| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 29 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 45 |
یکی از ویژگیهای اصلی دریاچهها، تمایل آنها به لایهبندی شدن است. لایهبندی شدن براساس اختلاف چگالی میباشد و چگالی در دریاچههای لایهبندی شده از پایین به بالا کاهش مییابد. اختلاف چگالی در اثر درجه حرارت، میزان مواد معلق و شوری به وجود میآید. در دریاچهها، لایهبندی براساس دما بیشتر از اختلاف در شوری و میزان مواد معلق اهمیت دارد. و در این نوع دریاچهها سرعت کاهش چگالی، با افزایش دما، افزایش مییابد، به طوری که به عنوان مثال مقدار نیروی مورد نیاز برای مخلوط کردن دو تودة آب لایهبندی شده در 29 و 30 درجة سانتیگراد، 40 برابر مقدار نیروی مورد نیاز برای دو تودة مشابه 5 و 4 درجة سانتیگراد است. بنابراین دریاچههای گرمسیری آسانتر از دریاچههای مناطق معتدله لایهبندی میشوند، اما کاهش دمای جزئی در یک دریاچة گرمسیری باعث ایجاد جریانهای همرفتی به طرف بالا میشود که اگر طولانی مدت باشد، ممکن است سرانجام بر روی تمام جسم آب اثر گذاشته و منجر به مخلوط شدن دو لایه شود.
دانسیته همچنین بستگی به میزان نمک حل شده دارد. در این دریاچههای از نظر شیمیایی لایهبندی شده، لایة زیرین شورتر بوده و لایهبندی بسیار پایدار است و مخلوط شدگی کم یا اصلاً وجود ندارد. هالوکلاین (Haloclin)، لایهای از آب در این دریاچهها است که تغییر میزان شوری سریعتر است و لایة سطحی که شوری کمتری دارد و آزادانه میچرخد، میکسوکلاین (mixocline) و لایة زیرین با چگالی بیشتر و شورتر monimolimnion نام دارد. این لایهبندی با رقیق شدن لایههای سطحی با ورودیهای آب شیرین، بارش افزایش مییابد. (تصویر1)
در دریاچههای یخچالی، غلظت رسوبات معلق عامل مؤثر و اصلی بر روی چگالی میباشد و اختلاف دما در مقایسه بامیزان مواد معلق کم اهمیت میباشد. (Gustavson, 1995)
بیشترین منشأ گرما برای دریاچهها، نور خورشید میباشد، جریان ژئوترمال از منابع عمیق حداقل میباشد.
تصویر 1: ترموکلاین، هالوکلاین و پاینوکلاین (Pinet, 2006)
کاهش دما با عمق در نتیجة اشعة گرمایی در سطح است. نیمرخ عمودی دما از یک دریاچه، پاسخ مستقیمی به نفوذ نور خورشید است (تصویر2). در دریاچههای از نظر گرما لایهبندی شده، یک لایة فوقانی گرم و اکسیژندار دارای چرخش که اپیلیمنیون (epilimnion) نامیده میشود، بر روی مناطق زیرین سرد و نسبتاً ساکن به نام هایپولیمنیون (hypolimnion) کشیده شده است هایپولیمنیون در برخی مواقع احیایی است و اجازة حفظ شدن مواد ارگانیکی بر روی بستر دریاچهای را میدهد. منطقة حد واسط متالیمنیون (metalimnion) نامیده میشود و سطحی که دما به سرعت با عمق کاهش مییابد ترموکلاین (Thermocline) نامیده میشود. (E. Tucker & V.wright, 1990)
تصویر 2. پروفیل دمایی دریاچة Tangayika، منطقة اپیلیمنیون با چرخش رو به پایین در حدود 80-50 متر در چرخشهای روزانه، متالیمنیون با چرخش حداقل 200m در چرخشهای فصلی و هالیپولیمنیون با حالت آنوکسیدی و دمای یکنواخت یا دمای متفاوت (Beadle, 1974)
Ahmad، (j.Ahmad, 2005) لایهبندی فصلی را اینگونه توضیح میدهد:
در پاییز دمای هوا در سطح دریاچه سرد است و در نتیجه آبهای سطحی سرد با چگالی بیشتر به طرف پایین فرو میرود. در نهایت دمای کل آب دریاچه به Fْ39 (cْ4، بیشترین چگالی آب در این دماست).در هنگام زمستان سطح آب دریاچه در دمایcْ0 یا Fْ32 یخ میزند که چگالی آب سطحی کمتر از آب زیر آن است و پوشش یخی در سطح دریاچه مانع جریان باد و مخلوط شدن آب میشود، در نتیجه لایهبندی زمستانه (winter stratification) را داریم.
در هنگام بهار، یخ ذوب میشود و دمای آب بیشتر از صفر میشود. افزایش چگالی آب گرم همراه با عمل باد باعث میشود آب سطحی در آبهای عمیق فرو رود و مخلوط شود. این فرایند تغییر بهاره (spring tamover) نامیده میشود. در طول این دورة زمانی، بیشتر آب دریاچه با همان دما میباشد و آب سطحی و عمقی آزادانه مخلوط میشود. دریاچههای با سطح کوچک، به ویژه اگر از باد حفظ شود، در بهار معمولاً فقط برای چند روز کاملاً مخلوط میشوند. در برابر این، دریاچههای بزرگ اغلب هفتهها دارای چرخش آب هستند.
با ادامة گرم شدن سطح دریاچه در اواخر بهار و اوایل تابستان، اختلاف دمای بین آب سطحی و عمقی افزایش مییابد. در دریاچههای عمیقتر از 10 تا 12 فوت، اختلاف دمایی سرانجام نیروی به اندازة کافی قوی برای مقاومت در برابر نیروی مخلوط کنندگی باد ایجاد خواهد کرد (فقط احتیاج به اختلاف چند درجة فارنهایت برای جلوگیری از مخلوط شدن دارد.) هم اکنون آب سرد 3 لایهای (اپیلیمنیون و هایپولیمنیون) است و لایهبندی تابستانه (summer stratification) نامیده میشود. متالیمنیون در مقابل مخلوط شدگی توسط باد به شدت مقاوم است.
