| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 18 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 16 |
جغرافیای مهاجرت
جهانی شدن و مهاجرت
از دیدگاه اقتصادی، گروهی از کارشناسان و جامعه شناسان معتقدند که مهاجرت در حقیقت پاسخی است که به تأخیر روی داده در فرآیند توسعه کشورها داده می شود، زیرا اگر افراد زندگی مطمئنی در کشور خود داشته باشند، به سرزمین و کشور خود وابسته خواهند ماند و در همان محل زندگی خویش را تشکیل و ادامه خواهند داد. ولی اگر امیدی به اصلاح و بهبود شرایط زندگی خویش نداشته باشند، انگیزه کافی برای مهاجرت با هدف دستیابی به زندگی بهتر را خواهند داشت. هر اندازه دستمزدها و فرصت های شغلی بین کشورها یکسان نباشد، گرایش عمومی به مهاجرت افزایش خواهد یافت. مهاجرت را می توان راه حلی دانست که فرد یا خانواده برای گریز از شرایط نامطلوب زندگی می یابد
تحلیل تاریخی فرایند مهاجرت نشان می دهد که بین مهاجرت و توسعه در زمینه های گوناگون ارتباط وجود دارد. شکاف بین سطح زندگی افراد همواره عامل و انگیزه اصلی در پدید آمدن جریانهای مهاجرت نیست وانگهی همیشه این گروههای آسیب پذیر جامعه نیستند که مهاجرت می کنند. در قرن ۱۹ مهاجرتهایی که بین قاره ها صورت می گرفت در کشورهایی آغاز شد که انقلاب صنعتی در آنها پدید آمد نه در کشورهای فقیر اروپا. در دهه ۶۰ نیز مهاجرت های اروپایی نخست گریبانگیر مناطق توسعه یافته تر نظیر ایتالیا، اسپانیا و یونان شد.
در واقع آغاز فرآیند توسعه(اعم از ورود اقتصاد تجاری یا راهبرد ملی توسعه) توازن بین جمعیت و اقتصاد را بر هم زد و شرایط را برای جابه جایی کارگران فراهم آورد. به این ترتیب پیش بینی و آینده نگری افرادی را که تصور می کردند روزی به رفاه دست می یابند، تغییر داد و هزینه جابه جایی آنها را فراهم آورد. بنابراین بدون آن که سعی کنیم تأثیر سیاستهای مهاجرتی در کشورهای مهاجرپذیر را بر فرآیند مهاجرت کاهش بدهیم، تحلیل اقتصادی که مبتنی بر مشاهده فرآیند مهاجرت است، اهمیت واقعی نیروهای بازار بالاخص شرایط عرضه و تقاضای نیروی کار در کشورهای مبدأ و مقصد را خاطرنشان می سازد. تحولات ساختاری و تعامل بین شرایط عرضه و تقاضای نیروی کار، به خوبی ظهور جریان مهاجرت را توجیه می کند.
سؤالی که مطرح می شود این است که آیا مهارتها قادر به تسهیل شرایط توسعه در کشورهای مبدأ هستند؟ برخی از اقتصاددانان بر این باورند که مهاجرت را می توان فرآیند تخصیص اعتبار و منابع بین کشورهای مبد أ و مقصد دانست که هر یک امکانات مختلفی از قبیل نیروی کار متخصص و غیرمتخصص، سرمایه و منابع طبیعی در اختیار دارند. از این رو منابع کسب درآمد در این کشورها متفاوت از یکدیگر خواهد بود. وانگهی مهاجرت در کشورهایی که با افزایش و انباشت نیروی کار مواجه هستند، باعث افزایش تولید حاشیه ای کسانی می شود که در آن کشور باقی مانده اند. در نتیجه انتقال دستمزد و حقوق مهاجران به افراد باقی مانده در کشور مبدأ، سطح زندگی این خانواده ها را بالا می برد. به عبارت دیگر مهاجرت عدم تعادل و توازن اقتصادی را که خود محصول آن است، کاهش می دهد و توسعه را در سطح بین المللی جابه جا می کند.
البته باید بین نتایج مثبت و کوتاه مدت مهاجرت بر سطح درآمد مهاجران و نتایج و پیامدهای مهاجرت بر جمعیت غیرمهاجر تمایز قایل شد. این مسئله نیز باید به گونه ای مشخص شود که آیا مهاجرت تأثیر قابل ملاحظه ای بر عوامل توسعه بالاخص انباشت سرمایه و رشد فن آوری دارد یا نه؟
به واقع تحلیل های ارائه شده، گواه وجود مکانیسم هایی است که با آغاز مهاجرت توازن را در بخش های مختلف اقتصادی بر هم می زند. به این ترتیب مهاجرت که بیشتر برای بهبود شرایط رفاهی مهاجران به کار می رود (که هدف اولیه مهاجران نیز به شمار می رود) تأثیر محدودی بر عوامل توسعه دارد.
به علاوه، انتقال سرمایه تأثیر دوگانه دارد: در کوتاه مدت، انتقال سرمایه موجب می شود بسیاری از اعضای خانواده مهاجران در کشور مبدأ به زندگی خود ادامه بدهند و در بلندمدت افرادی که تاکنون رغبتی به مهاجرت نداشتند و نیز خانواده های مهاجران قبلی نیز تصمیم به مهاجرت می گیرند. تاریخ مهاجرت ها گواه این مدعی است که هر گونه رابطه مثبت بین مهاجرت و توسعه مستلزم وجود برخی نهادها و بازاریابی(نظیر بازار کار، سرمایه و اعتبار) است که عموماً نیز وجود ندارند و فقدان آنها یکی از دلایل مهاجرت به خارج از کشور می باشد. وانگهی چنین رابطه ای مستلزم برخورداری از سیاستهای توسعه مناسبی است و امکان بهره وری مطلوب از انباشت سرمایه مهاجران را فراهم می آورد.
به این ترتیب مهاجرت بین المللی اروپاییان به کشورهای شمال آمریکا در کنار عواملی نظیر تجارت و جریان یافتن سرمایه ، عامل مهمی در همگرایی دستمزدهای واقعی بین ساکنان و مردم این دو قاره به شمار می رود. مهاجرتهای انجام گرفته از جانب کشورهای جنوب قاره اروپا به سمت کشورهای صنعتی اروپایی پس از جنگ جهانی دوم کاهش اختلاف درآمدها، مشارکت ویژه کشورها به همگرایی اقتصادی، آزادسازی تجاری و جریان یافتن سرمایه به دنبال داشت.
