| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 84 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 113 |
پیشگفتار:
مطلبی که به دنبال می آید، رساله نظری نگارنده است. این تحقیق به بررسی نگاه، جایگاه دیدن و فرآیند بینایی در هنر عکاسی می پردازد.
از گذشته تا کنون برای نگارنده این سوال مطرح بود که عکاس به عنوان هنرمند چگونه جهان رودرروی خود را گزینش میکند. این دغدغه از ابتدای تحصیل ذهن مرا به خود مشغول کرد. در سال آخر تحصیل هنگامی که جهت انتخاب پروژه پایاننامه به استاد راهنمایم رجوع کردم، موضوع خود را به ایشان گفته و ایشان عنوان نگاه و معنا در عکاسی را برای من انتخاب کردند و از من خواستند تا به مطالعه این موضوع بپردازم. پس از یافتن چند منبع و پیگیری در مورد چند عکاس و چند نظریه پرداز در حوزه هنر و عکاسی موضوع پیشنهادی را پذیرفتم و شروع به فعالیت کردم.
رسالة مذکور دارای بحث بنیادی و نظری است. عکاسان هنگام ثبت عکسهای خود به جهان بیرون از دوربین و یا به تعبیری به جهان رودرروی دوربین از طریق اندیشة درونی و عنصر بینایی یعنی چشمها دست می یابند. هنر عکاسی هنر عینی است و در مرحله رؤیت، عکاس تصویر خود را ثبت می کند – در این فرآیند چشمها عمل نمی کند بلکه جهان، جهان عکاس که همان گذشته، حال و تجربیات و نحوة اندیشیدن اوست که در سطح عکسها مؤثر است. مبنای این تحقیق نظری بر دو مسئله دستگاه بینایی و لحظة رویت و گزینش کادر و ثبت تصویر استوار است.
تحقیق شامل یک چکیده، پیشگفتار و مقدمه ای در باب عکاسی و پنج فصل تحت عنوان دستگاه بینایی و دیدن در عکاسی – خواستگاه عکاس، گزینش کادر و زیبایی شناسی عکس می باشد. در پایان یک فهرست منابع و مآخذ و یک گزارش عملی درج شده است. نگارنده خود معتقد است که این دو مقالة نظری پیچیده، اما در عین حال مهماند. نظریه ژاک لکان درباره فرآیند بینایی و نظریة رولان بارت در زمینة عکاسی همچنان برای من سنگین، اما قابل احترام است. بدیهی است می بایستی حوزة مطالعات دانشجویان عکاسی و همچنین خودم گسترش یابد تا این گونه موارد را بیشتر درک کنیم.
اندیشه انتقادی در باب عکاسی در سدهی بیستم، بحثهایی در قبال قبول عکاسی به عنوان یک شکل هنری درابتدای این قرن، آثاری در بارة تأثیر عکاسی بر رسانههای هنری قدیمیتر، تحول تاریخ این رسانه و آثار آخر نویسندگان و در راستای ارائهی نظریهی در باره این رسانه را در بر میگیرد.
بسیاری از آثار متأخر در زمینة عکاسی معطوف به جریانهای گوناگون اندیشهی پسیمدرن در راستای شالودهشکنیمدرنیسم در هنر است.
در نظر نویسندگان و هنرمندانی که این آثار اخیر را عرضه کردهاند، پسی مدرنیسم را بحرانی در فرآیند بازنمایی غربتعریف کرد و عکاسی نقش بسیار مهمی را در آن ایفا کرده است.
بسیاری از نظریهپردازان مطرح حوزهی عکاسی را به خاطر سرشت بینا رشتهاییاش مورد توجه قرار میدهند. شاید تنها خصلت غالب این رسانه انعطافپذیریاش باشد. این نکته با کاربردهای گوناگون این رسانه در عرصة فرهنگروشن میشود. کاربردهایی که تنها بخش اندکی از آنها وجهی هنری دارند.
نخستین تاریخ جامع عکاسی بو مونت نیوهال بود. به عنوان کاتالوگ نمایشگاهی در «موزه هنر مدرن» با نام «عکاسی: 1937-1839» نوشته بود، که نقش بسیار مهمی در مورد پذیرش قرارگرفتن عکاسی به عنوان یک شکل هنری مشروع ایفاکرد.