مهمترین اعمالی که باعث مخلوط شدگی آب دریاچه میشوند، شامل باد، آبهای ورودی و آبهای خروجی میباشند، در حالی که باد بر روی آبهای سطحی همة دریاچهها اثر میگذارد، توانایی آن برای مخلوط کردن حجم آب ورودی دریاچههای با لایهبندی تابستانه کاملاً کاهش مییابد. این کاهش به علت تغییر سریع در دما و چگالی درون متالیمنیون است که شبیه به یک سد فیزیکی بین اپیلیمنیون و هاپیولیمنیون عمل میکند. برای قطع کردن سد، انرژی زیادی لازم است.
دریاچههایی که در آبهای تحتانی خود در زمان سرمای زمستان دارای چرخش کامل هستند، هولومیکتیک (Holomictic) نامیده میشوند، دریاچههای پلی مکتیک (polymictic) دریاچههایی هستند که هرگز لایهبندی نمیشوند، یا لایهبندی دمائی مقاومی را نشان نمیدهند و اغلب فقط به صورت روزانهاند. دریاچههای الیگومیکتیک بندرت دچار مخلوط شدگی میشوند. آنها به طور تیپیک کوچک هستند، اما دریاچههای گرمسیری خیلی عمیق به طور مشخص الیگومیکتیک، و با اختلاف دمایی اندکی در همة اعماق گرم هستند.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فهرست
1ـ مقدمه
2ـ لایهبندی آب
1-2- اثرات لایهبندی آب
3- فرایندهای اصلی عمل کننده در دریاچه
1-3- فرایندهای فیزیکی
2-3- فرایندهای شیمیایی
3-3- فرایندهای بیولوژیکی
4- مدلهای رخسارهای
1-4- دریاچههای از نظر هیدرولوژیکی باز
1-1-4- رسوبگذاری مواد آواری
2-1-4- رسوبگذاری شیمیایی و بیوشیمیایی
2-4- دریاچههای از نظر هیدرولوژیکی بسته
1-2-4- رسوبگذاری مواد آواری
2-2-4- رسوبگذاری شیمیایی و بیوشیمیایی
5- بحث و نتیجهگیری
6- Reference
2ـ لایهبندی آب (water stratification)
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 12 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 9 |
گناباد
موقیعت جغرافیایی
موقعیت جغرافیایی گناباد با مساحتی حدود 10287 کیلومتر مربع از نظر موقعیت جغرافیایی 34 درجه و 21 دقیقه قرار دارد و شهرستانهای همجوار این شهرستان در شمال تربت حیدریه و کاشمر، مغرب فردوس، مشرق آن خواف و در جنوب قائن قرار است. ارتفاع متوسط این ناحیه از سطح دریای آزاد 1105 متر است. مرکز آن گناباد در 300 کیلومتری مشهد می باشد. و براساس آخرین تقسیمات کشوری دارای سه بخش به نام های مرکزی، کاخک و بجستان هفت دهستان و 224 آبادی دارای سکنه است.
Geographical Situation
Gonabad town with an area about 105801 Km2 is located in 58°,4l’ ongitude and 34° , 21’ latitude. The neighboring towns are Torbat Heydarieh and Kashmar in the north, Ferdows in the west and Khaf in the east and Ghae’n in the south. The average height of this area from the open sea level is 1105 meters. tts center, Gonabad is 300 kilometers away from Mashhad and according to the last divisions of the country; it has 3 districts called central, Kakhk and Bajistan— 7 rural districts and 224 residential villages.
پیشینهی تاریخی
شواهد بر جای مانده از جمله اتلال و محوطه های باستانی نشان از استقرار و زندگی انسان از دوران پیش از تاریخ در این ناحیه دارد. بنابراین گناباد از جمله شهرهای کهن ایران زمین است که به دلیل قرار گرفتن در منطقه ای سوقالجیشی مورد توجه حکمرانان در دوره هخامنشی نیز بوده است. قنات گناباد که برخی احداث آن را به بهمن پسر اسفندیار پسر گشتاسب پسر لهراسب نسبت می دهند، نشان از آبادانی و رونق این ناحیه در ادوار دیرین دارد. از سوی دیگر در روایات شاهنامه نیز گناباد عرصه جنگ و حماسه در دوره اساطیری بوده است و از برخی مناطق آن نیز در این اثر حماسی نامبرده شده است. این شهر در صدر اسلام با نام جنابد به تمدن کهن راه یافته وبه استناد نوشته های تاریخ نگاران و جغرافی نویسان از اعتبار و اهمیت خاصی برخوردار بوده است.
Historical Background
Remain evidences such as hills and ancient yards show the prehistorically human establishment and social life in this area. Therefore Gonabad is among the ancient Iranian towns that were cherished by the Achaemenian govemors, for it was located in the strategic ways. The Subterranean canal of Gonabad which is attributed to Bahman, the son of Esfandyar who is the son of Lohrasb, by some people is a sign of flourishing condition in this area in the ancient periods. Also Gonabad has been a battle field in the mythical dynasty in Shah-Nameh and tome of its districts are mentioned in this epic. This town was called Jonabad in early lalam and according to the historians and geographer’s notes, it enjoyed a special importance and honor.