جهانی شدن و مهاجرت
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1502 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 44 |
فهرست شهرهای ایالات متحده آمریکا بر حسب ایالت در زیر آمده اند.
آرکانسا
لیتل راک
فیتویل
جونزبورو
آریزونا
فینیکس
توسان
یوما
فلگستف
میزا
گلندیل
شندلر
سکاتزدیل
آلاباما
مانتگمری
برمینگام
موبیل
آلاسکا
ژونو
انکوریج
فیربنکس
نوم
آیداهو
بویزی
آیووا
ایالت آیووا
دیموین
دونپورت
پرشیا
اوهایو
کلمبوس
تولیدو
سینسینتی
کلیولند
دیتون
اوکلاهما
اکلاهوما سیتی
تولسا
اوریگان
سیلم
پورتلند
ایلینوی
اسپرینگ فیلد
شیکاگو
ایندیانا
ایندیاناپولیس
فورت وین
پنسیلوانیا
هریسبورگ
پیتسبورگ
فیلادلفیا
تگزاس
دالاس
سنآنتونیو
فورت وورث
ال پاسو
سن مارکوس
ویکو
کورپوس کریستی
آماریلو
لاباک
لاریدو، تگزاس هیوستن
آرلینگتون
پلانو
ویچیتا فالز، تگزاس
براونزویل، تگزاس
تایلر، تگزاس
تکسارکنا، تگزاس
بومانت، تگزاس
جزیره پادره جنوبی
گلوستون، تگزاس
تنسی
نشویل
ممفیس
ناکسویل
چاتانوگا
جورجیا
آگوستا (جورجیا)
آتلانتا
داکوتای شمالی
بیزمارک
فارگو
داکوتای جنوبی
پییر
سو فالز
دلاویر
ویلمینگتون
دوور
رودآیلند
پراویدنس
فلوریدا
تالاهاسی
جکسون ویل
اورلندو
تمپا
میامی
سن پترزبورگ
کارولینای شمالی
رالی
شارلوت
اشویل
گرینزبورو
کارولینای جنوبی
کلمبیا
چارلستون
کالیفرنیا
آگورا هیلز
ساکرامنتو
لسآنجلس
سانتا روزا
سانتا آنا
سن دییگو
سن خوزه
سانفرانسیسکو
اوکلند
بورلی هیلز
فرسنو
آناهایم
بیکرزفیلد
ریورساید
ستاکتون
گلندیل
کانتیکات
هارتفورد
بریجپورت
کانزاس
توپکا
ویچیتا
کلرادو
آرورا
دنور
کلرادو سپرینگز
کنتاکی
فرانکفورت
لویی ویل
لکزینگتون
لوئیزیانا
باتونروژ
نیواورلئان
ماساچوست
بوستون
مونتانا
هلنا
بیلینگز
مریلند
آناپولیس
بالتیمور
میسیسیپی
جکسون
میسوری
کانزاس سیتی
سنت لوئیس
جفرسون سیتی
میشیگان
لنسینگ
دیترویت
مین
پورتلند
آگوستا
مینهسوتا
سینتپال
مینیاپولیس
نبراسکا
اوماها
لینکلن
نوادا
کارسون سیتی
لاس وگاس
رینو
هندرسون
نیوجرسی
ترنتون
نیوآرک
جرزی سیتی
نیومکزیکو
آلباکرکی
سانتا فه
راس ول
لاس کروچز
نیوهمپشایر
کنکورد
منچستر
نیویورک
نیویورک
آلبانی
روچستر
بوفالو
سیراکیوز
واشنگتن
سیاتل
سپوکین
الیمپیا
تاکوما
وایومینگ
شاین
ورمونت
مونپلیه
برلینگتون
ویرجینیا
ریچموند
ویرجینیا بیچ
آرلینگتون
بلکسبرگ
نورفوک
ویرجینیای غربی
چارلستون
ویسکانسین
مدیسون
میلواکی
هاوایی
هونولولو
آلاسکا
(به انگلیسی: Alaska) بزرگترین ایالت کشور ایالات متحده آمریکا است. که به واسطه معادن غنی و نیز نفت یکی از ثروتمند ترین ایالت های این کشور محسوب می شود. پایتخت آن ژونو، و شهرهای مهم آن فیربانکس، نوم، و انکوریج هستند. شمالی ترین شهر آلاسکا بَرو (Barrow) و جنوبی ترین شهر ایالت آلاسکا کودیاک (Kodiak) می باشد.
رشته کوه های طولانی، قله های بلند، یخچال های طبیعی، رودها، دریاچه ها و دیدنی های طبیعی بسیار، کرانه های اقیانوس آرام کوهستانی و متشکل از رشته کوه های طولانی است که بعضی از این قله ها کوه های آتشفشانی اند اصلی ترین مشخصات این سرزمین است.
۸۲% آلاسکاییان مسیحی (که از این میان ۶۸% پروتستان، ۸% ارتدوکس ،و ۷% کاتولیک هستند). ۱۷% باقی دین خاصی ندارند.
پول رایج دلار آمریکا است، و زمان رسمی آلاسکا، پاسیفیک تایم (135° West) میباشد.
جغرافیای طبیعی
مساحت آلاسکا در حدود ۱٬۵۹۳٬۴۳۸ کیلومتر مربع (کمی کمتر از ایران) می باشد که شامل جزایر الوشن که به بیش از ۱۵۰ جزیره کوچک و بزرگ تقسیم می شود.مرز میان کانادا و آلاسکا از اولین مرزهایی بود که به واسطه مرزبندی مداری شکل گرفت و از دیگر مرزهای این چنین میتوان به مرز مصر و لیبی اشاره کرد. کوه مک کینلی مرتفع ترین کوه قاره آمریکای شمالی که در سال ۱۹۱۳ فتح شد.
مردم آلاسکا
این ایالت شبه جزیره ایست در شمال غربی قاره ی آمریکا شمالی که با جزیره های بزرگ و کوچک که جمعیت آن طبق آمار سال ۲۰۰۵ بیش از ۶۶۰۰۰۰ نفر است. نام آلاسکا از قوم آلئوت (Aleut) گرفته شده است که مردم بومی کهن این سرزمین بوده اند که معنای "سرزمین وسیع" را دارد.