در اوایل سده بیستم، شکافی میان دو گونه عکاسی در آمریکا پدید آمد؛ گونهیی که از خصلت اجتماعی این رسانه بهرهمیگرفت و گونهئی که با برداشت نابگرایانهی عکاسی «هنری» همخوان بود.
این شکاف موجود میان عکاسی هنری و عکاسی مستند رویارویی دو اسطورهی عامیانه یکی نمادگرا و دیگریواقعگراست.
در کار نابگرایان، از آن جا که هنر بیان حقیقت درونی به شمار میرود عکاسی یک نهان بین است. اما در عکاسیمستند عکاس یک شاهد و عکس گزارشی از حقیقت تجربی است.
در اروپا عکاسان اجتماعی، کارشان را بر پایهی واقع گرایی طبقاتی استوار کرده بودند. والتر بنیامین از نخستیننظریهپردازانی بود که در بستری سیاسی در باره عکاسی دست به قلم برد. او تأثیر تکنولوژی بر شاخههای مختلف هنر را مورد توجه قرار داده است. با تکثیر مکانیکی که به واسطة عکاسی امکانپذیر شد اقتدار اثر هنری، یا به تعبیر بنیامین«هاله»ی بیهمتای آن از بین میرود. حال انبوه نسخههای بدل جای نسخهی اصل را میگیرد. یکی از عمیقترین عواقب تکثیر مکانیکی برای هنر که بنیامین در مقابله خود به آن پرداخته رسیدن به این تصور میباشد که هنر دیگر مبتنیبر آئین نبوده، بلکه بر پایهی سیاست استوار شده است. اساس این تصور را کاهش فاصلهی موجود میان بیننده و اثرهنری تشکیل میداد. با افزایش دسترسپذیری اثر هنری، ارزش آئینی آن کاهش مییابد.
سرآغاز اندیشهی پسیمدرن در هنر را میتوان در ساختارگرایی و پساساختارگرایی به ویژه در نوشتههای رولان بارت یافت. نوشتههای بارت اهمیت خاصی در زمینهی عکاسی و تکوین یک «نظریهی عکاسی» دارند. بارت در مقالهی «پیامعکاسانه» (1961) «نوع» خاصی از عکاسی یعنی عکاسی مطبوعات را مورد بررسی قرار میدهد. جریانهای تازه دنیای هنردر اواخر دههی هفتاد عکاسی را در محور نقدهای خود بر مقولهی «بازنمایی» قرار دادند. این روی کرد متخصصان هنرمفهومی به عکاسی در اواخر دههی شصت و در دههی هفتاد، اساساً از اشتیاقی مدرنیستی به خلق هنری نشأتمیگرفت که برداشتهای سنتی از ماهیت هنر را متزلزل میسازد.
«دامنهی تأثیرگذاری هنر مفهومی حوزههای سنتیتر عکاسی را نیز فرا گرفت. اگرچه عکاسی به عنوان یک شکل هنریمدرنیستی پذیرفته شده بود، مقتضیات این هدف، یعنی خلوص و خودآئینی عکاسی به عنوان یک رسانه، دیگر از جملهمسائل مطرح در دنیای هنر به شمار نمیرفتند. جالب آن که توجه فزاینده به این رسانه به نوبهی خود ارزش اقتصادیآن در دنیای هنر را افزایش داده است. محوریتیابی عکاسی به این معنا است که عکاسی دیگر چون گذشته در دنیای هنر غریبه نیست. در دههی هشتاد دنیای هنر به طرز فزایندهیی به عکاسی به عنوان راهی برای برقراری تماس تازهیی باامور اجتماعی و درنتیجه به عنوان وسیله برای جانبخشی دوباره به کالبد هنر توجه نشان داد. عکاسی در اکثر آثار ایندوره محملی برای نقد محسوب میشود؛ آثار اولیه سیندی شرمن معطوف به راهیابی به نوع نگاه عکسهای فیلمهایهالیوودی به منظور افشای ایدئولوژی عامل در آنها بود.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 543 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 21 |
مقدمه
چون ما دوستداران زیبایی هستیم دلی با سادگی و ذهن را بی آنکه مردانگی از دست برود تربیت می کنیم ما پیروان مکتب یونانیم فرهنگ یونان بدان سان به دست ما رسیده از کمال مطلوب آموزش و پرورش و زندگی انسان دوستانه ای که فرهنگ مزبور پی افکنده بود سخن گفته است.