قنات قصبه گناباد
قنات قصبه گناباد به عنوان یکی از پدیده های شگفت انگیز دست ساخته انسان در طول تاریخ و نمادی از هم نوایی بشر با طبیعت توجه بسیاری از مورخان و پژوهشگران را به خود جلب کرده است. این قنات از میانه اراضی کوی شرقی گناباد از محلی معروف به «برج علی ضامن» در داخل رسوب های ریز دانه آغاز شده و از هفت کانات متصل به هم شکل گرفته است. بر اساس آخرین مطالعات طول این قنات 33113 متر و تعداد چاه های آن متجاوز از 470 حلقه و عمق مادر چاه آن نیز حدودا 280 تا 300 متر است. ناصر خسرو قبادیانی نخستین کسی است که در سفر نامه اش به توصیف این قنات پرداخته و عمق چاه آنرا 700 گز و طول آن را چهار فرسنگ ذکر نموده است و آنرا نیز به کیخسرو نسبت داده است. ظاهرا وی از کنار طولانی ترین رشته انشعابی این قنات به نام دولاب نو عبور کرده است. فضای داخلی قنات دارای کانالها و تونلهای اعجاب انگیزی است که با بررسی های انجام یافته بر روی آن حفره هایی مشخص شده، ظاهرا این قسمتها برای قرار دادن چراغ و پینه سوز و وسایل روشنایی به کار می رفته است. در حال حاضر میزان آبدهی این قنات 150 لیتر در ثانیه است. این پدیده می تواند با ارائه طرح مناسب به مکان توریستی بسیار جذاب و دیدنی تبدیل شود. قطعه سفال های پراکنده در اطراف دهانه چاه حاکلی از این است که رشته قصبه در واقع کانال اولیه اصلی قنات گناباد بوده که در زمان هخامنشیان حفر شده و در پی آن رشته های دیگر در مواقع خشکسالی ایجاده شده است.
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 285 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 33 |
طبیعت همیشه از افراط و تفریط بشر آسیب دیده است . از یک طرف خبرهایی حاکی از سوراخ شدن لایه ازن و خطر اشعه های مضر فرابنفش خورشیدی می شنویم و همه جا سعی می کنیم از موادی استفاده نکنیم که لایه ازن را بیش از پیش نازکترمی کنند، از سوی دیگر وسایل و دستگاه هایی می سازیم که همین گاز ازن را به عنوان آلاینده ای به محیط زیست ما وارد می کنند. دستگاه های تصفیه استخرها و ضدعفونی کننده های میوه و سبزی ها از این دست هستند؛ البته ازن در طبیعت هم تولید می شود و در صورتی که ما در آن دستکاری نکرده باشیم توازنی برقرارمی کند؛ اما هیچ نقطه ای از سیر طبیعی حیات را سراغ نداریم که انسانی در آن دستکاری نکرده باشد. ازن گازی فعال است که قابلیت ترکیب بالایی دارد. بد نیست با هم مروری بر آخرین تحقیقات محققان در زمینه خساراتی که ازن (از نوع زیان آورش ) بر طبیعت وارد می کند، داشته باشیم.
این روزها آلودگی هوا فقط در حد یک حرف و صحبت نیست ، فقط کافی است سرتان را از پنجره بیرون ببرید و به وخامت اوضاع آگاه شوید؛ هرچند بارش های پراکنده در روزهای بهاری کمی از حال و هوای آلوده شهرها کم می کند، اما آلاینده ها و آلودگی به جای خود باقی است . صنعتی شدن زندگی بشر، اگرچه دستاوردهای زیادی برای او داشته ، اما به موازات این پیشرفت ها، اثرات ناخواسته ای هم بر زندگی انسان گذاشته است.
برای آلودگی ، تعاریف متفاوت و زیادی ارائه شده است از جمله این که آلوده کننده های هوا ترکیباتی هستند که می توانند به گیاهان ، جانوران و انسان و حتی آثار تاریخی که در معرض هوا قرار دارند، صدمه وارد کنند. هوا هنگامی آلوده محسوب می شود که کاربردهای طبیعی آن دچار اختلال شود؛ اما گروهی از محققان هم آلودگی هوا را یک بیماری اجتماعی می دانند که از فعالیت های انسان ناشی می شود و اثرات زیان آوری بر سلامت و رفاه خود او دارد. موادی که وارد اتمسفر
می شوند، شامل مواد طبیعی و مواد مصنوعی ساخته انسان هستند.
مواد طبیعی که هوا را آلوده می کنند عبارتند از: مواد حاصل از فعالیت های آتشفشانی ، سوزاندن بقایای گیاهی ، فرآیندهای متابولیکی و تجزیه ای که به وسیله میکروارگانیزم ها در خاک صورت می گیرد و ذرات معلق گرد و غبار در هوا مانند گرده گیاهان ؛ اما آلاینده های مصنوعی هم شامل آلاینده های اولیه (هیدروکربن ها و...) و آلاینده های معدنی اولیه (دی اکسیدکربن ، منواکسید کربن و دی اکسید گوگرد و...) هستند. آلاینده های معدنی خود منشاء تولید یک سری آلاینده ها مثل ازن ، پراکسید هیدروژن ، اسیدنیتریک و ... هستند. غلظت ازن در هوای پاک بین 20تا 50پی پی ام است ، اما اگر این مقدار به 100پی پی ام برسد عامل تنش بر گیاهان و جانداران خواهد بود.
انواع ازن
شاید بسیاری از ما ندانیم که دو نوع ازن در طبیعت وجود دارد. نوع اول ، معروف به ازن خوب ، به لایه استراتوسفر مربوط می شود و از ورود اشعه مضر ماورائ بنفش خورشید به جو زمین جلوگیری می کند. در این لایه فتون های پر انرژی نور خورشید با تجزیه مولکول های اکسیژن به اتم های اکسیژن و ترکیب مجدد آنها سبب تولید ازن می شوند. بیشترین مقدار این ازن در همین لایه باقی می ماند و مقدار کمی از آن هم در اثر تغییرات اتمسفر به لایه تروپوسفر وارد می شود اما ازن بد در لایه تروپوسفر جو قرار دارد و حاصل واکنش های فتوشیمیایی روی دی اکسید نیتروژن است . به این ترتیب که مولکول های دی اکسید نیتروژن در اثر نور خورشید به مولکول های منواکسید نیتروژن و اتم های اکسیژن تجزیه می شوند.