آلاسکا به همراه جزایر هاوایی دو تکه جدا از ایالت متحده آمریکاست که به ترتیب ایالات چهل و نهم و پنجاهم آن به شمار می روند.سفید پوست ها 75 درصد مردم آلاسکا را تشکیل می دهند.و بیش از 70 درصد در شهرها زندگی می کنند.اغلب مردم آلاسکا زندگی در خطوط ساحلی را گزیده اند.
شهر انکوریج
آلاسکا با محوطه یوکون و بریتیش کلمبیای کانادا در شرق، با خلیج آلاسکا در غرب، با اقیانوس آرام در جنوب، با دریای برینگ، تنگه برینگ و دریای چوکچی در غرب و با دریای بوفورت اقیانوس منجمد شمالی در شمال محدود شده است.سرزمین آلاسکا نزدیک ترین قسمت قاره آمریکا به آسیاست و تنگه برینگ با حدود 80 کیلومتر پهنا آن را از روسیه جدا می کند و بر طبق نظریه های باستان شناسی و مردم شناسی مردم بومی قاره آمریکا در عصر یخبندان قبل از ورود وایکینگ ها و گروه اعزامی اسپانیایی به رهبری کریستف کلمب از طریق آلاسکا به این قاره مهاجرت کرده اند.این قوم هنوز نیز در گوشه و کنار آمریکای شمالی و جنوبی قابل مشاهده هستند و به مردم بومی آمریکا(Native American) مشهور هستند از معروف ترین افراد بومی آمریکا که به قدرت و شهرت رسیدند میتوان به ایمیلیانو زاپاتا انقلابی مکزیکی اشاره کرد.
زبان رسمی انگلیسی است، و زبان های بومی نیز تا حدود کمی رایج هستند. نوع نژاد 67.7% سفید ، 15.6% بومی آلاسکایی ، 4.1% سیاه ، اسپانیولی 4.1% ، آسیایی 4%، و اسکیموها و آلئوت 3.6% جمعیت هستند.
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 36 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 56 |
موقعیت جغرافیایی
جزیره هرمز HORMOZ
جزیره هرمز در دهانه تنگه هرمز، در مدخل ورودی خلیج فارس از دریای عمان بین تا طول شرقی و تا عرض شمالی واقع شده است. این جزیره را به علت موقع جغرافیایی آن که در مجاورت با تنگه هرمز قرار دارد، کلید خلیج فارس می دانند. همین موقعیت است که آن را از نظر سوق الجیشی و بازرگانی از اهمیت خاصی برخوردار کرده است.
جزیره هرمز از شمال غرب به بندرعباس، از جنوب شرق به جزایر قشم و لارک محدود می گردد.
فاصله جزیره هرمز (از محل بندر) تا بندرعباس 71/9 مایل دریایی (18 کیلومتر)، تا جزیره قشم (محل سربندر) 71/9 مایل (18 کیلومتر) و تا جزیره لارک (تا محل اسکله) نیز 71/9 مایل (18 کیلومتر) می باشد.
فاصله این جزیره در نزدیکترین مسیر تا ساحل اصلی کشور 96/2 مایل (5/5 کیلومتر) است. (نقشه شماره 25)
بلندترین نقطه ارتفاعی جزیره 228 متر و پایین ترین نقطه ارتفاعی منحنی صفر است، بنابراین ارتفاع متوسط در جزیره هرمز 114 متر است.
مساحت جزیره
جزیره هرمز به شکل بیضی است، قطر کوچک آن 5/5 و قطر بزرگ آن بین 5/7 تا 9 کیلومتر، و مساحت آن در حدود 45 کیلومتر مربع میباشد.
توپوگرافی و ناهمواریها
قسمت اعظم جزیره هرمز ناهموار و عارضه دار است. بلندترین نقطه در این جزیره 228 متر و پایین ترین نقطه ارتفاعی صفر است، بنابراین متوسط ارتفاعات در جزیره هرمز 114 متر می باشد. اگر جزیره هرمز را به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم، کنیم نیمه جنوبی تماماً تپه ای و ناهموار است و نیمه شمالی آن در قسمت مرکزی ناهموار و به سمت شمال از ارتفاعات کاسته شده و سطوح دشتی هموار می شود.
اگر به توپوگرافی جزیره هرمز توجه شود این سطح دشتی به صورت قوسی است که رأس آن به سمت شمال قرار دارد، از غرب جزیره شروع شده، قسمت شمالی را دور زده و در قسمت شرقی جزیره به پایان می رسد. اگر جزیره به دو نیمه شرقی و غربی تقسیم شود، در سطوح ناهموار در نیمه غربی جزیره ارتفاعات روندی شمال غرب به جنوب شرق داشته، برعکس در نیمه شرقی ارتفاعات دارای روند شمال شرق به جنوب غرب هستند که این دو روند در بخش مرکزی جزیره به طرف جنوب به هم رسیده و تشکیل قوسی را میدهند که رأس آن به سمت جنوب است، درست برعکس قوسی که سطوح دشتی در این جزیره را در برگرفته است. در قسمت غربی جزیره ساحل به صورت صخره ای است، به سمت جنوب غرب بین خط ساحلی و ارتفاعات پرتگاهی با روند کلی شمال غرب به جنوب شرق وجود دارد که البته بلافاصله به ساحل ختم نمی شود. این پرتگاه در جنوب جزیره باز به ساحل صخره ای منتهی می شود، طوریکه ساحل غربی و ساحل جنوبی را که صخره ای هستند، به صورت خطی به هم متصل کرده و باعث شده که در محدوده جنوب غرب باریکه ای ناهموار بین پرتگاه و خط ساحلی با همان روند پرتگاه به وجود آید. به سمت جنوب شرق و شرق از ارتفاع سواحل کاسته می شود. ساحل هموار به طور کلی بیشتر در نیمه شمالی جزیره به چشم می خورد. جزیره هرمز تقریباً دارای ساختمان متحدالمرکزی است و تمام آبراههها از مرکز به اطراف سرازیر می شود.