در تفکر یونانیان آنچه آدمی را از همه چیز متمایز می گرداند عقل است و عقل آدمی که استدلال کردن را آموخته باشد برترین پدیده یا کارکردی است که طبیعت آفریده است. یونانیان می گفتند نظام طبیعت و عقل زیبا ساده است و زیبایی اشیاء با شناخت ما از آن ها یکی است. بدین ترتیب زندگی زیبا و دستیابی به روح زیبا در پی پذیرفتن آن جمله معروف یونانی خودت را بشناس می آید.
در یونان انسان ادعا می کند که قدرت ویژه اش که قدرت عقل است او را در مرتبه ای بس فراتر از جانواران قرار می دهد. لیکن ذهن یونانی به طرزی خشک یا رنگ پریده عقل گرای نیست به بیان درست تر هنر یونان با فرهنگ یونان ترکیب فشرده از اضداد و گونه ای هماهنگی میان عاطفة عمیق و نظام منطقی تشکیل می دهد. روشنی و تقارن این هنر سرد نیست بلکه خیره کننده است شکل هایش می تواند دقیق و مطابق اصول ریاضی و در همان حال سرشار از زندگی باشند.
یونان در نقطه مقابل مصر با سطوح کشیده افقی دشت رسوبی میان جلگه های صحرایی و تابش ظاهراً بی تغییر آفتاب کشوری است با جغرافیا و آب هوای متغیر.
خلیج های واقع در خط ساحلی عمیقاً تو رفته و بریده بریدة آن یونان را به سرزمینی نیمه خشک و نیمه دریایی تبدیل مب کند آب بخشانهای کوهستان های این کشور را به چندین واحد کوچک تقسیم می کند. آب و هوای یونان بسیار تند زمستان های سرد و تابستان های خشک و گرم تبدیل می کند. تقریباً همیشه نسیم خنک از دریا می وزد. هوای فوق العاده صاف و جو تقریباً بلورین آن را غالباً لکه های پراکنده ابراز یکدستی در می آورد. یونانیان با علاقه ای که به طبیعت داشتند کوهستان ها، جنگلها، رودها، آسمان و دریا را سکونتگاه خدایان دانسته اند. زئوس پادشاه این قلمرو خدایان را در حال فرمانروایی از فراز بلندترین قله یعنی اولمپ مجسم کرده اند. پرستش طبیعت به پرستش شخصیتها تکامل می یابد. خدایان شکل هایی انسانی به خود گرفته اند که عظمت و نجابت شان را ضعف اخلاقی انسان مبرا نیست به بیان درست تو بر خلاف خدایان مصر و بین النهرین یگانه تفاوت واقعی این خدایان با انسان ها این بود که ایشان فنا ناپذیر بودند. یونانیان خدایان خویش را به صورت انسان ها و انسان های خویش را به صورت خدایان درمی آورند. آفریدن فرد کامل کمال مطلوب یونانیان می باشد. یونانیان یا هلنی ها حاصل در هم آمیزی مردمان اژه ای و مهاجمان هندواروپایی می باشند.
نخستین مهاجمان در حدود 2000 سال پیش از میلاد وارد این منطقه شدند و پس از 1600 پیش از میلاد تمدن میسینی را در شبه جزیده یونان پی افکندند در سده هشتم پیش از میلاد کشورهای جداگانه ای یونان نخستین مسابقات دوستانه و تشریفات میان خود را برگزار کرده بودند اولمپیاد 776 پیش از میلاد یونانیان تاریخ پرست نیز همان واقعه را آغاز تاریخ خویش قرار داده اند.