اتم های اکسیژن تولیدشده با مولکول های اکسیژن موجود در جو ترکیب شده و ازن تولید می کنند. از طرف دیگر مقداری از ازن تولیدشده دوباره با منواکسید نیتروژن ترکیب شده و تولید دی اکسید نیتروژن و مولکول های اکسیژن می کند و این سبب ادامه چرخه تولید ازن می شود. از سوی دیگر رادیکال های آزاد پراکسی هم می توانند با منواکسید نیتروژن موجود در جو واکنش نشان داده و تولید دی اکسید نیتروژن و رادیکال آزاد آلکوکسی کنند که دی اکسید نیتروژن تولیدی می تواند به عنوان مداده اولیه تولید ازن در چرخه بالا به کار رود. علاوه بر این رادیکال های آزاد پروکسی مانند هم می توانند با مولکول های اکسیژن ترکیب شده و در اثر انرژی نورانی خورشید ازن تولید کنند.
چطور این گازها خطرناک می شوند؟
بعد از تشکیل ازن در هوا، این ترکیب به عنوان یک رادیکال آزاد، آغازگر عمل می کند و با ترکیبات آلی فرار، ترکیب شده و تولید رادیکال های پروکسی و آلکوکسی می کند. رادیکال های پروکسی می توانند در برابر نور خورشید با NO2ترکیب شده و پراکسی استیل نیترات ، پراکسید هیدروژن و آلادهید اسید تولید کنند. این مواد شیمیایی میل ترکیبی بالایی با سیستم های بیولوژیک دارند و به همین دلیل اساس بسیاری از اثرات زیان آور آلاینده های هوا روی انسان و گیاهان هستند.
ازن با درختان چه می کند؟
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 126 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 54 |
کوهنوردى و خطرات کوهستان
ورزش کوهنوردى، با خطر همراه است، معمولاً بخشى از هر کتاب آموزش کوهنوردى، اختصاص به شناخت خطرهاى کوهستان و راه هاى مقابله با آن دارد. همچنین، در بیشتر شماره هاى هر مجله کوهنوردى، اخبارى از حادثه هاى مرگبار یا دردناک به چشم مى خورد. و در صفحه شناسنامه بسیارى از نشریات کوهنوردى، (و برگه هاى درخواست عضویت باشگاه هاى کوهنوردى و بروشورهاى همراه وسایل کوهنوردى) به «خطرهاى ذاتى» این فعالیت به صراحت اشاره شده و از خواننده خواسته شده که مسئولیت عواقب ناشى از حادثه هاى کوهستان را شخصاً بپذیرد.
سازمانهاى جهانى که فعالیتشان مرتبط با کوهپیمایى است، به این ویژگى اشاره دارند، براى مثال در مجموعه رهنمودهایى که اتحادیه جهانى حفاظت (IUCN) در زمینه نگهدارى و استفاده از مناطق کوهستانى ارائه داده است، در چند مورد به خطرهاى محیط هاى کوهستانى اشاره شده است: «رهنمود ۱۴۲- مخاطرات به طور سرشتى بخشى از تجربه کوهستان به شمار مى روند، باید آن را پذیرفت و به رسمیت شناخت. نباید هراس داشت، اما به وسیله احتیاط مستمر و درونى شده مى توان هراس را دست آموز و مهار کرد، مخاطرات را پشت سر گذاشت یا با آن روبه رو نشد و از کوهستان لذت برد. کوهستان هیچگونه بى احتیاطى را بر نمى تابد. » لازم به یادآورى است که آن درجه از «احتیاط مستمر» که بتوان با آن به کلى از خطر کوهستان دور شد، عملاً دست نیافتنى است و با کوهنوردى هاى نوآورانه و دشوار، قابل جمع نیست. بیان واقع بینانه خطرهاى کوهنوردى را مى توان در یکى از بندهاى «بیانیه تیرول» دید که توسط کریس بانینگتون، کوهنورد پرسابقه در کنگره آینده ورزش هاى کوهستانى در اینسبروگ اتریش (۸ سپتامبر ۲۰۰۲) خطاب به کوهنوردان خوانده شد، و مورد قبول بیش از یک صد کارشناس و کوهنورد و سنگ نورد برجسته جهان قرار گرفت: «مسئولیت خطر کردن ها (risks) را بپذیرید.»
بررسى هاى آمارى بسیارى در زمینه خطرهاى کوهنوردى انجام شده است. فقط براى ارائه یک نمونه، مى توان یادآور شد که از میان ۲۱۲ نفر کوهنورد که از ایران در قالب تیم هاى اعزامى فدراسیون از۱۳۵۲ تا ۱۳۸۲ به کوه هاى بلند جهان (هیمالایا، قراقوروم، تیان شان، پامیر) رفته اند، پنج نفر در کوه کشته شده اند (مرحومان عبدالله عزیزى، حسین حراستى، جلال فروزان در برنامه هایى به جز برنامه هاى فدراسیون، محمد داودى در یک برنامه فدراسیون در داخل کشور، محمد اوراز در یک برنامه برون مرزى فدراسیون). این میزان خطر (نزدیک به ۵/۲ درصد)، نشان دهنده میزان ریسکى است که کوهنوردان جدى و پرکار، کم و بیش با آن مواجه اند. البته کوهنوردى عمومى، نسبت به کوهنوردى در کوه هاى بلند جهان، خطر بسیار کمترى دارد، به طورى که شاید بتوان گفت خطر آن از خطر رانندگى حرفه اى و حتى غیرحرفه اى در ایران کمتر است.
در کوهنوردی خطرات به دو دسته تقسیم می شوند:
خطرات پیرامونی (OBJECTIVE HAZARDS)
و خطرات شخصی (SUBJECTIVE HAZARDS).