شبکه زهکشی در جزیره به گونه ای است که آبراهه ها در بخشهای جنوبی به دلیل شیب توپوگرافی زیاد، بلافاصله به ساحل می رسند، اما در بخشهای غربی، شرقی و شمالی جزیره آبراهه ها، مسیر طولانیتری را طی کرده و وارد دریا می شوند.
زمین شناسی و تکتونیک
1) زمین ساخت جزیره هرمز
جزیره هرمز اصولاً یک گنبد نمکی است که در آن سازندهای آذرین و غالباً آتشفشانی تیپ غالب سنگ شناسی را تشکیل می دهد. جزیره هرمز مکان مشخص سازند معینی به نام سری هرمز است. سری مزبور شامل سنگ نمک و گچ همراه توده ها و قطعات سنگهای رسوبی و آذرین است و مجموعه ای از سنگها را تشکیل می دهد که شباهتی با هیچ یک از ردیفهای سازند دوران دوم و دوران سوم که اطراف گنبدهای نمکی را فرا گرفته است، ندارد.
جزیره هرمز ظاهراً دارای ساخت هم مرکزی است که در قسمت میانی آن نمک طعام و در حول آن مخلوطی از نمک و گچ و اندریت قرار گرفته است. ترکیبات اخیر به صورت حلقه مانند قرار داشته و انواع مختلف سنگهای آذرین، آهک و شیل را نیز در بردارد. در قسمت جنوبی جزیره بقایای یک پوشش رسوبی دیده می شود که شامل ماسه سنگ و آهک ماسه سنگی همراه لایه های کنگلومرا و شیل است. این پوشش روی سازندهای نمکی قرار گرفته است.
در تاریخ زمین شناسی هرمز دو جنبش آتشفشانی وجود داشته که اولی بازیک و احتمالاً قبل از پرمین و دومی اسیدی مربوط به تریاس پیشین است. آتشفشان اسیدی متعلق به یک فاز (جنبش) کششی است فرونشست خشکیها و پیشروی دریایی تریاس را فراهم نموده است.
اختلاف سن سنگهای آتشفشانی و سنگهای تبخیری جزیره هرمز، سنگهای آتشفشانی این جزیره را از سری هرمز مستثنی می سازد. از مطالعه پتروشیمی سنگهای آذرین چنین استنباط می شود که منشأ ماگماها از ذوب پخش پوسته بوده، یا اگر منشأ آن از جبه باشد مطمئناً در حین بالا آمدن و در مسیر خود با پوسته اسیدی به شدت اختلاط و آغشتگی حاصل کرده است.
کانی سازی سنگهای آتشفشانی سبب شده است که کانیهای حرارت بالا از قبیل پیروکسن و آمفبیل و کانیهای حرارت پایین و هیدروترمال نظر اولیژیست، کوارتز و پیریت در حفره ها و شکستگیهای سنگهای آذرین تشکیل گردد. همچنین در سنگهای رسوبی قدیمی این جزیره کانیهای درجازا نظیر دولومیت، پیریت و کوارتز به وفور یافت شود.
یکی از کانسارهای قابل توجه و مهم این جزیره اخرا است که از طریق شستشوی سنگهای آهن دار توسط آبهای نافذ و انتقال اکسید آهن سه ظرفیتی به اعماق زمین حاصل شده است. ژیزمان این کانسارها به صورت توده های بزرگ عدسی شکل است که در حد فاصل سنگهای تخریبی و برش هتروژن آهندار قرار گرفته است.
2) چینه شناسی جزیره هرمز
1-2) پروتروزئیک و پالئوزوئیک
*سازند هرمز: نام این سازند از نام همین جزیره (هرمز) گرفته شده و دارای گسترش وسیع در جنوب غربی ایران به شکل گنبد نمکی است. سری مزبور شامل سنگ نمک و گچ همراه توده ها و قطعات سنگهای رسوبی و آذرین است و قسمت اعظم جزیره هرمز را در بر گرفته است.
2-2) سنوزوئیک
- نئوژن
* سازند آغاجاری (فارس فوقانی): این سازند از نظر لیتولوژی شامل ماسه سنگهای آهک دار قهوه ای و خاکستری، رگه های گچ، مارن های قرمز و سیلتستون است. در کنتاکت زیرین سازند آغاجاری، مارن های خاکستری و آهک های سازند میشان قرار دارد که حدبین آنها تدریجی و هم شیب است. سن این سازند از میوسن فوقانی تا پلیوسن تعیین شده است. این سازند به صورت نواری باریک در ساحل جنوبی جزیره از غرب به شرق کشیده شده است.
3-2) کواترنری
به طور کلی آبرفتهای دوران چهارم نواحی ساحلی و بستر رودخانههای اتفاقی را در بر می گیرند. ضخامت این آبرفتها متفاوت و از تخریب تشکیلات جزیره به وجود آمده اند. آبرفتهای دوران چهارم در نیمه شمالی جزیره گسترش دارند.
3) ولکانیسم جزیره هرمز
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 21 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 25 |
آداب و رسوم
جشنها و سرورها سنندج
در استان کردستان به تبعیت از تفاوت های مذهبی مراسم جشن و سرور متفاوتی نیز بر گزار می شود . معمولا شیعه ها و سنی ها علیرغم وجود اشتراک در بسیاری از مراسم و اعیاد مذهبی و دینی مراسم متفاوتی را نیز برگزار می کنند. مراسم عید قربان عید غدیر تولد حضرت پیغمبر (ص)و سایر اعیاد دینی به طرز بسیار با شکوهی برگزار می شود . خصوصا عید مبعث که از سوی مردم سنتی مذهبی به شکل عالی و همراه با موسیقی مذهبی خاص در تمام نقاط استان بر گزار می شود . مردم سنی مذهب به عید نوروز بهای زیادی نمی دهند ولی در بین شیعیان تقریبا مراسم عید مثل سایر جاهای ایران و به تبعیت از اعتقادات و باورهای دینی ومذهبی برگزار می شود . قبل از فرارسیدن عید با افروختن آتش رسیدن سال نو را گرامی می دارند و اعتقاد دارند که حضرت علی (ع) در عید نوروز به تخت خلافت نشسته است . از دیگر مراسم مربوط به فرارسیدن عید نوروز علاوه بر افروختن آتش می توان به مراسم رنگ کردن تخم مرغ مراسم قاشق زنی و گوش ایستادن در شب چهار شنبه سوری اشاره کرد که تقریبا در تمام مناطق کردنشین غرب ایران مرسوم است .