آتن به طرق گوناگون مظهر و نماد فرهنگ یونانی شده است. بسیاری از ظریف ترین آفریده های تمدن یونان به دست آتنی ها یا کسانی ساخته شده است که پیوند تنگاتنگ با آتن و سنتهای آن داشتند. آتن در دوران کوتاه شکفتگی اش به دنبال جنگهای ایران و یونان یک مرکز فعال بازرگانی با جمعیتی در حدود صد هزار نفر بوده تراژدی های اشیل و سوفوکلس که در حضور تماشاگران مشتاق آتنی اجرا می شدند فرد را به صورت موجودی موظف در برابر خدایان و ظهور و سقوط تبت او را به عنوان بازتابی از ستیز میان سرنوشت کورو و نیروی نو یافته عقل مجسم می کردند عناصر ثابت در فرهنگ یونانی عبارت بودند از انسان، طبیعت، عقل و یونانیان خوبی را به معنی هماهنگی میان این سه تلقی می کردند. آنها بر شالوده این اعتقاد اولیه که برای جهانیان تازگی داشت.دستاوردهای عظیم خویش را در عرصه های هنر، شعر، ریاضیات، فلسفه، منطق، تاریخ، و علم را بنا نهادند و این میراثی است که تمدن غرب به نو به خود بر آن بنیاد نهاده شد. یونانیان با کشف انسان مسئاله ثبات و را کشف کردند و آن را فرا روی خویش یافتند انسانها می میرند ولی بشریت می ماند و یونانیان با آنکه در جهت کمال مطلوب بی زمان سیر می کردند. تغییرات را که موجب رشد و تکامل می شوند پذیرفتند. تغییر و تکامل جزو ذاتی فرهنگ یونان بودند همچنان که محافظه کاری جزو ذاتی فرهنگ مصر بود.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 123 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 114 |
فهرست مطالب
مقدمه................................... 1
فصل اول:اگر چیزی از موسیقی کلاسیک نمی دانید، از این جا شروع کنید.................................... 3
فصل دوم: عناصر و اجزای موسیقی.......... 15
فصل سوم: صدای سازها.................... 28
فصل چهارم: ارکستر چیست؟................. 38
فصل پنجم: پیوند سازها.................. 57
فصل ششم: موسیقی دانان.................. 63
فصل هفتم: فرم ها و اصطلاحات............. 76
فصل هشتم: باروک........................ 85
منابع.................................. 97
مقدمه
حتماً برای شما پیش آمده که افسوس خورده باشید چرا از فلان موضوع سر در نمی آورید. یادگیری بعضی از موضوع ها سال ها به درازا می انجامد، اما آشنایی با موضوع ها و سردرآوردن از مطالب آن ها کاری است شدنی و آسان. اگر در مورد موسیقی کلاسیک هم چنین احساسی داشته اید، می توانید به منابی مثل این پاان نامه مراجعه کنید.
شاید هم تصور می کنید که با موسیقی کلاسیک آشنایی کافی دارید؛ بسیار خوب می توانید دانسته های خود را با مطالب این پایان نامه مقایسه کنید.
در هر حال، اگرموسیقی کلاسیک را دوست دارید اگر عاشق موسیقی کلاسیک هستید اما به علت آشنایی اندک تان از آن سر در نمی آورید، این پایان نامه برای شماست. اگر از موسیقی کلاسیک اصلاً خوش تان نمی آید باز هم این پایان نامه برای شماست. مطالب ثقیل و کسالت باری را که احتمالاً در بعضی از کتاب ها خوانده اید فراموش کنید. در پایان نامه حاضر اطلاعات مفید و عملی رابه زبان ساده کسب خواهید کرد. بگذارید عده ای از بالای برج عاج سخنرانی کنند، ما توی بالکن یا کنار دستگاه پخش موسیقی می نشینیم و گوش جان میسپاریم به آثاری که سال های سال لذت و رضایت عمیقی به ما می بخشند. ما می خواهیم شما در این لذت با ما سهیم شوید و بعضی از رموز موسیقی را به بیان خیلی ساده دریابید . همچنین شمه ای از ماجراها و نکته های جالب تاریخ موسیقی را برای شما تعریف می کنیم. خلاصه پایان نامه من به شما کمک می کند تا
از همه مهم تر، این پایان نامه به شما کمک می ند که موسیقی کلاسیک را بفهمید و از آن لذت ببرید و اگر هم جایی صحبت موسیقی کلاسیک پیش آمد گلیم خود را از آب بیرون بکشید.
فصل اول
اگر چیزی از موسیقی کلاسیک نمی دانید، از این جا شروع کنید.
دراین فصل
* موسیقی کلاسیک چیست؟
* آشنایی با موسیقی کلاسیک موجب افزایش لذت می شود.
* عناصر موسیقی کلاسیک
* تفاوت موسیقی کلاسیک با سایر انواع موسیقی
* سازمان و تشکیلات موسیقی کلاسیک
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 545 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 56 |
مقدمهای بر یک مقدمه
فکر میکنم آنچه مناسب مقدمه است، این است که ببینیمسؤال «گرافیک چیست؟» برای ما چه اهمیتی دارد؟ و دانستن چیستی گرافیک چه ضرورتیدارد؟ ظاهراً ما با این هنر به راحتی تعامل و ارتباط داریم، لذا در ابتدا نیاز بهاین پرسش چندان احساس نمیشود.
