار استفاده می کرد. علاوه بر این تشخیص علامت بجا گذاشته شده بوسیله یک کلنگ با آنچه که یک قلم بجا می گذارد، و تفاوت بین اثر چکش لبه دار از قلم درز صاف، یا چکش دندانه دار از اسکنه دندانه دار مشکل است.[2]
هیچ گواهی برای کاربرد مغارهای گرد یا مغار، اره، سوهان تخت یا سوهان وجود ندارد[3]. حفره های کوچک برای متصل کردن تزئینات فلزی و مجاری ریختن سرب مذاب بوسیله مته ساخته می شدند، احتمالاً مته های کمانی با استفاده از سر مته کوتاه و ساینده؛ لیکن از تکنیک « مته چرخان» که در صنعت پیکره سازی یونان رواج کامل داشت استفاده ای به عمل نیامده است. از خراطی در معماری سنگ استفاده نشده است، لیکن در کار چوب، فلز کاری و برای صنعت ساخت ظروف سنگی و مهرهای استوانه ای از آن استفاده شده است.[4]
نشانه ای از سایر ابزارهایی که بوسیله حجاران و بنایان مورد استفاده قرار گرفته است باقی نمانده. یکی از این ابزارها همان گونیای بنایان است که مشتمل بر یک لبه صاف، یک گوشه قائمه، یک تراز و یک شاقول است.
[1] -در قلم های دندانه دار (یا چکش) درایران وارزش آن به عنوان یک شاخص زمانبندی به تایلاندر، پرسپولیس صفحه 53 تا 56 مراجعه کنید، که باید نشانه های ابزارهای دندانه دار در داخل یک محل اتصال در گوشه جنوب شرقی تخت رستم نیز به آن اضافه شود( مشاهدات شخصی و ابزارهایی با دندانه های بسیار ریز در محل زینت گل وبوته های مقبره کورش در پاسارگاد) ( دی بی استر و ناخ) « یک نشانه دایره ای شکل در مقبره کورش» ایران جلد نهم ( 1971). صفحه (157) نشانه هایی از ابزار دندانه داری به همین گونه را می توان در زیر مرز گل و بوته در پایین شرقی ترین شیرو گاو در روی پهلوی آپادانا مشاهده کرد این نشانه 25 علامت دندانه دار 9/1 سانتیمتر دارد که به معنی 76% سانتیمتر فاصل هر دندانه است.
[2] -از روی ترتیب علائم بنظرم می آید که از چکش دندانه دار بیش از اسکنه دندانه دار در تخت جمشید استفاده شده است.
[3] -قلم انحنادار: از قلم انحنا دار زیاد استفاده به عمل نیامده است. اگر چه تیلاء روشها، صفحه 82، اظهار داشته است که « فقط وقتی پیکر تراش مجبور بوده روی یک قطعه کوچک مقعر کار کند، در یک شکاف کم عمق و یا بار یک از قلم های انحنادار استفاده کرده است. لیکن به طور معمول، در بیشتر بخش ها از قلم تخت استفاده می کرده اند « و نایلاندر،پاسارگاد صفحه 27 اظهار می دارد که « آنها برای بریدن حاشیه های موجداء بعضی از لباسهای خراجگزاران در پیکره های آپادانا مورد استفاده قرار گرفته اند» ارة: سنگهای به کار رفته در پرسپولیس سخت تر از آن هستند که بتوان با اره آنها را برید سوهان ها: تیلاء روشها صفحه 3-n71 ( نظریه قبلی نایلاندر که در پاسارگاد تکرار نشده است) فارکاس: پیکره در صفحه 71 از به کار بردن سوهان جهت می کنند.
[4] -نظریه داده شده است که در ساختن پایه های ستونهای کاخهای پرسپولیس و پاسارگاد از یک چرخ تراش استفاده به عمل آمده؛ ولی هیچ گواهی برای آن وجود ندارد و مشخص است که شکافهای افقی با استفاده از چرخ تراش ایجاد نشده اند.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 2967 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 36 |
فهرست مطالب
مقدمه 1
فصل اول:مسجد
1-مسجد 2
1-1-نکاتی در باب مساجد 3
2-1- مساجد و عوامل مشترک در آنها و تزئینات وابسته به معماری آن ها 6
فصل دوم: مسجد جامع اصفهان
2-مسجد جامع اصفهان 18
منابع 30
مقدمه
مسجد میعادگاه و محل تجمع و نقطه شروع حرکت های انقلابی و از همه مهم تر مکانی مقدس برای شکر گذاری و سجده گاه مومنین است.
هر جا که سخن از معماری اسلامی در میان بوده است،مسجد به عنوان سمبل و معرف این معماری مطرح شده است.با توجه به این ویژگی ،همچنین به سبب توجه و علاقه ای که عموم طبقات مردم به آن داشته و دارند،سلاطین و حکمرانان هم در دوران حکومت خویش ،با ساخت مساجدی با شیوه های جدید(از نظر فرم ظاهری و گاهی با اضافه کردن فضای بدیع و همراه با نوآوری)سعی در تثبیت موقعیت خویش می نمودند.
درهر صورت معماری اسلامی تحت تاثیر ویژگی های هر دوره تحول یافت.در نتیجه انواع بناهای یک ایوانی ، دو ایوانی ، چها ایوانی و گنبدی به وجود آمد.
در این تحقیق ویژگی های مسجد جامع اصفهان مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.
مسجد
مسجد بنایی است بر پا شده بر محوری نامرئی که طراحی اصلی مسجد بر مبنای آن است.این محور نامرئی کعبه است. کعبه به لحاظ معنوی در قلب اسلام قرار دارد. محراب همه مساجد در جهت آن است و مسلمانان رو به سوی آن نماز میگذارند. از این رو دنیای اسلام را میتوان چرخ عظیمی فرض کرد که مکه کانون آن و پرههای این چرخ، همه مساجد سرتاسر جهان هستند و شاید به خاطر اهمیت مساجد است که در قلمرو اسلام، همه هنرها در خدمت مسجد بودهاند.
برای شناختن جایگاه مسجد در شهرهای بنا شده در دوره اسلامی بد نیست که به عناصر اصلی یک شهر اسلامی اشاره کنیم: بازار، کاروانسرا،حمام و مسجد.
در شهرهای دوره اسلامی بازار به عنوان ستون فقرات شهر به حساب میآمد که معمولا در کنار و یا در داخل آن کاروانسرایی هم وجود داشت.
با گشت زدن در بازار هر یک از شهرهای بنا شده در دوره اسلامی به حمام بر میخوریم، جایی که برای طهارت و پاکیزگی مسلمانان ضروری بود. در داخل همین بازار و یا در نزدیکی آن مسجدی قرار دارد که سیل مسلمانان و نمازگزاران را از محیط پر قیل و قال بازار، به محل امن و آرام خود فرا میخواند.
با این توصیف، مسجد مرکز ثقل بنای شهرها در دوره اسلامی بود و معماری آن متناسب با شرایط اقلیمی، مصالح در دسترس و تحت تاثیر سنن و خصوصات محلی ساکنان هر منطقه شکل میگرفت.مسجد به عنوان نهاد مذهبی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارای وظایف گوناگونی بود و در واقع هنوز هم هست. مسجد جایی بود که در آن به روی همه و در همه وقت باز بود و یکسان به همه مسلمانان تعلق داشت. رهگذران بدون سرپناه و یا امیران با جاه و مقام و یا کاروانیان میتوانستند به مسجد بروند و حتی در آن استراحت کنند.
1-1-نکاتی در باب مساجد