مراسم عروسی سنندج
یکی دیگر از مراسم جشن و سرور که به نحو باشکوهی و توام با سرود و رقص و پایکوبی برگزار می شود مراسم مربوط به عروسی و ازدواج است که در مناطق شهری و روستایی استان تقریبا یکسان است و فقط در مناطقی که جمعیت غیر بومی قابل توجهی دارند تحت تاثیر فرهنگ غیر کردی با اندک تفاوتی برگزار می شود . این مراسم شامل نامزدی روباز کردن خریدن لباس عروس عقد کنان تعیین زمان عروسی حنا بندان حمام بردن عروس و شب عروسی است که هر قسمت آن با هلهله شادی و خواندن ترانه و سرود و رقص همراه است . مراسم عروسی بویژه در میان عشایر جلوه ای از رنگارنگی لباس زنان را که مملو از طلب شادی مردم بویژه زنان عشایر است نشان می دهد . عروسی عشایر کردستان نمایشگر فستیوال رنگ لباس و شادی است . یکی از ویژگی های عروسی در بین کردهای عشایر شب نشینی سنتی است که پیش از برگزاری جشن اصلی عروسی ترتیب داده می شود . این شب نشینی ها تا سال های اخیر بسته به بضاعت مالی خانواده های عروس و داماد بین سه تا هفت شب ادامه داشت . اما امروز به دلایلی به یک الی دو شب وگاهی به سه شب یا بیشتر محدود شده است . مقدمات ازدواج پسران ودختران جوان با مجلس خواستگاری و گفتگو بر سر تعیین مهریه و خرید طلا و لباس توسط داماد برای عروس و تعیین تاریخ عقد و عروسی آغاز می شود . بعد از طی این مقدمات مراسمی با عنوان شیرینی خوران بر گزار می شود که طی آن با اعلام نامزدی رسمی دختر و پسر خطبه عقد نیز بین آنان جاری می شود و مراسم عروسی به زمان دیگری موکول میگردد . با نزدیک شدن روز عروسی مجالس شب نشینی از سوی خانواده های دو طرف به طور جداگانه ترتیب می یابد که در آن از کلیه نزدیکان دو خانواده دعوت به عمل می آید. با پایان یافتن شب نشینی روز عروسی فرا می رسد که در این روز نیز ضمن ادامه رقص و پایکوبی و دادن نهار به مهمانان نزدیک عصر داماد در حالی که تعدادی از مهمانان خصوصا دختران و پسران جوان وی را همراهی می کنند به طرف خانه عروس حرکت می کنند و پس از صرف چای وشیرینی و کسب اجازه از والدین عروس وی را به خانه داماد می آورند و در اینجا شادی ونشاط حاضران به اوج خود می رسد . عروس و داماد پس از ورود به محل برگزاری مراسم وارد حلقه رقص شده و طبق یک سنت دیرینه هر یک به نوبت سر چوبی را در دست می گیرند و در حالی که جمع زیادی از دختران و پسران آنان را همراهی می کنند دقایقی به آرامی به پایکوبی می پردازند . با رقص عروس و داماد مبالغ هنگفتی از محل شباش ها نصیب نوازندگان می شود . با پایان یافتن جشن عروسی وپس از گذشت یک هفته . کلیه دعوت شدگان دو طرف به استثنای مردان و پسران در منزل داماد جمع می شوند و با برگزاری مراسم دیگری که گستردگی مراسم شب نشینی و عروسی را ندارد هدایای خود را که عمدتا شامل پول نقد است به عروس و داماد اهدا می کنند . این هدایا که در اصطلاح محلی (هفته) گفته می شود با هدف کمک به تشکیل زندگی جدید زوجهای جوان و جبران هزینه های عروسی آنان ارائه می شود و هرکسی تلاش می کند که هدیه اش ارزشمند تر از هدیه دیگری باشد .
مراسم پیر شهریار سنندج
روستای اورامانات تحت یکی از فضاهای ویژه روستایی کردستان است که علاوه بر زیبایی چشم اندارها به دلیل اجرای همه ساله مراسم بسیار باستانی و حیرت انگیز پیر شهریار قابلیت های ارزشمند جهانگردی دارد . آرامگاه پیر شهریار که به پیر شالیار نیز معروف است از قدسین زرتشتی و زیارتگاه ها و معابد بسیار مورد احترام مردم این ناحیه می باشد. به روایتی پیر شالیار و مراسم آن از یادگارهای دوره پیش از اسلام است . مراسم فوق در اواخر تابستان و به مدت یک هفته انجام می شود . مردم منطقه ابتدا در فصل تابستان گردو های درخت ها را می چینند و خشک می کنند و به منظور استفاده در این مراسم نگهداری می کنند . سپس در زمان انجام مراسم بچه ها به نمایندگی از جانب چند تن از بزرگان منطقه به درب منازل رفته و جهت تهیه آش مخصوص از مردم آرد و گوشت قربانی (گوسفند یا گاو )و مواد لازم دیگر را جمع آوری نموده و در ظروف خالی شده اجناس جمع آوری شده آن ها تعدادی گردو می ریزند . سپس با آرد جمع آوری شده نان می پزند و مقداری از گردو های سائیده شده را با خمیر نان مخلوط می کنند . معمولا خانم ها هر روز به میزان قابل توجهی نان می پزند و در اختیار مردان جهت صرف نهار و شام قرار می دهند . صبح خیلی زود تعدادی از مردان آشپز دیگ ها را روی اجاق ها گذاشته و مقدار زیادی گوشت و سایر موارد داخل آن ها می ریزند و آش مخصوص می پزند و هنگام نهار و شام بین اهالی احسان می کنند. هر روز پس از صرف نهار مردها روی پشت بام وسیع یکی از منازل به رقص های گروهی عرفانی می پردازند . شیوه اجرای این رقص بدین شکل است که کلیه مردها دست ها را به کمر یکدیگر حلقه می کنند و آرام آرام می چرخند و تعدادی ما بین 3 تا 8 نفر نیز در وسط گروه رقص دایره وار می چرخند و مرتبا سرها یشان را تکان می دهند و مو های بلند خودشان را آشفته می کنند و آن قدر این حرکت را تکرار می شود که معمولا چند تایی از آن ها از خود بیخود شده و چاقو قیچی سیخ کباب و … را در بدن خود فرو می کنند . برای این که اشخاص آسیبی به خود نرسانند دیگران جلوی این افراد را به سرعت میگیرند . پس از پایان رقص شب هنگام وارد خانه ای که گویا خانه پیر بوده می شوند و به خواندن اشعاری در وصف پیر می پردازند و آنگاه لنگه کفشی را که در صندوق یکی از اتاق ها است و معتقدند به پیر شالیار تعلق دارد از صندوق در می آورند ودست به دست می دهند و با احترام خاص می بوسند و سپس در صندوق نگهداری می کنند . روز آخر انجام مراسم ماست و نان تهیه می کنند و به صورت گروهی به سمت آرامگاه پیر می روند و به محض ورود به محوطه باز آرامگاه کفش ها را از پا در می آورند وپای برهنه زمین را می بوسند و آنگاه به زیارت پیر مشغول می شوند و دستمال هایی نیز جهت گرفتن حاجت به دیوار ها و درخت های محوطه آرامگاه می آویزند و سپس به خوردن نان و ماست می پردازند و برای خوردن آن تلاش زیاد می نمایند تا از خوردن آن بی بهره نمانند زیرا معتقدند خوردن نان و ماست روز آخر در جوار آرامگاه پیر تبرک است و در درمان بیماری ها نیز موئثر است . غروب همان روز (روز هفتم )مراسم پایان می پذیرد .