اینکه باید بدانیم گرافیک چیست معقول ومنطقی به نظر میرسد ولی دو نکته باعث تشکیک در این "باید" میشود: اول اینکهاساسا گرافیک یک پدیدهی نامکشوف و تازه نیست که چیزی دربارهاش ندانیم و حالابخواهیم از صفر شروع کنیم و با آن سر و کار پیدا کنیم. ما به کارش گرفتهایم و بهعنوان هنرمند و گرافیست با آن خو کردهایم؛ پس چهگونه از چیزی سؤال میکنیم که باآن خو داریم؟
دوم آنکه بعضی خرده میگیرند که چه ضرورتی دارد وقت خود را دراین بحث انتزاعی تلف کنیم و بهتر است سعی خود را بر مهارت در تکنیک و گسترش توانکاربری معطوف کنیم. به عبارتی این گروه قائلاند که ما نیازی به این بحث نداریم، هماز آن جهت که شناخت اجمالی -چندان که رفع نیاز کند- داریم و هم به این دلیل که «کسبمهارت» و «پرورش خلاقیت» مهمتر است و باید همّمان برای ایندو مصروفشود.
اما بنده معتقدم که خیر؛ گرافیک را آنگونه که باید نشناختهایم؛ درواقع شناخت اجمالی، ما را از شناخت تفصیلی و کامل، بینیاز نکرده است. همچنینمهارت و شناخت و تسلط بر تکنیکهای گرافیک، به معنی تسلط و اشراف بر گرافیک نیست. ارجحیت دومی بر اولی از آنروست که گرافیک به مقصودی بهوجود آمده است؛ یعنی بهعنوان یک قالب هنری نیامده که یک قالب هنری باشد. گرافیک بر نیاز دیگری، نازلتر ازاحساس زیبادوستی پا گرفته؛ گرافیک وجود ندارد همچنان که نقاشی وجود دارد، همچنانکه معماری وجود دارد و همچنان که سینما وجود دارد. البته همهی اینها هم مقصودیدارند اما هرکدام به خودی خود، یک هنر مستقل و اصیلاند ولی گرافیک چنین نیست. وجودگرافیک تابع وجود نیازهای اقتصادی و سیاسی و... است و بدون نیازهای جاری اجتماع –فارغ از اساسی و کاذب بودن نیازها- اصالت ندارد (در حال حاضر مهم نیست که این یکحُسن است یا یک عارضه. و بحثش را به بعد وامیگذاریم). مسأله آن است که این هنر،همچون راه گشودهایست که واردش شدهایم اما از جهت و انتهایش خبر نداریم و حتانمیدانیم گامبرداشتن در آن چهقدر برایمان ضروری و حیاتی است. فقط میدانیم کهوضع، هر چه کنیم تابع کسانی همه در آن وارد شدهاند و ما هم باید وارد شویم! در اینهستیم که پیشتر این راه را گشودهاند و در آن بسیار جلوتر از ما هستند.