اصولا برای بررسی و تحلیل یک حادثه کوهنوردی ابتدا سعی می کنند در سطح کلان مشخص شود ین حادثه جزو کدام دسته است بعد به بررسی های فاکتور های آن می پردازند . اجازه بدهید مثالی بزنم : فرضا مرگ یک کوهنورد در بهمن. درست است که بهمن جزو خطرات پیرامونی است ولی اگر آن کوهنورد می دانسته که آن شیب بهمن خیز است بارش برف هم انجام شده اما باز قصد عبور از بهمن را داشته باشد. علت اصلی اتفاق جزو خطرات شخصی طبقه بندی و بعد بنا به معیار هی مربوطه تحلیل می شود. بعنوان نمونه گزارشات آلپاین کلوب آمریکا ACC و یا اتحادیه کوهنوران انگلیس The BMC نمونه های مشخصی از این شیوه بشمار می یند. اگر از هیاهوی خبری و رسانه ای در ین باره بگذریم و واقع بین تر به این فاجعه نگاه کنیم یا این فاجعه بخاطر اشتباهات فردی یا گروهی فنی رخ داده؟
تمام آموزش ها، تمام کلاسها و تمام تجارب برای ایجاد یک حاشیه ایمنی بین ما و این خطرات است. اما هیچ آموزشی و هیچ پیشگیریی نمی تواند محافظ صد در صدی در برابر این خطرات باشد. بنظر من درگذشتگان این فاجعه بسیار بد شانس بودند. در بدترین زمان در بدترین مکان حضور داشتند.
همه ما بهمنی را به امید نریختن آن بریده یم و به گیره ی سست آویزان شده یم . این همان بخش جذاب و غیر قابل پیش بینی کوهنوردی است که باید برای عموم برای جامعه شکافته شود.اگر سال دیگر نه اصلا ماه دیگر یک تیم قصد پیمایش این دره را بنماید . اگر سابقه عبور از این دره را دشته باشد اگر سابقه چند بار عبور در باران را هم در کارنامه خود داشته باشد اگر بهترین ابزار و لوازم را با خود ببرد و به سلامت از دره بیرون بیاید . می توانیم بگوییم:ببینید کار این تیم درست بود.
خطر سرما و گرما در کوهستان
حقایقی درباره سرما از فیزیک:: سرما ما را سرد و گرما ما را گرم می کند، درست، اگر قرار بود ما تمام عمرمان را در یک محیط گرم و نرم باشیم همین سطح از اطلاعات برایمان کافی بود. اما برای کوهنوردی اطلاعات بیشتری نیاز است. برای عموم مردم این موضوع جا افتاده است که اگر در هوای آزاد باشند و احساس سرما کنند و در همان حین باد بوزد آنها احساس سرمای بیشتری را خواهند کرد اما دلیل این موضوع چیزی است که برایشان اهمیت ندارد. اما پاسخ آن برای ما اهمیت زیادی دارد. دلایل علمی که در پشت این مطلب قرار دارد برای ما بسیار راهگشا خواهد بود. ما بدنبال یافتن دلایل علمی لرزییدن، احساس گرما و سرما هستیم. برای ما جزییات اهمیت دارد. هر چقدر که این جزییات را بدانیم احتمال صعود موفق خود را افزایش داده ایم. پس بیا یید با جزییات شروع کنیم. با اتمها.
حرکت اتمها :: هر اتمی محتوی انرژی است. اتمها حرکت می کنند و هر چقدر پرانرژی تر باشند با سرعت بیشتری حرکت می کنند. این حرکت با گرما اندازه گیری می شود. پس حرکت سریعتر نشانه گرمای بیشتر است. قانونی هست که می گوید: انرژی همواره بدنبال تعادل یافتن است. اما این تعادل با انتقال انرژی از سطح بالاتر به سطح پایینتر شکل می گیرد.و به عبارت دیگر از گرما به سرما. اتفاقی که می افتد آن است که در هنگام برخورد اتمها به یکدیگر انرژی از اتمهای پر انرژی به اتمهای کم انرژی منتقل می شود. در این راه بخشی از گرما به اتم های کم انرژی منتقل می شود و به این شکل تعادل برقرار می شود. حالا می توان گفت که گرما وجود انرژی و سرما نبود انرژی است. حرکت اتمها در دمای °C 273.15 – یا در 0° درجه کلوین متوقف می شود. دمای بخشهای درونی (Core) بدن ما 37°C و دمای لایه بیرونی آن 34°C است. به علت این اختلاف دما (گرادیان حراراتی)، حرارت هسته بدن به سمت لایه بیرونی منتقل می شود و حرارت (انرژی) از سطح پوست بدن به محیط منتقل می گردد. بسته به نوع پوشش، بخشی این حرارت از لباسها عبور کرده و به اتمسفر وارد می شود. این فرآیند، انتقال حرارت به طریقه هدایت (conduction) نامیده می شود.
تعادل حرارتی:: این انتقال انرژی (هدایت) ادامه دارد تا زمانیکه سطح انرژی در هر دو ماده برابر شود. این فرآیند تعادل حرارتی، نامیده می شود. درک مفهوم آن برای شما بسیار ضروری است، چرا که در کوهستان ادامه حیات شما به آن بستگی دارد. اگر قدری یخ را درکف دستتان قرار دهید فرایند انتقال انرژی آغاز می شود و تا برقراری تعادل حرارتی ادامه خواهد داشت. شما احساس سرما می کنید نه به این خاطر که سرما توسط اتمهای پوستتان جذب شده، بلکه به این دلیل که انرژی اتمهای دست شما به اتمهای یخ منتقل شده است. انتقال انرژی تا زمانی که دمای مولکولهای یخ به34°C برسد و با دمای پوست شما برابر شود ادامه دارد. به این دلیل که میزان انرژی بدن شما بسیار بیشتر از تقاضای یخ برای رسیدن به 34°C است بدن شما این جنگ را می برد و یخ ذوب می شود. برعکس اگر شما برهنه در یک یخچال طبیعی قرار بگیرید این بدن شماست که بازنده این جنگ خواهد بود. پس ادامه حیات بدن ما بسته به این جنگ ایجاد تعادل حرارتی بین بدن و محیط اطراف است. ما در این جنگ همواره بازنده خواهیم بود اما خوشبختانه این امکان را داریم تا خودمان را با غذا (انرژی) و تجهیزات مجهز کنیم و جنگ را ادامه دهیم. زمانی که فرآیند تجهیز به هر دلیل متوقف شود ما قربانی این تعادل حراراتی خواهیم بود.