رقصهای محلی سنندج
رقص های محلی و بومی این استان هم از نظر مضمون و هم از نظر شکل در خور توجه ویژه است . رقص کردی عمدتا به شکل گروهی است وحرکات فیزیکی موزون و همانگی دلپذیر دارد . معمولا رقص ها کمتر به شکل انفرادی و بیشتر با شرکت زنان و مردان اجرا می شود این رقص همراه با حرکات موزون از محتوا و مضمون خاصی بر خوردار است و نشان دهنده باورها و خصوصیات قومی و فرهنگی مردم کرد است . رقص معروف به جار ماق از عمده ترین رقص های محلی است که امروزه نیز در مواقع خاصی در تمام شهرها و به ویژه در روستا ها و قبایل کوچ نشین به اجرا در می آید . علاوه بر رقص هایی که در مراسم شادی و جشنها اجرا می شود در این استان رقص های ویژه ای نیز وجود دارد که می توان آن ها را رقص های مذهبی و اعتقادی دانست . استان کردستان یکی از مراکز عمده تصوف و عرفان کشور است . در این منطقه فرقه های صوفیه همچون خاکساریه نقشبندیه نعمت اللهی و قادریه هر ساله در روز های معینی مراسم ویژه خود را برگزار می کنند که رقص جز لاینفک آن است .برای نمونه آئین ها رسوم و حال وهوای یک مجلس مربوط به دراویش قادری که از مهم ترین سلسله های تصوف کردستان به حساب می آید در زیر مورد اشاره قرار می گیرد : خانقاه که گاهی تکیه زاویه و رباط نیز گفته می شود محل اجتماع درویشان است. در خانقاه اوراد و اذکار و ریاضات و چله نشینی ها رایج است . در مجالس درویشان معمولا یک نفر قوال یا حتی خود خلیفه ترانه هایی عاشقانه یا عارفانه همراه با دف و نی یا حتی تار می خواند و دراویش حلقه وار برزمین می نشینند و معمولا خاموش و آرام هستند . سر ها به زیر و نفس ها در سینه حبس است و ناگاه درویشی به وجد می آید نعره می زند و خود را پیچ و تاب می دهد . پاره ای دچار رعشه و لرزش می شوند . این شور معمولا به جمع هم سرایت می کند و کم کم تمام حاضران در مجلس به پایکوبی و دست افشانی بر می خیزند .در این مرحله صدای دف و آواز و فریاد به اوج خود می رسد درویشی خرقه خود را می درد دیگری فریادهای بیشهانه می کشد کسانی هم از خود بی خود می شوند و بر خاک می افتند در این حالت خود انگیختگی که با هیجانات شدید همراه است خنجر ها به بیرون کشیده می شوند سیخ ها یک به یک بر اعضا و جوارح فرو می روند . یک نفر سیم عریان برق را در دستانش گرفته است ودرویشی دیگر زهر و سم بر حفره دهانش سرازیر می کند . کسانی دیگر آتش و شیشه را چون خوراکی می خورند. در این هیاهو چند خنجرهایی را بر فرق سر خویش می کوبند و در جایی دیگر درویشی پهلوی خود را با خنجر می درد . در این مرحله که احساسات در اوج غلیان است خلیفه وارد معرکه می شود و عنان هیجانات را به دست می گیرد و آرام آرام جمعیت را به آرامش فرا می خواند . دراویش اطاعت می کنند . خنجر و سیخ ها را از تن ها خارج می شود دف ها خاموش می شوند و آرامش به جمع باز می گردد. دراویش یک به یک و خسته و عرق ریزان بر زمین جای می گیرند . ختم مجلس اعلام می شود .آنهایی که زودتر به حالت عادی بر گشته اند یک به یک محیط خانقاه را ترک می کنند . خلیفه در زاویه می نشیند و آمادگی خود را برای پذیرش خصوصی اشخاص و پاسخگویی به سوالات و ارشادات لازم اعلام می کند .
سوگ ها و عزاهای ملی مذهبی و خصوصی سنندج
| دسته بندی | گردشگری و توریسم |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 39 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 23 |
جایگاه ایران در اقتصاد جهانی گردشگری
چکیده
گردشگری به عنوان یک فعالیت اقتصادی چند بخشی ، دارای اثرات دوگانه مستقیم و غیر مستقیم بر اقتصاد ملّی است . از جمله آثار مستقیم گردشگری بر اقتصاد ملی می توان به بهبود تراز پرداختهای بین المللی ، اشتغال وسیع ، فرصت سازی اقتصادی و افزایش تقاضا برای کالاها و خدمات اشاره نمود و همچنین توزیع فرصت های اقتصادی بین مناطق مختلف کشور ، گسترش تکنولوژی ، جذب سرمایه گذاریهای خارجی ، توسعه تجارت و نیز رشد صنایع دستی و بومی از جمله آثار غیر مستقیم گردشگری بر اقتصاد ملی است .