فهمچیستی گرافیک این امکان را به ما میدهد که به اراده و خواست خود و بر اساس نیازهاو اقتضائات فرهنگی خود، مقصود جدیدی برایش تعریف کنیم و به یُمن آن، از حصار تقلیدو تکرار، رها شویم و گرافیک را آنگونه که اصیل و منحصربهفرد باشد صاحب شویم؛اکنون ما گرافیک را مصرفکنندهای بیش نیستیم. این مصرفزدهگی نه در گرافیک که درهمه چیز -از جمله علم- به این صورت است که پایمان را جای پای غرب میگذاریم و بههیچ چیز دیگری فکر نمیکنیم. با این شیوه، هزارسال هم که بگذرد ما در علم و هنرپیشرو و مبتکر نخواهیم بود. در یک کلام، تولید –مانند تولید علم- تنها با استقلالاز غرب محقق خواهد شد نه با تبعیت بیمحابا از راه او و این غیر از انکار ومقابلهی با غرب است. میشود گفت این فهم، میزان اختیار و حق انتخاب ما را ارتقامیدهد؛ مضاف آنکه این انتخاب از جهت منطق، در شرایطی درست و عادلانه صورتمیپذیرد.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 266 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 115 |
فهرست عنوان صفحه
گرافیک چیست؟
دربارۀ گرافیک ۱۰ـ۶
تاریخ گرافیک ۱۵ـ۱۱
نقش گرافیک در فرهنگ،سخنرانی ابراهیم حقیقی ۱۹ـ۶۱
واقعیتهای پنهان در هنر گرافیک ۲۳ـ۲۰
حسی برای فردای گرافیک ایران ۲۷ـ۲۴
ویدئو گرافیک یا تیوی گرافیک ۳۰ـ۲۸
دربارۀ گرافیک و پیوند آن با هنرهای زیبا ۳۸ـ۳۱
هنر سینما
مقدمه ۳۹
فرم فیلم ۴۱ ـ۴۰
افق بیست سالۀ سینما ی ایران ۴ ۴ـ۴۲
نخستین تیتراژ سینمای ایران ۶۴ـ۴۵
جایگاه عنوان بندی فیلم در گرافیک معاصر ایران ۶۵ـ۴۷
تدوین: کشف دنیای پتهان ۸۶ـ ۵۷
تأ ثیر طراحی صحنه ۸ ۷ـ۹۶
ارتباط سینما و پوستر
گفتگو با منوچهر عبداله زاده ۸۵ـ ۹ ۷
گرافیک و چاپ پوستر در سینمای ایران ۹۷ـ۶۸
گرافیک وسردرهای سینما ۹۹ـ۹۸
گفتگو با پیلبان ۱۱۴ ـ۱۰۰
برخی از اشکال انیمیشنی ۶۱۱ ـ ۱۱۵
نتیجه گیری ۷ ۱۱
منابع ۱۱۸
مقدمه:
گرافیک چیست؟
درباره گرافیک:
گرافیک از سری هنرهای تجسمی است که صد البته برای کسانی که آن را با نقاشی اشتباه میگیرند (چون شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که وقتی به کسی میگویید رشته ام گرافیک است می گوید پس چهره مرا نقاشی کن!!) باید بگویـم گـرافیک در اصل ایده و ترکیب بندی است که اکثر اوقات بین نوشته و تـصویر اتفاق می افتد و نقاشی بیشـتر تقلید طبیعت است که ایده های گرافیست ها می تواند بوسیله دسـت مثال یک نقاش اجرا شود که خیلی از هنرمندان شـاید برای اجرای بهتر و شـاید به خاطر کسری وقت طراحی نهایی رابه شخص دیگری می سپارند که از نوع اول می توان به بیلبوردهای توی خیابان اشاره کرد و گروه دوم به آقای ممیز یکی از گرافیستهای برتر ایران اشاره کرد و گاهی هم آن ایده توسط کامپیوتر و برنامه های پیشرفته اجرا می گردد که مطمئناً کار با دست از ارزش بالاتری بر خوردار است.
گرافیک در معنای لغت بمعنی ترسیمی و نگارشی است.و در دو مفهوم قدیم (سنتی) و جدید(نوین) متمایز میگردد که در مرز بین این دو پدیده چاپ قرار دارد . همانطور که گفتم گرافیک به دو دسته قدیم و جدید و بین این دو چاپ، تقسیم میشود. البته منظور از چاپ هم، چاپهای دستی بوسیله قالب چوبی، لوح فلزی(گراور) و نیز چاپ سنگی (لیتوگرافی دستی ) است و هم چاپ نیمه ماشینی مثل سیلک اسکیرین، لیتوگرافی جدید و هم چاپ ماشینی نظیر چاپ حروفی (لترپرس) وافست و غیره.
عنوان قدیم گرافیک یا گرافیک سنتی شامل خطاطی، نقاشی دو بعدی ،ریال، کنده کاری می باشد که بیشترین نمود آن در آرایش کتابهاست که محصول همکاری نقاش ،خوشنویس، تذهیب کار و جلدساز است.
و اما گرافیک نوین علاوه بر کتاب آرایی در عرصه تبلیغات تجاری ،اعلانات دیواری (پوستر) و مطبوعاتی و نشان ها (مارک) وغیره می باشد و حتی در سینما و تلویزیون هم کاربرد دارد. مثل عنوان بندی (تیتراژ) فیلم و تصاویر متحرک طراحی شده (انیمیشن) .