حقایقی در مورد سرما و بیولوژی بدن :: همانطور که اکثر کوهنوردان می دانند، دمای مناسب برای متابولیسم (سوخت و ساز) بدن 37°C است. این درجه حرارات باید برای انجام منظم فعالیتهای حیاتی در هسته (Core) بدن مانند قلب، شش ها، مغز ثابت باشد. لایه بیرونی این هسته از پوست با ضخامت 1.65 میلیمتر تشکیل شده است. پوست بدن مساحتی حدود 1.8 متر مربع را پوشش می دهد و وظیفه مهم آن که درجه حراراتی حدود 34°C دارد، کاهش انتقال حرارات بخش درونی بدن به اتمسفر است. اولین علائم تغییر درجه حرارت بخش درونی بدن لرزیدن و جمع شدن (پوست مرغی شدن) پوست بدن است. لرزیدن تلاش بدن برای ایجاد گرما با منبسط و منقبظ کردن عضلات و ایجاد اصطکاک بین آنها است. و جمع شدن پوست تلاش بدن برای راست شدن موهای سطح پوست و ایجاد یک فضای خالی برای گرم شدن بیشتر است. اگر این کاهش دمای بخشهای درونی بدن ادامه یابد، بدن گردش خون را محدود می سازد تا اتلاف حرارات را از طریق سیستم خون رسانی کاهش دهد. مثل عقب نشینی های نظامی بدن نیز برای حفظ مغز و مرکز فرماندهی، انگشتان دست و پا و حتی خود دست و پا را قربانی می کند و با کاهش خون رسانی به آنها سعی در حفظ سطح فعالیتهای حیاتی بدن دارد. سرما زدگی عموما در این مرحله اتفاق می افتد.
در این شرایط بدن شما هورمونهای شیمیایی نیز ترشح می کند. تروکسین که باعث افزایش میزان متابولیسم بدن شده و آدرنالین که فشار خون را افزیش می دهد و سرعت تبدیل کلیکوژن به گلوکز و چربیها به اسید های چرب را افزایش می دهد. اگر تمام این کارها فایده ای نداشت و دمای دورن بدنتان 2°C کاهش یافت در این شرایط شما اثرات سرمازدگی را احساس خواهید کرد. سطح هوشیاری شما کاهش یافته، گیج و بیحال خواهید شد. در این شرایط اگر در موقعیت مناسبی قرار نداشته باشید و کمکهای اولیهه مناسب دریافت نکنید احتمال اینکه آسیب بیشتری ببنید وجود دارد. با توجه به کاهش سطح هوشیاری، نقش همنوردان شما در درک علائم اولیه سرمازدگی و نجات شما بسیار مهم است. اگر کاهش دما همچنان ادامه یابد، عضلات، دست از فعالیت خواهند کشید و کنترل کننده های حرارت داخلی بدن مثل هیپوتالاموس نیز متوقف می شوند. در این شرایط شانس زنده ماندن شما به حداقل می رسد. با کاهش دمای بخشهای داخلی بدن به میزان 5°C بدن دچار سرمازدگی شدید خواهد شد و بلافاصله مرگ در پی آن به سراغ فرد می آید. اگر تجهیزات لازم و داروهای مناسب محیا باشد می توان افراد سرمازده ای را که درجه حرارات بدن آنها به کمتر از 15°C نیز رسیده است نجات داد اما در کوهستان امکان امداد و نجات در این موارد و حتی کمتر از آن عملا غیر ممکن است.
فهرست
عنوان صفحه
کوه نوردی و خطرات کوهستان 1
خطر گرما وسرما در کوهستان 4
خطرات صاعقه در کوهستان 9
بهمن 11
بلاهای ممکن دیگر در کوهنوردی 20
کوه گرفتگی یا ارتفاع زدگی 21
بیماری کوه گرفتگی 21
پیشگیری از ارتفاع زدگی 29
سقوط در کوهستان 31
راههای جلوگیری از سقوط 32
خطر مه در کوهستان 33
کولاک در کوهستان 34
تغذیه در کوهستان 35
تجهیزات کوهنوردی 37
لایه بندی لباسها 38
مسئولیت حوادث کوهنوردی 50
منابع 52
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 35 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 47 |
مشخصات عمومی:
کشور ترکیه در نیمکرهی شمالی و نقطهی تلاقی در قارهی مهم آسیا و اروپا مکانیابی شده است. و همانطور که میدانیم این کشور در جنوب شرقی اروپا و غرب آسیای میانه واقع شده است و بین مدار 35 درجه و َ50 دقیقهای و 42 درجه و 6 دقیقه عرض شمالی و 35 درجه و 50 دقیقهای 44 درجه و 48 دقیقه طول شرقی نصفالنهار گرینویچ قرار گرفته است. موقعیت جغرافیایی ترکیه باعث شده است، حالت پلی بین دو قاره آسیا و اروپا باشد و این کشور بوسیلهی گذرگاههای سفر و دارد انل از اروپا جدا میشود. ترکیه از معدود کشورهایی است که موقعیت ویژهی ژئوپلیتیکی آن موجب شده است که حداقل طی نیم قرن اخیر یکی از عمدهترین عوامل اثربخشی و اهمیت ترکیه برای قطبهای قدرت جهانی و واگذاری نقشهای مهم و کلیدی به این کشور در عرصه سیاسی و سرنوشتساز بودن نحوهی عمل این دولت در معادلات بینالمللی شود. موقعیت ارتباطی و ترانزیتی، نقطهی اتصال در قاره آسیا و اروپا تسلط ترکیه بر حوزههای دریای مدیترانه و دریای اژه و دریای سیاه و همچنین آبراهههای استراتژیکی بسفر و داردانل موقعیت و نقش ترکیه در جهان اسلام، قرار گرفتن ترکیه در مناطق بحرانی قفقاز و آسیای مرکزی، اروپای شرقی و خاورمیانه، موقعیت هیدروپلیتیک مناسب ترکیه از حیث در اختیار داشتن منابع آبی فراوان و تسلط بر رودخانههای پرآب منطقه، روابط شکننده این کشور با همسایگان حوزه، عضویت در ناتو که کشور ترکیه را در منطقه و جهان از اهمیت ویژهای برخوردار ساخته است.