چنانچه درآمد زایی و اشتغال زایی را دو شاخص مهم در یک فعالیت اقتصادی موفق در نظر بگیریم هر دو این شاخص ها به صورت وسیع و پایدار در گردشگری قابل تأمین و دسترسی است . توقع اینست که کشور ایران به عنوان یکی از 10 کشور اوّل جهان به لحاظ جاذبه های گردشگری ( امین اسماعیلی ، 9 ) و نیز قرار گرفتن در بین 5 کشور برتر دنیا از نظر اکوتوریسم ، از جایگاه مناسب تری در سطح جهان برخوردار باشد که البته چنین نیست ، از این رو در مقاله حاضر سعی شده است ضمن بررسی جایگاه ایران در اقتصاد گردشگری جهانی در یک دوره آماری ده ساله ( 2000-1991 ) راهکارهایی مناسب ، واقعی و مبتنی بر تجربیات کشورهای موفق جهت رفع چالشهای پیش روی این فعالیت اقتصادی ، به منظور افزایش سهم در بازار بین المللی ارائه گردد .
مقدمه
تا قبل از ایجاد جنبش جهانگردی یعنی از سده هجدهم میلادی و همگام با انقلاب صنعتی ، جهانگردی از جمله عادات طبقه ثروتمند بود ولی با توسعه صنعتی و حصول پیشرفت های مادی مانند : تحولات عظیم در صنعت حمل و نقل ، جهانگردی دیگر تفنّنی منحصر به طبقات ممتاز جامعه نبوده بلکه جریانی شد که تقریباً تمام قشرهای اجتماعی را در برگرفت ( دریو ،1371 ، 675).
در دهه 1970 توریسم به عنوان ابزاری برای توسعه کشورهای در حال توسعه مطرح شد تا جایی که دکادت از آن به عنوان گذرنامه توسعه برای این گونه کشورها یاد می کند و امروزه نیز با توجه به گفته برخی کارشناسان نظیر : تورنر ، توریسم بین المللی به عنوان امید بخش ترین ، پیچیده ترین و جایگزین ترین فعالیتی مطرح است که جهان سوم با آن روبروست ( حسین زاده دلیر، 1382، 24 و 25 ) و ایران به عنوان کشوری که با محدودیت منابع مالی و درآمدی و نیز فراوانی جمعیت جوان و جویای کار مواجه است با عنایت به توانمندی های صنعت گردشگری و قابلیت های خود در جهت ایجاد شرایط مناسب به منظور رفع مشکلات اقتصادی ، در سالهای اخیر بیش از گذشته به این صنعت پرقدرت و توانا توجه نموده و اکنون در راستای چنین توجهی از لحاظ ورود گردشگران بین المللی و میزان کسب درآمد و سهم در اقتصاد جهانی گردشگری جایگاه مناسبتری را به خود اختصاص داده است ولی این جایگاه با توجه به توانمندی های ایران متناسب و در خور نیست . یک کشور زمانی پذیرای گردشگران خواهد شد که از طرف آنها « مورد پسند » واقع شود و برای تحقق این اتفاق بایستی فعالیت های خویش را جهت معرفی خود ، رفع موانع و ایجاد بستر مناسب گسترش داده تا گردشگران با اطلاع از ویژگی های کشور اقدام به انتخاب مکان سفر نمایند زیرا گردشگر به عنوان فردی که قصد سفر دارد بایستی تنها مکان سفر را انتخاب نماید از این رو هر کشوری که بتواند جاذبه های خود را عرضه نموده و نظر گردشگران را جلب نماید بالطبع در بازار گردشگری جهان سهم بیشتری داشته و جامعه خود را از مواهب حضور گردشگران بهره مند می سازد .
ایران با برخورداری از سابقه طولانی در شکل گیری بخشی از فرهنگ جهانی قادر است خود را به عنوان فرهنگی مستقل به دنیا بشناساند ( سازمان برنامه و بودجه؛1371،5)ضمن آنکه آثار باستانی متعدد ، تنوع آب و هوایی و چهار فصل همزمان ، مناظر طبیعی زیبا ، تنوع فرهنگ ها و قومیت ها و ... همگی مؤید استعداد و توانایی کشور ایران برای جلب و جذب گردشگران است .
1- تاریخچه برنامه ریزی گردشگری در ایران
از دهه دوم قرن حاضر ، جهانگردی در ایران رسماً شکل گرفت و برای اولین بار در سال 1314 اداره ای به نام « اداره جلب سیاحان خارجی و تبلیغات » در وزارت داخله تاسیس شد و انجام امور مربوط به جهانگردی به آن اداره محول گردید . در همین سال « کانون جهانگردی ایران » به منظور فراهم آوردن موجبات آسایش و آسان کردن مسافرت جهانگردان ایجاد شد ، این کانون که به طور رسمی در بهمن 1317 به ثبت رسید گشت های گوناگونی در داخل کشور برای بازدید جهانگردان ترتیب می داد . در شهریور 1320 اداره جلب سیاحان به « شورای عالی جهانگردی » تغییر نام داد ، این شورا هفته ای یکبار در وزارت کشور تشکیل می شد . در سال 1333 شورای عالی جهانگردی ، به « اداره امور جهانگردی » تبدیل و در وزارت کشور متمرکز شد . از فعالیت های این اداره طی سالهای 37 تا 1333 می توان به انجام برخی خدمات زیربنایی و تدوین قوانین و مقرّرات ناظر بر جهانگردی از جمله « قانون ورود و اقامت اتباع بیگانه » اشاره کرد . در فروردین 1342 سازمانی به نام « سازمان جلب سیاحان » وابسته به نخست وزیری تاسیس شد . هدف عمده این سازمان معرفی پیشینه کشور و تشویق جهانگردان خارجی و داخلی به سیر و سفر و بازدید آنها از آثار باستانی و مناظر طبیعی و ایجاد تمرکز و هماهنگی های لازم در امور مربوط به جهانگردی بود . در تیر ماه 1353 سازمان جلب سیاحان در وزارت اطلاعات ادغام شد و وزارتخانه جدیدی به نام « وزارت اطلاعات و جهانگردی » به وجودآمد .
بدنبال پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 وزارت اطلاعات و جهانگردی ابتدا به وزارت ارشاد ملی و سپس به « وزارت ارشاد اسلامی » تغییر نام داد و حوزه معاونت جهانگردی این وزارتخانه سرپرستی امور جهانگردی کشور را بر عهده گرفت . با تشکیل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی معاونت سیاحتی و زیارتی این وزارتخانه،دفتر ایرانگردی و جهانگردی را به منظور برنامه ریزی صنعت توریسم ، آموزش دست اندرکاران جهانگردی ، درجه بندی ، نظارت و نرخ گذاری تأسیسات ، برقراری ارتباط بین المللی با نهادها و ارگانهای جهانگردی خارجی و شرکت در اجلاس ها ، نمایشگاه ها و مجامع بین المللی جهانگردی تشکیل داد . این دفتر پس از مدتی برابر مصوبه 21 آبان 1358 شورای انقلاب اسلامی به نام « سازمان مراکز ایرانگردی و جهانگردی » تغییر نام داد که عملاً از ادغام چهار شرکت دولتی به نامهای شرکت سهامی تأسیسات جهانگردی ایران ، شرکت سهامی گشت های ایران ، شرکت سهامی مرکز خانه های ایران و شرکت سهامی سازمان مراکز جهانگردی برای ورزشهای زمستانی بوجود آمده بود . ( مدرس ، 1378 ، 42 ) و در نهایت در سال 1382 با ادغام سازمان میراث فرهنگی کشور و سازمان ایرانگردی و جهانگردی سازمان جدیدی بنام « سازمان میراث فرهنگی و گردشگری » تشکیل شد .
2- جایگاه ایران در اقتصاد گردشگری جهانی
در دنیا هزینه ای که جهانگردان سالیانه به مسافرت و تفریح اختصاص می دهند سه برابر بودجه ایست که صرف امور دفاعی می شود (چاک وای گی ،1377،41)و شاید یکی از مهمترین دلایل توجه به جهانگردی اثرات اقتصادی این وضعیت در توسعه و رشد ملی می باشد . جهانگردی ضمن ایجاد یک رشته فعالیت های جدید در جامعه موجب فعال شدن سایر بخشهای اقتصادی شده و می تواند در برقراری موازنه ارزی نیز اثرات سازنده ای داشته باشد ، از اینرو برخی از کشورها جهانگردی را محور اصلی فعالیتهای اقتصادی خود قرار داده و از این طریق به منافع سرشاری نیز دست یافته اند (الوانی و دهدشتی، 1373،187).
با نگاهی کلی و گذرا به وضعیت گردشگری در سالهای قبل و بعد از انقلاب به وضوح در می یابیم که سهم جهانی ایران از نظر تعداد ورود و درآمدهای حاصل از گردشگری بین المللی در بعد از انقلاب بسیار کاهش یافته است زیرا پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ضرورت تغییر نگرش نسبت به گردشگری را پیش آورد که در آن گذشته از دیدگاه اقتصادی ، تأثیرات فرهنگی و اجتماعی گردشگری نیز مطرح شد .
در دهه اول انقلاب ملاحظات فرهنگ اسلامی – انقلابی ، محافظه کاری سیاسی و از همه مهمتر وقوع جنگ تحمیلی، فراهمی هرگونه فرصت را از کارشناسان و مسئولان اجرایی گرفت و صنعت گردشگری را با رکود مواجه ساخت و آن را به بخش غیر فعال در اقتصاد ایران مبدل نمود .
در دهه دوم انقلاب ، واقع بینی ها جای بدبینی ها را گرفت و گردشگری جایگاه خود را در اندیشه برنامه ریزان اقتصادی پیدا نمود ( زیرک باشی ، 1377 ، 77 ) به طوری که در پایان برنامه اول توسعه اقتصادی و اجتماعی ایران حدود 900 هزار گردشگر با 450 میلیون دلار درآمد ارزی پیش بینی شده بود که هر چند این پیش بینی به واقعیت تبدیل گردید ولی در مقابل این تعداد گردشگر و درآمد وارده حدود 7/4 میلیون ایرانی به خارج مسافرت و حدود 5 میلیارد دلار ارز با خود خارج کرده اند که بدین ترتیب در پایان برنامه اول حدود 5/4 میلیارد دلار بیلان منفی داشته ایم ( رهنمایی ، 1376 ، 425 ) شواهد امر نشان می دهد که بیلان گردشگری در برنامه های دوم و سوم توسعه نیز چندان بهتر از برنامه اول نبوده است ( بیک محمدی ، 1379 ، 248 ) .
اگر بازار را مکانی بدانیم که در آن عده ای جهت رفع نیازهای خویش اقدام به پرداخت پول می کنند ، در بازار بین المللی گردشگری نیز گردشگران با حضور خود و پرداخت پول اقدام به رفع نیاز می نمایند لذا جذب گردشگران و امکانات مالی آنها را می توان مهم ترین پارامترهای حاصل از صنعت گردشگری دانست از این رو در این قسمت جایگاه ایران را در بازار بین المللی گردشگری از حیث این دو شاخص یعنی تعداد گردشگران ورودی و نیز میزان درآمد حاصله بررسی می نماییم .
2-1- جایگاه ایران از لحاظ ورود گردشگران بین المللی
جهانگردی به عنوان بزرگترین و پر رونق ترین صنعت جهانی (کالین مایکل هال ، 1378، 11)پدیده ایست اقتصادی ، اجتماعی ،فرهنگی و بسیار سیاسی که در هر جامعه ای متاثر از عوامل پیچیده و در هم بافته سیاسی و اقتصادی و همچنین ویژگیهای جغرافیایی است که دیگران را مجذوب خود می کند و این جذابیت در ایران تغییر مثبت یافته است بطوریکه در سالهای اخیر تعداد گردشگران وارد شده به ایران همواره در حال افزایش بوده و از سیر صعودی ملایمی برخوردار شده است به طوری که از 249000 نفر در سال 1991 به 1342000 نفر در سال 2000 رسیده است . این در حالی است که سهم ایران از کل گردشگران بین المللی نیز در طی همین دوره ( 2000-1991 ) از 05/0 درصد به 2/0 درصد رسیده است یعنی بیش از 4 برابر گردیده است ( جدول شماره یک)