هنر گرافیک نوین با معماری و مسائل ارتباط محیطی نیز تداخل دارد، پس این هنر علاوه بر خط ورنگ ‚به عناصر بصری دیگری چون حجم و نور وحتی حرکت برای انتقال مفاهیم کمک میگیرد.واژه گرافیک به معنای ترسیم و نگارش است. بر این مبنا هنر گرافیک هنری است که ترسیم کردن و نگاشتن ارکان اصلی آن را تشکیل میدهد. از این نظر در رده بندی هنرها هنر گرافیک را شاخه ای از هنرهای تجسمی (cipelast) به شمار می آوریم. در قرن های گذشته پیش ازآن که چاپ و چاپگری بوجود آید هنر گرافیک از یک سو با نقاشی و از سوی دیگر با خوشنویسی مرزهای مشترکی داشت و به طور عمده در هنر کتاب آرایی متجلی میگردید اما با پیدایش و رواج چاپ هنر گرافیک بی آنکه پیوندهای خود را با نقش و خط از دست دهد مفهوم تازه ای کسب کرد بدین معنا که بُعد جدیدی به آن افزوده شد که همان چاپ و تکثیر از آن بود پس فنهای گراور سازی و چاپ در تولید اثر گرافیکی آنقدر اهمیت داشت که میتوان هنر گرافیک را هنر چا پی نیز نامید. در مرزگرافیک سنتی و نوین پدیده چاپ قرار دارد که در اینجا منظور از آن هم چاپ های دستی به وسیله قالب های چوبی؛صفحات فلزی (revareg) و نیز چاپ سنگی (grafitoli) دستی و هم چاپ نیمه ماشینی(silk eskrin)؛ لایتو گرافی جدیدو هم چاپ ماشینی نظیر چاپ حروفی (peress letter) و … میباشد.هنر گرافیک شامل نمودهای مختلف؛تصویر سازی (illustration) و خوشنویسی (calligraphy) میباشد. بنابراین خوشنویسی؛ طراحی و نقاشی دوبعدی و کنده کاری از جمله شکلهای هنری است که در زیر بنای گرافیک سنتی طبقه بندی می شود و بدین ترتیب بارزترین نمونه فعالیت گرافیک سنتی نگارش و آرایش کتابهای ادبی که محصول همکاری خوشنویسان؛طراحان؛نقاشان و تذهیب کاران و جلد سازان بوده است.
فعالیت گرافیک نوین علاوه بر حوزه تصویر سازی کتاب به عرصه تبلیغات تجاری ،اعلانات دیواری (پوسترهای مطبوعاتی) ،علائم و نشانه ها ، سینما و تلویزیون ،عنوان بندی (تیتراژ) فیلم ها و برنامه های تلویزیونی ، تصویر متحرک طراحی شده(animation)،هم چنین با معماری و مسائل ارتباط محیطی (زیبا سازی شهرها) نیز تداخل پیدا کرده است.
این عرصه جدید ایجاب کرده که هنر گرافیک علاوه بر عناصر بصری خط و رنگ به حجم و نور روی آورده و از حرکت به عنوان عامل مؤثری برای انتقال مفاهیم بصری سود جوید . علاوه بر اینها در تبلیغات نیز هنر گرافیک یکی از پایه های اساسی به شمار می آید. در رشته های مختلف تبلیغات مانند تبلیغات فرهنگی، سیاسی ،اجتماعی و تجاری از هنر گرافیک به عنوان زبان تصویری استفاده می کنند .
نقاشی بیان احساسات نقاش از طریق قلمو و رنگ است و در نتیجه امکان دارد که پیام روشن و واضحی برای همه افراد نداشته باشد یعنی یک نقاش عواطفش را بیان می کند و کاری به این ندارد که مخاطبش منظورش را درک می کند یا خیر. به همین دلیل در یک نمایشگاه نقاشی از یک تابلوی مشخص ،افراد مختلف برداشت های متفاوتی دارند اما یک گرافیست موظف است پیام خود را به گونه ای بیان کند که حتما مخاطبش منظورش را دریافت کند.
هنر گرافیک چون تکثیر می شود و با فنونی چون چاپ همدست شده و متعلق به همه می شود مثل نقاشی شخصی و تک نیست و هیچگاه به عنوان تابلو در یک قاب تنها نمی ماند.
riano morbiatoAd نقاش ایتالیایی می گوید: گرافیک کار مشکلی است چون با یک نقطه و یا یک خط باید به اندازه یک کتاب سخن گفت و البته همه ی راز زیبایی گرافیک نیز در همین نکته نهفته است.