بطور کلی هر پدیدهای در هر یک از دو قارة آسیا و اروپا به نحوی با ترکیه و مسائل آن در ارتباط است. به لحاظ همین موقعیت اروپایی ـ آسیایی است که رژیم حاکم بر آن برچگونگی سیاستهای اجرایی قدرتهای جریان مؤثر است. و چه بسا حساسیت حفظ وضع موجود در ترکیه عامل در تعادل قوا محسوب میشود. در مورد موقعیت ژئوپلیتیکی و استراتژیکی کشور ترکیه میتوان گفت که این کشور با عضویت در ناتو نزد اروپائیان و سیاستمداران آمریکایی از موقعیت خاصی برخوردار است، که با خاتمهی جنگ سرد و عادی شدن روابط بین دو قدرت بزرگ و بیانگیزه بودن پیمان ناتو چنین تصور میشود که ترکیه اهمیت گذشتهی خود را از دست داده است. اما موقعیت ژئوپلیتیکی ترکیه که بلافاصله پس از جنگ سرد به شدت از اهمیت گذشتهی آن کاسته شده بود با تجاوز عراق به خاک کویت و تشکیل نیروهای اعتلاف در پی آن و همچنین با پیدایش جمهوریهای تازه استقلال یافته و طرح مسائل امنیت حوزة دریای سیاه و مدیترانه بیش از پیش اهمیت یافته است.
جغرافیای طبیعی ترکیه:
آب و هوا در مناطق مختلف کشور ترکیه با توجه به عواملی هم چون توپوگرافی، دوری و نزدیکی به دریا و چگونگی وزش بادهای محلی و منطقهای دارای آب و هوای متنوع است. وجود مناظر و طبیعت گوناگون بویژه کوههایی که در امتداد سواحل قرار گرفتهاند عمدهترین عامل تنوع آب و هوایی محسوب میگردد.
الف) آب و هوای مدیترانهای:
1) اقلیم مرطوب مدیترانهای 2) اقلیم نیمه مرطوب مدیترانهای
ب) اقلیم دریای سیاه ج) اقلیم نیمه مرطوب دریای مرمره د) اقلیم استپی.
هـ) اقلیم حارهای ß نواحی داخلی کشور.
از لحاظ توپوگرافی نیز این کشور از دو شبه جزیرة آناتولی (بخش آسیای صغیر) و تراس (بخش اروپایی تشکیل شده است. که شبه جزیرة تراس در رشته کوههای پوشیده از جنگل محصور شده و دو دورة آن ارتباط این ناحیه را با قلل بغار را فراهم میکند.
از نظر توپوگرافی ترکیه به هفت ناحیه تقسیم میشود. نواحی دریای سیاه، دریای مرمره، اژه مدیترانه، آناتولی مرکزی، آناتولی شرقی، آناتولی جنوب شرقی که بزرگترین ناحیهی ترکیه آناتولی شرقی میباشد. دو تنگهی ترکیه: تنگهی بسفر (تنگهای در جنوب شرق اروپا و جنوب غرب آسیا که دریای سیاه را به دریای مرمره وصل (بسفر) میکند. و بسفر ترکیهی آسیایی را از ترکیهی اروپایی جدا میکند. تنگهی داردانل، تنگهای در شمال غرب ترکیه که ترکیهی آسیایی و شبه جزیرة گای پولی در ترکیهی اروپایی واقع شده است، که دریای مرمره را از دریای مدیترانه جدا میکند.
ـ رودهای مهم ترکیه: 1) طویلترین رود، رود قزل ایلماق به طول 1355 کیلومتر است که به دریای سیاه میریزد. 2) رود دجله و فرات. 3) رود آسی 4) رود ارس.
دریاچهها: بیشتر از 300 دریاچهی طبیعی و 130 دریاچهی مصنوعی که حقیقتاً کشور دریاچههاست. ترکیه با 8 کشور همسایه است: 1) ایران 2) عراق 3) سوریه 4) روسیه 5) گرجستان 6) ارمنستان 7) بلغارستان 8) یونان
جغرافیای انسانی ترکیه:
تاریخ، فرهنگ، پیشینهی تاریخی: هجوم ترکها از استپهای آسیای مرکزی یکی از تحولات مهم در خاورمیانه است. ورود اولین گروه ترک زبان به آناتولی در قرن (11.م) اتفاق افتاد. در قرن (13.م) با ضعف و زوال امپراطوری روم، عثمانی در سال (1299هـ.ق) اعلام استقلال کرد. با استقرار امپراطوری عثمانی و آغاز عصر تهاجم به اروپا دنیای غرب از خواب قرون وسطایی بیدار شد، به طوری که آنها توانستند در قرن (16.م) تمام ترکها را در اعماق اروپا متوقف نمایند. به تدریج رهبران عثمانی اصلاحاتی در زمینههای اداری و آموزشی را احساس نموده و از این طریق نسلی در جامعهی عثمانی پرورش یافت که خواهان اخذ تمدن و فرهنگ از غرب گردیدند. در این میان نقش دیپلماتهای خارجی، مسیونرهای خارجی، تجار و مسافران اروپایی همراه با اعزام دانشجویان نظامی و آموزش به روش غربی بسیار حائز اهمیت گردید. در عصر زوال امپراطوری، استراتژیهای عثمانی گرایی، اسلام گرایی، پان ترکیسم به طور رسمی پذیرفته شد. سقوط امپراطوری و تأسیس جمهوری در سال 1923 به رهبری آتاترک روند اصطلاحات غربی گرایانه را شهرت بخشید و استراتژی غربگرایانه در سطح وسیع اعمال میگردید. اگر در عصر امپراطوری فرهنگ غربی در میان تعدادی از دولتمردان و هیئت حاکمه عثمانی نفوذ داشت. اما در عصر جمهوری این فرهنگ به میان مردم برده و ترویج میگردد. در واقع جمهوری ترکیه از خرابههای امپراطوری کهن عثمانی سربرآورد. رهبر آن کمال مصطفی پاشا معروف آتاترک بعنوان الگوی رهبران غربگرا دست به اصلاحات وسیعی زد و سعی نمود هرآنچه شرقی و مذهبی در جامعهی ترکیه میباشد منسوخ و به جای آن ارزشهای غربی را حکمفرما سازد. با القای حکومت عثمانی در 21 اکتبر 1923.م آتاترک بعنوان رئیس جمهور تعیین و حتی تا پایان عمرش یعنی نوامبر 1938.م ادامه یافت که با اقدامات او تغییراتی در وضع حکومتی ترکیه حاصل شد.
بعد از گروه آتاتورک عصمت انیونو رهبر حزب خلق به ریاست جمهوری رسید. عصمت اینونو که بین سالهای 1938 تا سال 1950 رئیس جمهور ترکیه بود توانست ترکیه را در مدت زمان بیشتری از جنگ جهانی دوم بیطرف نگه دارد. ولی فشار متفقین موجب شد که ترکیه در ژانویه سال 1945 به آلمان و ژاپن اعلام جنگ بدهد. پس از پایان جنگ برسر اختلافاتی که میان ترکیه و شوروی بر سر دو تنگهی بسفرو داردانل روی داد روابط سیاسی در کشور سختتیره شد و به دنبال همین ترس از هجوم بود که ترکیه در سال (1952.م) به پیمان ناتو پیوست. در انتخابات سال (1950.م) عصمت شکست خورد.
جلال بایر، رهبر حزب دموکرات به ریاست جمهوری رسید و عدنان مندس نخستوزیر شد. که حکومت او نیز با کودتای ژنرال جمال گورسل در سال (1960) به پایان رسید. تا اینکه در انتخابات 1965 حزب عدالت به رهبری دمیرل پیروز شد، که او نیز به دنبال یک سری اعتصابات کارگری و دانشجویی و موجی از ناآرامیها تحت فشار نظامیان دمیرل مجبور به استعفا شد. پس از این کودتای تاریخی تا انتخابات (1973.م) ارتش بطور غیرمستقیم با انتصاب نخستوزیران بیطرف و جلب آراء مجلس زمام امور را در دست داشت. در سال (1974) آقای بولنست اجویت از حزب جمهوری خواه خلق (متمایل به چپ) با اعتلاف با حزب راستگرای رستگارهای (با تمایلات اسلامی) به نخستوزیری برگزیده شد. مقاومت اجویت در مقابل درخواست (ضمیمهسازی) قسمت شمالی جزیرهه قبرس از سوی حزب رستگرای ملی پیشنهاد میشد. به موجب استعفای وزرا و سقوط کابینه اجویت و روی کارآمدن سلیمان دمیرل در آوریل 1975 رئیس جمهور شد، که در انتخابات ژوئن 1979 بیثباتی دمیرل به اثبات رسید و او نیز استعفا داد. که با روی کار آمدن مجدد دمیرل و استعفای او و همچنین اجویت در سال 1980 نظامیان به رهبری ژنرال کنعان اوران دست به کودتایی زدند و دمیرال سرنگون شد. و در سال 1985 رهبر حزب مام میهن به نام تورگت اوزال، نخست وزیر شد. اما در سال 1996 نجمالدین ارکان به رهبری اسلامگرایان به پیروزی رسید. اریکان که از سر شدن روابط ترکیه با اعراب و کشورهای اسلامی در ارتباط با برقراری ارتباط با اسرائیل و بستن آب فرات بر روی سوریه نگران بود در جهت نزدیک شدن به کشورهای اسلامی گام برداشت. و نظامیان ترکیه را به رویارویی با خود برانگیخت.
و در همین شرایط سلیمان دمیرل رئیس جمهور وقت را برآن داشت تا اریکان را عزل کند و مسعود ییلماز به نخستوزیری برگزید. ترکیه به عنوان یکی از یازده کشوری که در لیست انتظار برای پیوستن به اتحادیهی اروپا قرار دارد مدت ده سال است که در این زمینه تلاش میکند ولی برخلاف انتظار در کنفرانس مارس 1998 لندن شرکت نداشت. و علت آن هم استفادهی دولت آلمان از حق وتوی خود برای جلوگیری از دعوت این کشور برای شرکت در کنفرانس مذکور اعلام گردید. در انتخابات پارلمانی آوریل 1999 حزب دموکراتیک چپ با کسب 3/22% آراء و 136 کرسی به اکثریت نسبی دست یافت. و رهبر آن بولنت اجویت در رأس یک دولت قرار گرفت. در سال 1999 عبدالله اوجالان رهبر استقلال طلبان کردهای ترکیه توسط عوامل اطلاعات این کشور در کفیا دستگیر و به زندان انداخته شد. در این سال احمد نجدت لرز از طرف مجلس برای هفت سال بعنوان رئیس جمهور انتخاب گردید.
سیر تحولات فرهنگی: